خلاصه داستان: ساموئل، روزنامهنگار میانسال، بههمراه آوا، کارآموز جوان و دخترش، برای مجلهشان پروندهٔ قتل دختری جوان را پوشش میدهند. در جریان تحقیق، آنها به شباهتهای نگرانکنندهای میان این قتل و قتل زن دیگری پی میبرند. هرچه deeper میروند، رازهای تاریکی از جامعه و روابط انسانی آشکار میشود. این درام معمایی با بازی استفان کرپون، پائول حامی، سامی بواجیله و مالوری وانِک، به کارگردانی پیتر دورونتزیس، روایتی تأملبرانگیز از عدالت و حقیقت ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در دوران سلطنت خاندان کادامبا، شاه ویجایندرا، حاکم سرزمین فئودالی خیالی بانگرا، هنگام ورود به جنگل عرفانی کانتارا به سرنوشت نهایی خود میرسد. پسرش راجاشکارا با مشاهده این رویداد، مرزهای قلمرو خود را مهر و موم میکند. بعدها، شاهزاده کولاشکارا با قتلعامی وحشیانه، آنها را دوباره باز میکند. شخصیت اصلی داستان، برم، در جستجوی رفاه، از این مرز عبور میکند و درگیری ایمان، قدرت و سرنوشت را بین پادشاهی و طبیعت شعلهور میسازد. او باید با باورهای کهن و نیروهای طبیعت روبرو شود و مسیر خود را در میان اسطورهها و واقعیتهای تلخ پیدا کند.
خلاصه داستان: این فیلم بر اساس یکی از وقایع واقعی قرن بیستم ساخته شده که بهطور گسترده با نام «حادثهٔ کومهگاتا مارو» شناخته میشود. فیلم، بخشی تأثربرانگیز از تاریخ را روایت میکند؛ زمانی که گروهی از مهاجران سیک هندی سوار بر یک کشتی بخار ژاپنی به نام «کومهگاتا مارو» با ۳۷۶ مسافر از هند وارد بندر ونکوور شدند. اما دولت کانادا، با اجرای قوانین تبعیضآمیز مهاجرتی، از ورود بیشتر این مسافران که اصالت هندی داشتند جلوگیری کرد. پس از دو ماه کشمکشهای حقوقی و اعتراضها، کشتی مجبور شد به هند بازگردد. این رویداد، بازتابدهندهٔ تعصبات نژادی و سیاستهای مهاجرتی آن دوران است و نمادی از مبارزه برای برابری و عدالت بهشمار میآید.
خلاصه داستان: پلیس ماکائو با بازگرداندن یک افسر باتجربه و متخصص ردیابی از دوران بازنشستگی، تلاش میکند گروهی خطرناک از دزدان حرفهای را دستگیر کند. این افسر که سالها تجربه تعقیب و گریز دارد، با چالشهای جدیدی روبهرو میشود که هم مهارتهای او را به بوته آزمایش میگذارد و هم گذشتهاش را زیر سؤال میبرد. در این میان، رابطه او با یک کارآگاه جوان و پرشور، به محور اصلی داستان تبدیل میشود و آن دو باید در مسیر پیچیدهای از فریب و خیانت، به یکدیگر اعتماد کنند. فیلم لبه سایه با فضاسازی تاریک و پرتعلیق شهر ماکائو، روایتی پرکشش از جنایت، وفاداری و بازخرید گذشته ارائه میدهد.
خلاصه داستان: با شدت گرفتن جنگ جهانی اول، دکتر هنری گاتری مسئولیت یک انجمن کر بریتانیایی را بر عهده میگیرد که بیشتر اعضای خود را در جنگ از دست داده است. او و بازماندگانِ این انجمن بهزودی درمییابند که بهترین واکنش به هرجومرج جنگ، ساختن موسیقی زیبا با هم است. در میان ویرانیها و فقدانها، این گروه تلاش میکند با اجرای سرودهای کرال، نهتنها روحیه خود، بلکه امید و همبستگی را در جامعهای زخمخورده زنده نگه دارد. داستان درباره قدرت شفابخش موسیقی و پیوند انسانی در سختترین شرایط تاریخی است.
خلاصه داستان: گلیندا و الفابا پس از تحولات تلخ و جداییهای گذشته، بار دیگر در سرزمین اُز گرد هم میآیند، اما این بار شرایط کاملاً دگرگون شده است. جمعیتی خشمگین علیه جادوگر به اصطلاح شرور به پا خاستهاند و دوستی بیهمتای این دو شخصیت، اکنون به نقطهی اتکایی برای آیندهی خودشان و تمام اُز تبدیل شده است. الفابا که به دلیل پوست سبزش همواره طرد شده بود، اکنون با قدرتهای واقعی خود روبهروست و باید میان عشق به خواهرش و مسئولیتاش در قبال سرزمینی که او را نمیپذیرد، تصمیمی سرنوشتساز بگیرد. گلیندا نیز که از سادگی و خوشبینی اولیه فاصله گرفته، درگیر پیچیدگیهای قدرت و سیاست جادوگران شده است. آنها برای آخرین بار باید با هم متحد شوند و با صداقت و همدلی به یکدیگر نگاه کنند تا بتوانند خودشان و تمام اُز را برای همیشه تغییر دهند. در این میان، رازهای تازهای از گذشتهی الفابا فاش میشود و جادوگر بزرگ و مادام مورایبل، هرکدام اهداف پنهان خود را دنبال میکنند. سفر آنها به درون خودشان، سرنوشت اُز را به چالش میکشد و این بار هیچ بازگشتی به گذشته وجود ندارد.