خلاصه داستان: فرید، سرایدار و نگهبان یک عمارت قدیمی و تقریباً متروک در حومه تهران است. او مدتهاست که به بهانههای مختلف، چند نفر از جمله پیرمردی تنها به نام مشهدی یونس، زنی جوان به نام شیرین و رانندهای به نام رضا را بدون اطلاع صاحبخانه در بخشهای مختلف خانه جا داده است. اما یک روز صبح، تماسی تلفنی همهچیز را به هم میریزد: صاحبخانه که سالهاست در خارج از کشور زندگی میکند، تصمیم گرفته ناگهان بازگردد و ساعت نه شب همان روز به فرودگاه میرسد. فرید که تازه متوجه این خبر شده، تنها دوازده ساعت فرصت دارد تا با کمک ساکنان، خانه را مرتب کند و جلوی سؤالات و شکهای صاحبخانه را بگیرد. اما هر کدام از این افراد مشکلات و داستانهای پنهان خودشان را دارند و در تلاش برای خالی کردن خانه، اتفاقاتی غیرمنتظره و کمدی رخ میدهد که پای همه را به ماجرایی پرماجرا باز میکند.
خلاصه داستان: سیدرضا، طلبهای که به همراه همسر و فرزندانش به تهران آمده تا در کلاسهای استاد اخلاقی که وصفش را بسیار شنیده، شرکت کند، در بدو ورود با حقیقتی تلخ روبهرو میشود: همسرش زهرا به بیماری اسکلروز چندگانه (MS) مبتلاست. او برای تأمین هزینههای درمان، مسیر زندگیاش را تغییر میدهد و به دنبال کسب روزی حلال، به بازار مسگری پا میگذارد. در این مسیر پرپیچوخم، او با چالشهای اقتصادی، اخلاقی و معنوی متعددی دستوپنجه نرم میکند. «طلا و مس» روایتی تأثیرگذار از تلاش یک انسان برای حفظ ایمان و خانواده در برابر سختیهای زندگی مدرن شهری است.
خلاصه داستان: قاسم که ادعا میکند برای خانواده و دوستانش در یک شرکت صنعتی در بندرعباس کار پیدا کرده، آنها را سوار هواپیما میکند. اما تنها نرگس است که از قصد قاسم خبر دارد. قاسم قصد هواپیماربایی دارد.
خلاصه داستان: پس از خشکسالی در روستایی در سیستان و بلوچستان، تنها حیدر با دو فرزند خردسالش، جعفر و جمال در روستا ماندهاند. حیدر هنگام حفر چاه آب کشته میشود و جعفر و خواهر کوچکش جمال پیاده به سوی شهر میروند. در راه رانندهای آنها را پیدا کرده و به قاچاقچی به نام عبدالله میفروشد. پسر را برای آوردن جنس قاچاق به پاکستان میبرند و دختر را برای فروش به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس میفرستند. حال جعفر به دنبال راهی برای فرار از دست عبدالله و نجات خواهر کوچکش است.
خلاصه داستان: فیلم سر به مهر روایتگر زندگی دختری جوان و تنهاست که دنیای درونی خود را در وبلاگی شخصی مینویسد. او که در آستانه ازدواج با برادر دوستش قرار گرفته، درگیر چالشهای درونی و اجتماعی میشود. او که به تازگی به خواندن نماز روی آورده، از گفتن این موضوع به خواستگارش خجالت میکشد و همین مسئله او را با بحران هویتی و معنوی مواجه میسازد. فیلم به شکلی لطیف به مسائل اعتقادی، صداقت در روابط و فشارهای اجتماعی میپردازد.
خلاصه داستان: پنج نفر که از وسوسههای شیطان به ستوه آمدهاند، تصمیم میگیرند به جزیرهای دورافتاده پناه ببرند تا از شر او رهایی یابند. اما شیطان پیش از آنها به جزیره میرسد و با چهرهای فریبنده به استقبالشان میآید. او با بهرهگیری از ضعفها و آرزوهای پنهان هر یک، آنها را در دام تازهای میاندازد و میانشان اختلاف و دشمنی میافکند. داستان با نگاهی نمادین به کشمکش همیشگی انسان با نیروهای شر، تلاش شخصیتها برای رهایی از این وسوسهها و پرسش درباره معنای حقیقی پناه بردن به خدا را روایت میکند.