خلاصه داستان: سه یتیم پیوندی ناگسستنی تشکیل میدهند و در کنار یکدیگر در سواحل رودخانه کریشنا در شهر ویجایوادا، هند، بزرگ میشوند و به خانوادهای برای یکدیگر تبدیل میشوند. این سه دوست، که هرکدام بار سنگینی از گذشته خود را به دوش میکشند، در دنیایی پر از بیعدالتی و سختی، به دنبال یافتن راهی برای بقا و ساختن آیندهای بهتر هستند. در طول این مسیر، وفاداری و محبت میان آنها به بزرگترین دارایی آنها تبدیل میشود و آنها را در برابر چالشهای پیشرو مقاوم میسازد.
خلاصه داستان: در محلهای فقیرنشین در حومه دهلی به نام بخش ۳۶، چندین کودک به شکلی مرموز ناپدید میشوند. بازرس رام چاران پاندی، پلیسی که خود درگیر فساد است، برای فرار از مشکلاتش پرونده این ناپدیدشدگان را به عهده میگیرد. او به تدریج متوجه میشود که عامل این جنایتها یک قاتل زنجیرهای است که در همان محله زندگی میکند. تعقیب و گریز ذهنی میان پلیس و قاتل آغاز میشود و هرچه پرونده عمیقتر میشود، رازهای تاریکتری از جامعه و فساد سیستماتیک آشکار میگردد. این فیلم بر اساس جنایتهای واقعی ساخته شده و فضایی تاریک و پرتنش دارد.
خلاصه داستان: داستان مردی به نام دیوید را روایت میکند که با بحرانهای زندگی مواجه است و برای خرید یک مبل به همراه مادر بیمار و سه خواهرش به فروشگاهی میرود. این فروشگاه که در آن مادر دیوید تصمیم میگیرد از جایش تکان نخورد، تبدیل به صحنهای برای شکستن دیوارهای خفقانی روابط خانوادگی میشود. مبل به یک نماد از پناهگاه و فرار از واقعیت تبدیل میشود، جایی که مادر دیوید، با نشستن بر آن، از رویارویی با دنیای بیرون خودداری میکند و همین باعث ایجاد بحرانهای جدیدی در خانواده میشود.
خلاصه داستان: ویکرام، مردی که پس از سالها از زندان آزاد شده، برای بازسازی زندگیاش به عنوان پرستار و همراه یک میلیونر فلج به نام پرساد استخدام میشود. پرساد که تنها قادر به حرکت دادن چشمهایش است، به ویکرام اجازه میدهد در عمارت مجلل او زندگی کند. به تدریج، میان این دو شخصیت متفاوت، دوستی عمیقی شکل میگیرد. ویکرام تلاش میکند با برنامههای جسورانه، شادی را به زندگی پرساد بازگرداند. اما حضور زنی به نام کجال، خاطرات گذشته پرساد را زنده میکند و پرده از رازی برمیدارد که زندگی هر دوی آنها را دگرگون میکند. این فیلم داستانی احساسی درباره امید، دوستی و معنی واقعی زندگی است.
خلاصه داستان: چهار روز مانده به عروسی، باچان، مأمور مالیات شجاع و بیباک، پس از پایان تعلیق کاریاش، مأمور میشود تا خانه موتیام جاگایاه، سیاستمدار بیرحم و پرنفوذ، را زیر و رو کند. این آغاز ماجرایی پرالتهاب است. او در این مسیر با چالشهای شخصی و حرفهای زیادی روبرو میشود و باید میان عشق، عدالت و خطر، تعادل برقرار کند.
خلاصه داستان: ۲۶ اکتبر ۱۹۷۹، ترور رئیسجمهور، کشور را تکان میدهد. وکیل جونگ این-هو که دفاع از پارک ته-جو، دبیر دخیل در این ترور، را بر عهده میگیرد، وارد یکی از بدنامترین دادگاههای سیاسی تاریخ کره جنوبی میشود. با وجود اینکه پارک ته-جو به دلیل موقعیت نظامی خود با حکمی از پیش تعیینشده مواجه است، جونگ این-هو با تمام توان برای برگزاری یک دادگاه عادلانه میجنگد و از بیعدالتی روند دادرسی خشمگین میشود.