خلاصه داستان: احساسات به اوج میرسد وقتی سه خواهر که از یکدیگر دور افتادهاند، در آپارتمانی تنگ در نیویورک گرد هم میآیند تا در روزهای پایانی عمر پدر بیمارشان از او مراقبت کنند. هر یک از آنها با نگرش و سبک زندگی متفاوت خود، تنشها و خاطرات مشترکی را زنده میکنند و در تلاشاند میان مسئولیت، عشق و اختلافات قدیمی تعادل برقرار کنند.
خلاصه داستان: جرمی چو نوجوانی بینقص به نظر میرسد؛ بااستعداد است، نمرات عالی دارد، خانوادهای مرفه دارد و در یک مدرسه خصوصی معتبر در واشنگتن، دی.سی. تحصیل میکند. حداقل این چیزی است که دیگران میبینند. اما پس از آنکه برادر دوقلویش را در یک تیراندازی جمعی از دست میدهد، تصمیم میگیرد خودش دست به کار شود. او یک معلم را گروگان میگیرد و قصد دارد به آمریکا درسی بدهد که هرگز فراموش نکند.
خلاصه داستان: در بیابانی خشک و متروکه، دربان منزوی پناهگاهی به زنی مرموز که از گذشتهای تاریک فرار میکند، میدهد و این ماجرا باعث آشکار شدن رازها و فروپاشی واقعیتها میشود.
خلاصه داستان: سانجای راجکوت، معروف به سیکندر، پس از درگیری با پسر وزیر قدرتمند، راکش پرادان، به هدف اصلی او برای نابودی تبدیل میشود. سیکندر که درگیر زندگی شخصی و خانواده خود است، ناگهان خود را در برابر توطئهای پیچیده میبیند که هم ثروت و هم جانش را تهدید میکند. او برای حفظ آنچه به او تعلق دارد، باید با دشمنان قدیمی و جدیدی روبهرو شود و در مسیری پر از خشونت و انتقام قدم بگذارد.
خلاصه داستان: داستان فیلم ویلیام تل در قرن چهاردهم میلادی و در دوران امپراتوری مقدس روم روایت میشود. در این دوره، کشورهای اروپایی برای کسب قدرت و برتری با یکدیگر رقابت میکنند. اتریشیهای جاهطلب که قصد گسترش قلمرو خود را دارند، به سوی سوئیس، کشوری آرام و روستایی، حمله میکنند. ویلیام تل، یک تیرانداز ماهر و نماد مقاومت، در برابر این ظلم و ستم ایستادگی میکند. او با شجاعت و مهارت خود، مردم سوئیس را علیه حاکمان ظالم متحد میکند. داستان این فیلم بر اساس افسانههای معروف سوئیسی ساخته شده است و مبارزه برای آزادی و عدالت را به تصویر میکشد. این فیلم به کارگردانی نیک هام و با بازی بازیگران مطرحی چون الی بمبر، توبیاس جاوت، کانر سوییندلز و کلیس بنگ ساخته شده است. داستان پر از صحنههای اکشن و هیجانانگیز است که بیننده را تا پایان همراه خود میکند.
خلاصه داستان: جو دیرت، یک نظافتچی با مدل موی عجیب (مولت)، شلوار جین اسیدشور و رویایی بزرگ، به دنبال پیدا کردن پدر و مادری است که وقتی تنها هشت سال داشت و در یک پارک کارواننشین بزرگ میشد، او را در گرند کنیون رها کردند. حالا، در حالی که آهنگهای ون هیلن را با صدای بلند در ماشین کوچک اما تقویتشدهاش پخش میکند، جو با خوشبینی همیشگیاش به تنهایی راهی سفری میشود تا خانوادهاش را پیدا کند.