خلاصه داستان: پاتریک بیتمن، مدیر جوان و ثروتمند بانک سرمایهگذاری در نیویورک، در دهه ۱۹۸۰ زندگی ظاهراً بینقصی دارد؛ اما در پشت این نقاب، او به تدریج به قتلهای زنجیرهای روی میآورد. بیتمن درگیر وسواسهای فکری، رقابتهای پوچ اجتماعی و توهمهای خشونتبار میشود و مرز میان واقعیت و خیال برای او کاملاً در هم میآمیزد. این درام روانشناختی تاریک، پوچی و مصرفگرایی افراطی طبقه مرفه را در آینهای هولناک به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۵۰، موریل، تازهعروسی که به نظر میرسد زندگی آرامی را آغاز کرده، با ورود جولیوس، برادرشوهر سرکش خود، وارد مسیری پر از خطر و کشف خود میشود. جولیوس که به دنبال هویتی تازه است، موریل را به سفری موازی میکشاند که در آن عشق، رازها و آزادی در هم میآمیزند. این دو در حالی که هر کدام به دنبال پاسخ سؤالات خود هستند، با واقعیتهایی روبهرو میشوند که زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در نیمهشب شب والپورگیس، رنفیلد، منشی جوان انگلیسی، برای انجام معاملهای ملکی به قلعهی مرموز کنت دراکولا در کوههای کارپات میرسد. دراکولا که موجودی خونآشام و اشرافزادهای باستانی است، عقل رنفیلد را تسخیر میکند و او را به خدمت میگیرد. پس از سفر به لندن، دراکولا با دکتر سورد و خانوادهی او آشنا میشود و به لوسی، دختر جوان خانواده، حمله میکند. دکتر ون هلسینگ، متخصص بیماریهای عجیب، به کمک میشتابد و راز خونآشام بودن دراکولا را فاش میکند. تعقیب و گریزی نفسگیر برای نجات لوسی و از بین بردن کنت دراکولا آغاز میشود.
خلاصه داستان: در ۲۰ نوامبر ۲۰۱۲، آندریا اسپتزاکاتنا، پسر پانزدهسالهای که تازه تولدش را جشن گرفته بود، به زندگی خود پایان داد. این نخستین بار در ایتالیا بود که آزار و اذیت مدرسهای و فضای مجازی به خودکشی یک نوجوان منجر شد. فیلم «پسری با شلوار صورتی» بر اساس داستان زندگی او ساخته شده است و روایتی تأثیرگذار از سالهای آخر زندگی آندریا، فشارهای روانی، تمسخر همکلاسیها و بیتوجهی اطرافیان ارائه میدهد. این اثر سینمایی با نگاهی انسانی و بیطرفانه، تلاش میکند تا ابعاد پنهان قلدری سایبری و پیامدهای ویرانگر آن را نشان دهد. داستان در بستر یک خانواده معمولی و جامعهای روایت میشود که تفاوتها را برنمیتابد و همین موضوع، لایههای عمیقتری به ماجرا میبخشد.
خلاصه داستان: «فردا عجله کن» روایتگر زندگی یک نوازنده جوان است که از بیخوابی مزمن رنج میبرد و در مرز میان واقعیت و خیال سرگردان است. او که با فشارهای روحی و هنری دستوپنجه نرم میکند، در یکی از شبهای بیقراری با زنی مرموز آشنا میشود که حضورش زندگی او را دگرگون میکند. این آشنایی ناخواسته، او را به سفری درونی و بیرونی میکشاند؛ سفری که در آن خاطرات، رؤیاها و کابوسهایش در هم میآمیزند و پرده از رازهای پنهان هستیاش برمیدارند. او در این مسیر با چالشهایی مواجه میشود که او را وادار میکند با گذشته خود روبهرو شود و معنای تازهای برای زندگی بیابد.
خلاصه داستان: در سال ۱۳۰۱، در واپسین روزهای قرون وسطی، مشهورترین عاشقان ناکام تاریخ، رومئو و ژولیت، با سرنوشتی تازه روبهرو میشوند. آنها در میان دشمنیهای دیرینه و توطئههای پنهان، حقیقتی را فاش میسازند که میتواند آیندهی امپراتوری را برای همیشه تغییر دهد. این روایت تازه، نگاهی نو به عشق، سرنوشت و انتخابهای انسانی در بستری تاریخی دارد و پرده از رازهایی برمیدارد که قرنها پنهان مانده بود.