خلاصه داستان: در یکی از روستاهای شمال ایران، خواهر و برادری دوازده و ده ساله به نامهای سارا و امیر زندگی میکنند. آنها با دیدن زندگی کودکان شهری از طریق تلویزیون، به شدت به آن سبک زندگی علاقهمند میشوند و از زندگی ساده روستایی خود ناراضی هستند. یک روز، درختی سخنگو در جنگل آرزوی آنها را برآورده میکند و آنها را به خانوادهای شهری میفرستد. اما در ازای این آرزو، آنها باید قول دهند که از درختان جنگل محافظت کنند. در شهر، سارا و امیر با چالشهای جدیدی روبرو میشوند و در نهایت متوجه میشوند که خانواده واقعی و زندگی روستایی شان ارزش بیشتری دارد. آنها به قول خود برای حفظ جنگل عمل میکنند و با درسی ارزشمند به خانه بازمیگردند.
خلاصه داستان: پو، اژدهای آسمانی، پس از ماجراهای پیشین، با پدر واقعیاش، لی شان، روبرو میشود و به دهکدهای پنهان از پانداها سفر میکند. در همین حال، کای، یک جنگجوی باستانی و قدرتمند از دنیای ارواح، با استفاده از انرژی چی، استادان کونگفو را یکی پس از دیگری شکست میدهد و قصد دارد تمام چین را تسخیر کند. پو باید در مدت کوتاهی، پانداهای بازیگوش و بیتجربه را به جنگجویانی ماهر تبدیل کند تا در برابر کای و ارتش جید او بایستند. این سفر نه تنها مهارتهای رزمی پو را محک میزند، بلکه او را با مفهوم واقعی خانواده و هویت خود آشنا میسازد.
خلاصه داستان: پس از سیل بزرگ، دو کودک که از کشتی نجات سقوط کردهاند، در جزیرهای ناشناخته سرگردان میشوند. آنها در تلاش برای یافتن خانوادههای خود، با موجودات عجیب و غریب و یک آتشفشان فعال روبرو میشوند. در این مسیر، آنها باید یک خانواده غیرعادی را متحد کرده و از فوران آتشفشان فرار کنند. همزمان، مذاکراتی برای صلح و استفاده از یک کشتی بزرگ در جریان است. این ماجراجویی پر از لحظات کمدی و هیجانانگیز است.
خلاصه داستان: دختری خلاق به نام جون با تخیل بیپایان خود، دنیایی از پارکهای تفریحی خیالی را در ذهن میسازد. اما وقتی مادرش بیمار میشود، او تخیل خود را کنار میگذارد. یک روز، جون یک پارک تفریحی واقعی و جادویی را در جنگل پیدا میکند که توسط حیوانات سخنگو اداره میشود. این پارک که زمانی پر از شادی بود، اکنون در آشوب است. جون باید با کمک دوستان جدیدش، پارک را از نیروی تاریکی نجات دهد و دوباره به آن زندگی ببخشد. این سفر او را به کشف قدرت تخیل و اهمیت خانواده میرساند.
خلاصه داستان: یک مورخ هنر مشهور که به تازگی صاحب یک ماشین غیرمعمول شده است، به طور تصادفی به گنجینهای باستانی در معبدی مخفی برخورد میکند. این گنجینه کلید قدرتی عظیم است که میتواند تعادل خیر و شر را در جهان به هم بزند. او با حمایت گروهی از پیشاهنگان دوستانه، مسابقهای نفسگیر با زمان و سازمانی خصمانه را آغاز میکند که سهم آن میراث شوالیههای معبد است.
خلاصه داستان: داستان فیلم از زندگی نترس درباره چوپانی به نام طلعت است که پسرش در خطر نابینایی قرار دارد. او به همراه دو دوستش تلاش میکند تا هزینه درمان را فراهم کند. این مسیر پر از چالشهای انسانی و اجتماعی است.