خلاصه داستان: چارلز، برندهی عجیبوغریب قرعهکشی، بهتنهایی در جزیرهای دورافتاده زندگی میکند، اما رویایی در سر دارد: دعوت از موزیسین محبوبش، هرب مکگوایر، برای اجرای یک برنامهی خصوصی و اختصاصی. بیخبر از هرب، چارلز همچنین نامزد سابق هرب، «نل»، که هماکنون با شوهر جدیدش همراه است، و همگروهی پیشین او را نیز دعوت کرده تا قطعههای قدیمیشان را دوباره اجرا کنند. با بالا گرفتن تنشها و زنده شدن اختلافات گذشته، طوفان آنها را در جزیره گرفتار میکند و چارلز ناامیدانه بهدنبال راهی برای نجات رویای اجرای کنسرتش میگردد.
خلاصه داستان: در دل یک شب بارانی و طوفانی، یک زوج جوان زندگی آرام خود را با یک تماس تلفنی نیمهشب از دخترشان رها میکنند. صدای لرزان دختر، تصویری وحشتناک را روایت میکند: او در جادهای خلوت با ماشین تصادف کرده و اکنون با رازی هولناک دستوپنجه نرم میکند. والدین که از وحشت و درماندگی در پوست خود نمیگنجند، سوار بر ماشین شده و برای نجات او راهی جادههای تاریک و لغزنده میشوند. هر تماس تلفنی، آنها را یک قدم به کشف حقیقتی تلخ نزدیکتر میکند و مرز میان واقعیت و خیال را بیش از پیش مبهم میسازد. جادهای که پیشتر آشنایی ساده داشت، حالا به میدان نبرد با ترس، گناه و جنون تبدیل میشود. آیا آنها میتوانند پیش از آنکه دیر شود، به دخترشان برسند و او را از چنگال این کابوس نجات دهند؟
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۹، یک زرگر به زادگاهش بازمیگردد و همین دیدار خاطرات عشق تابستانیاش با یک خیاط را پس از ۲۵ سال زنده میکند. با وجود فاصله سنی میانشان، او تصمیم میگیرد داستانشان را از نو بنویسد، اما در بازگشت، یافتن او برایش دشوار میشود. این فیلم روایتی لطیف از عشق دیرینه و جستوجوی هویت در میان گذشته و حال است.
خلاصه داستان: پس از پایان جنگ جهانی دوم، گریس (نیکول کیدمن) در خانهای ویکتوریایی در جزیرهای دورافتاده با دو فرزندش اَن و نیکلاس زندگی میکند که به بیماری حساسیت به نور مبتلا هستند و به همین دلیل خانه همیشه در تاریکی نگه داشته میشود. با آمدن خدمتکاران جدید، اتفاقات عجیبی رخ میدهد؛ صدای قدمها، صدای پیانو و درهایی که خودبهخود باز و بسته میشوند. گریس که باورهای مذهبی سختگیرانهای دارد، به تدریج با رازهای وحشتناک خانه و گذشتهاش روبرو میشود. او برای محافظت از فرزندانش دست به هر کاری میزند و در نهایت حقیقت شوکهکنندهای را کشف میکند که زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۲۲، کارگردان اسطورهای فیلم صامت، اف. و. مورنو، در حال ساخت فیلم ترسناک «نوسفراتو» است. برای دستیابی به واقعگرایی بینظیر، او بازیگر مرموزی به نام مکس شرک را برای نقش خونآشام استخدام میکند. اما خدمه و بازیگران کمکم متوجه میشوند که شرک رفتار عجیبی دارد و از نور روز بیزار است. مورنو با آگاهی از راز وحشتناک، پیمانی فاوستی با این موجود بسته تا فیلمش را کامل کند، حتی اگر به قیمت جان اعضای گروه تمام شود. تنش میان وسواس هنری و مرگومیر واقعی بالا میگیرد.
خلاصه داستان: در افغانستان، جایی که آموزش دختران با مخالفتهای شدید روبهروست، زنی مصمم به نام معروفیه با باوری خستگیناپذیر، گروهی از دختران نوجوان را گرد هم میآورد تا رویای رباتیک را دنبال کنند. آنها با وجود تهدیدها و محدودیتها، تیمی تشکیل میدهند که به مسابقات جهانی رباتیک راه مییابد. اما این سفر پر از چالش است؛ از نبود امکانات و تحریمهای اجتماعی تا فشارهای خانوادگی و خطرهای امنیتی. دختران با اتکا به هوش و ارادهشان، نه تنها رباتی میسازند که توجه دنیا را جلب میکند، بلکه صدای خود را به گوش جهانیان میرسانند. موفقیت آنها فراتر از یک جایزه است؛ آنها نماد امید و مقاومت میشوند و الهامبخش دختران بسیاری در سراسر جهان. داستان قانون شکنان روایتی الهامبخش از شجاعت، همبستگی و تلاش برای تحقق رویاهاست؛ داستانی که نشان میدهد حتی در سختترین شرایط، اراده انسان میتواند مرزها را درنوردد.