خلاصه داستان: در قرن نوزدهم، جاناتان هارکر، مشاور املاکی از شهر ویسمار، برای فروش خانهای به کنت دراکولا، به قلعهای دورافتاده در ترانسیلوانیا سفر میکند. او که از نیت شوم کنت بیخبر است، قراردادی امضا میکند که زندگی او و همسرش لوسی را به خطر میاندازد. دراکولا با کشتی به ویسمار میآید و طاعون و مرگ را به همراه میآورد. لوسی که با مرگ دوستانش و ناتوانی پزشکان مواجه است، راز خونآشام بودن کنت را کشف میکند. او برای نجات شهر، خود را قربانی میکند و در نهایت با نگه داشتن دراکولا تا طلوع آفتاب، او را نابود میسازد. اما مرگ لوسی نیز در این راه رقم میخورد و جاناتان با قلبی شکسته به زندگی ادامه میدهد.
خلاصه داستان: دختری جوان به نام امیلی رز پس از تجربههای وحشتناک و تشنجهای مرموز، طی مراسم جنگیری توسط کشیش مور جان خود را از دست میدهد. کشیش به اتهام قتل غیرعمد محاکمه میشود. وکیل مدافع، ارین برونر، در دادگاهی پرتنش تلاش میکند ثابت کند که مرگ امیلی نتیجه یک جنگ معنوی واقعی بوده است، نه سهلانگاری پزشکی. او با شهادت شاهدان، از جمله پزشک معالج و روانپزشک، روایتهای متضادی را درباره ماهیت پدیدهها مطرح میکند. در این میان، ایمان و عقل در برابر هم قرار میگیرند و راز تلخ زندگی امیلی و انگیزههای پنهان او فاش میشود.
خلاصه داستان: این فیلم تصویری آشکار و بیپرده از جنایات جنگی است که توسط نیروهای ژاپنی در واحد ۷۳۱ ــ واحد مخفی آزمایشهای سلاحهای بیولوژیکی ارتش امپراتوری ژاپن در طول جنگ جهانی دوم ــ انجام شده است. فیلم بهتفصیل به انواع آزمایشهای پزشکی بیرحمانهای میپردازد که این واحد بر روی اسیران چینی و شوروی در واپسین روزهای جنگ اجرا کرده است.
خلاصه داستان: گلشن، یک مربی بسکتبال بدنام که به دلیل رفتارهای غیرحرفهای از تیمش کنار گذاشته شده، به عنوان بخشی از خدمات اجتماعی به یک مرکز توانبخشی معرفی میشود. او قرار است به گروهی از جوانان با معلولیت ذهنی بسکتبال آموزش دهد. در ابتدا گلشن با تردید و بیمیلی به این مأموریت نگاه میکند و احساس میکند به این فضا تعلق ندارد. اما به مرور، با دیدن اشتیاق و استعداد نهفتهی این بازیکنان، نگاهش تغییر میکند. او درمییابد که این تیم شاید واقعاً توانایی رسیدن به رقابتهای قهرمانی ملی را داشته باشد. این سفر نهتنها به شکوفایی بازیکنان کمک میکند، بلکه خود گلشن نیز با چالشهای درونیاش روبهرو شده و در مسیر رشد قرار میگیرد. داستان حول محور تلاش، امید و پیوندهای انسانی میچرخد.
خلاصه داستان: فیلم «۴۷» بر اساس یک داستان واقعی، روایتگر تلاش مانولو ویتال، راننده اتوبوس بارسلونا در اواخر دهه ۱۹۷۰ است که در اعتراض به نادیده گرفته شدن محله مهاجرنشین توره بارو، دست به اقدامی تاریخی میزند. او با جابهجایی یک اتوبوس شهری به این محله محروم، نمادی از مقاومت در برابر نابرابری و بیعدالتی میآفریند. این اقدام جسورانه، توجه عمومی را به مشکلات ساکنان و نیاز آنها به امکانات شهری جلب میکند و مانولو را به چهرهای محبوب در میان مردم تبدیل میکند. داستان فیلم، به شکلی تأثیرگذار، تلاشهای مانولو برای ایجاد تغییر و بهبود شرایط زندگی همسایگانش را در بحبوحه تحولات شهری بارسلونا به تصویر میکشد. «۴۷» روایتی انسانی و الهامبخش از قدرت اراده فردی در برابر ساختارهای ناعادلانه است که تماشاگر را با شخصیت اصلی همراه میکند و به تفکر درباره معنای واقعی شجاعت و همبستگی وا میدارد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۱، خواهر و برادر دوقلویی به نامهای آیدا و لوک به همراه پدرشان در مزرعهای دورافتاده در اورگان زندگی میکنند. مادرشان به تازگی درگذشته و آنها درگیر غم و اندوه و نیز سوالاتی درباره مرگ او هستند. آنها به تدریج نشانههایی از نیروهای ماوراءالطبیعه را در اطراف خانه کشف میکنند و با یک رسانه محلی آشنا میشوند که ادعا میکند میتواند با مادرشان ارتباط برقرار کند. این کشف آنها را به سفری پر رمز و راز میکشاند تا حقیقت را درباره گذشتهشان و رازهای پنهان خانواده پیدا کنند.