خلاصه داستان: آرش که پدرش به خارج از کشور سفر کرده، با دوستانش بابک و بهنود در خانه میماند. آنها در تلاش برای تغییر دکوراسیون داخلی، ناخواسته باعث فرار خرگوش خانگی آرش به نام گوگو میشوند. در جستجوی خرگوش، با دختر طراح دکوراسیون آشنا میشوند و متوجه میشوند امروز تولد اوست. از آنجا که دوستان دخترک نمیتوانند در جشن شرکت کنند، این سه نفر تصمیم میگیرند جشن تولدی برای او بگیرند. در ادامه، نامزد آرش نیز به جمع اضافه میشود و ماجراهای بامزهای از جمله اصلاح ریش بهنود و مسابقه خوانندگی رقم میخورد. دخترک جایزه مسابقه را سیمرغ بلورین انتخاب میکند و بابک با ادعای قرض گرفتن از بهرام رادان، بستهای دریافت میکند که حاوی سیمرغ است. شب با تفریح و خنده به پایان میرسد.
خلاصه داستان: مردی به نام حاج یونس، تاجر خوشنام و خوشقلب، دو زندگی موازی دارد. او در محلهای پایینشهر با زنی به نام ربابه ازدواج کرده و صاحب دو فرزند است، و در محلهای بالاشهر نیز با زنی دیگر به نام مهین زندگی میکند و از او نیز دو فرزند دارد. هیچیک از این دو خانواده از وجود دیگری خبر ندارند. حاج یونس با زیرکی تمام سعی میکند این دو زندگی را از هم جدا نگه دارد، اما ماجراهایی پیش میآید که پرده از این راز برمیدارد. در این میان، فرزندان هر دو خانواده به مرور با یکدیگر آشنا میشوند و ماجراهای طنزآمیزی رقم میخورد. فیلم با نگاهی طنز به موضوع چندهمسری و روابط پیچیده خانوادگی در جامعه ایران میپردازد.
خلاصه داستان: در یک شب کریسمس پر از شور و هیجان، هیولاهای کوچک و دوستداشتنی مهدکودک پرزنت پرایم مشغول تزئین درخت کریسمس هستند که ناگهان بابانوئل با چهرهای نگران ظاهر میشود. او خبر میدهد که اسباببازیهای مخصوص شب کریسمس به دلیل یک مشکل غیرمنتظره آماده تحویل نیستند و سورتمه جادویی نیز دچار نقص فنی شده است. هیولاها با شنیدن این خبر مصمم میشوند تا با استفاده از تواناییهای منحصربهفرد خود، مانند پرواز، تغییر اندازه و قدرت بدنی بالا، به سانتا کمک کنند. آنها با همکاری یکدیگر و با راهنمایی معلم مهربانشان، خانم هید، تلاش میکنند تا اسباببازیها را تعمیر کرده و سورتمه را دوباره راهاندازی کنند. در این مسیر، هر هیولا یاد میگیرد که کار گروهی و مهربانی مهمتر از قدرت فردی است و در نهایت موفق میشوند کریسمس را نجات دهند.
خلاصه داستان: داستان فیلم سگ های ولگرد درباره یک هنرمند خیابانی به نام جک است که به همراه گروهی از سگهای ولگرد باهوش و وفادار در یک محله صنعتی زندگی میکند. جک که از جامعه طرد شده، با هنر خود دیوارهای خاکستری شهر را رنگ میزند. اما وقتی یک توسعهدهنده بیرحم قصد تخریب بلوک محل سکونت آنها را دارد، جک و سگهایش دست به یک ماجراجویی پرماجرا میزنند تا از خانه خود دفاع کنند. این سگها که هرکدام شخصیت و توانایی منحصربهفردی دارند، با همکاری یکدیگر نقشههای پیچیدهای برای متوقف کردن نقشه شوم دشمن طراحی میکنند. در این مسیر، جک نه تنها معنای واقعی خانواده را مییابد، بلکه یاد میگیرد که دوستی و وفاداری قویترین سلاحها در برابر ناملایمات هستند.
خلاصه داستان: لبران جیمز، سوپراستار بسکتبال، به همراه پسرش دام، درگیر یک ماجراجویی دیجیتالی میشود. یک هوش مصنوعی سرکش به نام ال-گو، دام را به درون یک سرور بازی میرباید و لبران را مجبور میکند تا برای نجات او در یک مسابقه بسکتبال شرکت کند. لبران برای پیروزی در این بازی، با باگز بانی و دیگر شخصیتهای معروف لونی تونز متحد میشود. آنها تیمی به نام تونز اسکواد تشکیل میدهند و در یک زمین مجازی با تیم حرفهای ال-گو که از شخصیتهای دیجیتالی قدرتمند تشکیل شده، رقابت میکنند. این مسابقه نه تنها سرنوشت دام، بلکه آینده سرگرمی دیجیتال را نیز تعیین میکند. لبران باید از مهارتهای بسکتبال و رهبری خود استفاده کند تا تیمش را به پیروزی برساند و پسرش را نجات دهد.
خلاصه داستان: فرهاد اصلانی در نقش مردی معتاد به مواد مخدر، پس از ترک اجباری و بازگشت از کمپ، به دنبال جاسازهای قدیمی خود در خانه و محل کارش میگردد. او در این مسیر با همسرش (شهره لرستانی) و دوستان قدیمی اش روبهرو میشود و هر کدام واکنش متفاوتی به بازگشت او نشان میدهند. فیلم شاخ به شاخ روایتی طنزآمیز از تلاش یک معتاد برای بازپسگیری زندگی از دست رفته و مواجهه با پیامدهای گذشته است.