خلاصه داستان: داستان فیلم با گمشدن یک دختر شروع میشود. مرد جوانی که سابقاً پلیس بوده تصمیم به حل این پرونده میگیرد و متوجه میشود که فرقهای زیرزمینی، قصد احضار موجودی وحشتناک و منحوس را دارند. جیمز لاسومبر، افسر سابق پلیس، پس از پیدا کردن دوچرخه رها شده دختری نوجوان به نام آماندا، درگیر پروندهای فراطبیعی میشود. او در جستجوی حقیقت، با فرقهای مرموز به نام «مرد تهی» روبرو میشود که اعضای آن به موجودی باستانی اعتقاد دارند. جیمز در مسیر تحقیق، با پدیدههایی مواجه میشود که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند و او را به سفری در اعماق ذهن و روح میکشاند. او باید پیش از آن که دیر شود، راز این فرقه را کشف کند و از نابودی خود و دیگران جلوگیری نماید. اما هر قدم او را به حقیقتی هولناک نزدیکتر میکند که ممکن است برای همیشه زندگی او را تغییر دهد.
خلاصه داستان: آتشکار، فیلمی درام و اجتماعی به کارگردانی محسن امیریوسفی، روایتگر زندگی مردی است که در کارخانه ذوب آهن به عنوان آتشکار مشغول به کار است. او که با فشارهای اقتصادی و بحرانهای خانوادگی دست و پنجه نرم میکند، در یک تصمیم سرنوشتساز با روح پدرش درگیر میشود. این تقابل درونی و بیرونی، او را به سفری میبرد که مرز بین واقعیت و خیال را محو میکند. فیلم با نگاهی عمیق به طبقه کارگر، مفاهیمی چون مسئولیت، پشیمانی و رستگاری را به تصویر میکشد. حمید فرخنژاد با بازی درخشان خود، ابعاد پیچیده این شخصیت را به خوبی نشان میدهد. آتشکار با فضاسازی صنعتی و نمادین، تجربهای متفاوت در سینمای ایران ارائه میدهد.
خلاصه داستان: داستان روث اسلیتر، زنی که پس از تحمل بیست سال حبس به دلیل جنایتی خشونتآمیز، از زندان آزاد میشود و به جامعهای بازمیگردد که حاضر به بخشش گذشتهی او نیست. او در تلاش برای بازسازی زندگیاش، به دنبال برقراری ارتباط با خواهر کوچکترش کیتی است که در کودکی از او جدا شده است. اما خشم و سوءظن اطرافیان، همراه با تعصب و قضاوتهای ناعادلانه، مسیر او را پر از مانع میکند. روث در این میان با چهرههای مختلفی از جامعه روبرو میشود؛ از خانوادهای که قربانی جنایت او بودهاند تا افرادی که به او فرصت دوباره میدهند. او باید با عواقب اعمال گذشتهاش کنار بیاید و ثابت کند که شایستهی بخشش و زندگی دوباره است. این درام روانشناختی، با نگاهی تیزبینانه به مفاهیم گناه، رستگاری و عدالت، داستانی تأثیرگذار و پرتنش را روایت میکند.
خلاصه داستان: لئونارد شلبی، که به دلیل ضربهای که به سرش وارد شده، توانایی ساخت خاطرات جدید را از دست داده و تنها خاطراتی که پیش از حادثه داشته را به یاد میآورد. او در تلاش است تا قاتل همسرش را بیابد، اما حافظهاش هر چند دقیقه یکبار پاک میشود. برای غلبه بر این مشکل، از یادداشتها، عکسها و خالکوبیهای روی بدنش استفاده میکند. داستان به صورت معکوس روایت میشود و بیننده همگام با لئونارد، درگیر پازلی پیچیده از حقیقت و فریب میشود. هر صحنه، کلیدی به گذشته است و هر کشف، سوالی تازه ایجاد میکند. در این مسیر، شخصیتهایی مانند تدی و ناتالی هر یک نقشی مبهم و دوپهلو دارند و لئونارد نمیداند به چه کسی اعتماد کند. فیلم به تدریج نشان میدهد که حافظه، نه تنها ابزار شناخت، بلکه عامل هویت و حتی فریب است. «یادگاری» روایتی است درباره حقیقت، انتقام و ماهیت خاطرات.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۹، پاتریک هیزلوود، استاد بازنشسته موزه، به دلیل سکته مغزی به خانهای در برایتون منتقل میشود. ماریون و تام، زوجی که از او مراقبت میکنند، مجبور میشوند با خاطرات گذشته روبرو شوند. چهل سال قبل، در دهه ۱۹۵۰، تام جوان پلیسی خوشچهره است که با ماریون معلم مدرسه رابطه دارد، اما در پنهان، عاشق پاتریک، مسئول موزه است. این مثلث عشقی پنهان، در جامعهای که همجنسگرایی جرم محسوب میشود، زندگی هر سه نفر را برای همیشه تغییر میدهد. ماریون که حقیقت را کشف کرده، تصمیمی میگیرد که مسیر زندگیشان را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: الناز شاکردوست وکیل تسخیری عماد (حامد بهداد) است که همسر خود را به دلیل بدبینی و سوءظن به قتل رسانده است. دادگاه با خواست اولیای دم، عماد را به اعدام محکوم میکند. وکیل جوان در تلاش است تا با کمک پوریا پورسرخ، مدرکی برای اثبات بیگناهی یا تخفیف مجازات او بیابد. پروندهای که هرچه پیش میرود، ابعاد تازهای از روابط پیچیده و رازهای پنهان را برملا میسازد.