خلاصه داستان: در یک منطقه کوهستانی دورافتاده در هند، هیولایی افسانهای به نام جانی دشمن هر شب به روستاییان حمله میکند و آنها را به وحشت میاندازد. یک گروه از ماجراجویان جوان برای مقابله با این موجود وارد منطقه میشوند و با رازهای تاریکی روبرو میشوند.
خلاصه داستان: پس از مرگ میلیاردر عجیب و غریب، پنج گروه از نزدیکان او شامل خدمتکاران، اقوام، وکیل و بیوهاش برای تصاحب ارثی عظیم وارد یک رقابت نفسگیر میشوند. وصیتنامه عجیب متوفی آنها را ملزم میکند در یک شکار گنج شهری شرکت کنند و هرکس زودتر مجموعهای از اشیای عجیب و غریب را پیدا کند، همه ثروت را از آن خود خواهد کرد. این مسابقه دیوانهوار آنها را به خیابانها، فروشگاهها و خانههای متروکه میکشاند و هر گروه با استفاده از روشهای خلاقانه و گاه خطرناک سعی در پیشی گرفتن از دیگران دارد. در این میان، شخصیتهای رنگارنگ و موقعیتهای بامزهای خلق میشود که تماشاگر را تا پایان فیلم همراه میکند.
دوبله فارسی
زیرنویس فارسی
جزو ۲۵۰ فیلم برتر با رتبه 51
خلاصه داستان: زمانی که خدمه ی یک سفینه ی فضایی، پیامی نگران کننده از یک سیاره ی ناشناخته دریافت می کنند، بعد از جستجو برای بازمانده ای در آن سیاره، آن ها درمی یابند همراه خودشان یک موجود فضایی ناشناخته را وارد سفینه کرده اند. این موجود که به تدریج رشد می کند، خدمه را یکی پس از دیگری شکار می کند. الن ریپلی، افسر ارشد سفینه، باید با موجودی هوشمند و بی رحم روبرو شود که برای بقا دست به هر کاری می زند. او در این میان باید بین نجات جان خود و انجام وظیفه، یکی را انتخاب کند. تعلیق و وحشت در فضای بسته سفینه، تجربه ای فراموش نشدنی را رقم می زند.
خلاصه داستان: زمان جنگهای ویتنام است. به کاپیتان «ویلارد» دستور داده میشود که به جنگلی در کامبوج رفته و سرهنگ کورتز خائن را که درون جنگل برای خودش ارتشی تشکیل داده پیدا کرده و بکشد. زمانی که او در جنگل فرود میآید، کمکم توسط نیروهای مرموزی در جنگل گرفتار میشود تا حدی که دچار جنون میشود. همراهانش هم یکییکی به قتل میرسند. همینطور که ویلارد به مسیرش ادامه میدهد، بیشتر و بیشتر شبیه کسی میشود که برای کشتنش فرستاده شده است. سفر او به اعماق رودخانه، سفری به تاریکیهای روح انسانی است و مرز میان جنون و عقل را محو میکند.
خلاصه داستان: در قرن نوزدهم، جاناتان هارکر، مشاور املاکی از شهر ویسمار، برای فروش خانهای به کنت دراکولا، به قلعهای دورافتاده در ترانسیلوانیا سفر میکند. او که از نیت شوم کنت بیخبر است، قراردادی امضا میکند که زندگی او و همسرش لوسی را به خطر میاندازد. دراکولا با کشتی به ویسمار میآید و طاعون و مرگ را به همراه میآورد. لوسی که با مرگ دوستانش و ناتوانی پزشکان مواجه است، راز خونآشام بودن کنت را کشف میکند. او برای نجات شهر، خود را قربانی میکند و در نهایت با نگه داشتن دراکولا تا طلوع آفتاب، او را نابود میسازد. اما مرگ لوسی نیز در این راه رقم میخورد و جاناتان با قلبی شکسته به زندگی ادامه میدهد.