خلاصه داستان: داستان پسر جوانی به نام سامان است که عاشق دختری از خانوادهای ثروتمند به نام شیرین میشود. برای جلب توجه او و اثبات عشقش، دست به رفتارهای عجیب و اغراقآمیز میزند و خود را به جنون میزند. این اقدامات، او را در موقعیتهای خندهدار و پیچیدهای قرار میدهد. شیرین که از این رفتارها سرگردان شده، نمیداند آیا سامان واقعاً دیوانه است یا عاشق. در این میان، خانواده شیرین نیز با نگرانی به ماجرا نگاه میکنند. سامان تلاش میکند با وجود تمام موانع، عشق خود را ثابت کند و در این راه با چالشهای زیادی روبهرو میشود.
خلاصه داستان: زنی با مشکلات فراوانی مواجه میشود و درست وقتی که بیشترین نیاز را به کمک دارد، توسط فردی ناشناس یاری میشود. این اتفاق سرآغاز ماجراهایی میشود که زندگی او را دستخوش تغییر میکند. در میان این تحولات، او با شخصیتهایی روبرو میشود که هر کدام رازهایی در دل دارند. فیلم خواهرخوانده به کارگردانی بهروز حسینزاده، داستانی درباره امید، اعتماد و ارتباطات انسانی است. حامد بهداد، رامسین کبریتی و عباس امیری از بازیگران اصلی این اثر هستند. روایت با نگاهی به زندگی روزمره، چالشهای شخصیتها را در بستری از روابط خانوادگی و اجتماعی دنبال میکند. این فیلم با فضای صمیمی و داستانی ساده، توجه مخاطبان را به خود جلب کرده است.
خلاصه داستان: داستان فیلم دربارهٔ مردی به نام احسان است که پس از بیست و پنج سال دوری، به ایران بازمیگردد. او قصد دارد برای آخرین بار با صمیمیترین دوستش که زندگی خود را مدیون اوست، تجدید دیدار کند. اما این دیدار ساده، زنجیرهای از اتفاقات ناخواسته را رقم میزند و رازهایی از گذشته را برملا میکند. احسان در میان خاکستر خاطرات و برفِ غربت، با انتخابهایی روبهرو میشود که مسیر زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد. فیلم خاکستر و برف روایتی احساسی و تأملبرانگیز از وفاداری، گذشت و پیوندهای ناگسستنی انسانی است.
خلاصه داستان: محسن نوجوانی است که در کنار بچههای خیابانی همسن و سال خود، در میان خیابانهای شلوغ شهر گلفروشی میکند. او آرزوی داشتن یک وجب آسمان را در سر دارد. خواسته او محقق میشود؛ در ابتدا هیچکس تحقق چنین آرزویی را باور نمیکند اما با دیدن آن، ماجراهای گوناگونی آغاز میشود...
خلاصه داستان: فردیناند گاو نر جوانی است که برخلاف همنوعان خود، علاقهای به مبارزه در رینگ گاوبازی ندارد. او عاشق گلها، طبیعت و آرامش است و ترجیح میدهد زیر درخت بلوط بنشیند و عطر شکوفهها را استشمام کند. زمانی که فردیناند به اشتباه توسط مأموران به یک مرکز آموزش گاوبازی برده میشود، باید راهی برای فرار از این سرنوشت و بازگشت به خانه پیدا کند. در این مسیر، او با دوستان جدیدی آشنا میشود و یاد میگیرد که تفاوتها میتوانند به قدرت تبدیل شوند. فردیناند با تکیه بر مهربانی و شجاعت خود، تلاش میکند تا ثابت کند که یک قهرمان واقعی لزوماً خشن نیست. داستان او درباره پذیرش خود، دوستی و ایستادگی در برابر ظلم است.
خلاصه داستان: سال ۱۸۶۳ است و کاروانی از مهاجران در مسیر غرب آمریکا در حرکت است. مارتا جین کانری، دختر جوان و سرکشی که پدرش به شدت آسیب دیده، مجبور میشود مسئولیت راندن واگن خانواده را بر عهده بگیرد. در دنیایی که مردانه و سخت است، او باید یاد بگیرد از اسبها مراقبت کند و با شرایط جدید کنار بیاید. مارتا که از قیدوبندهای محدودکنندهٔ دخترانه خسته شده، شلوار میپوشد و موهایش را کوتاه میکند تا آزادی و هویت واقعی خود را بیابد. او در این مسیر با طبیعت وحشی، خطرها و چالشهای تازهای روبهرو میشود که او را به سمت سرنوشتی بزرگتر هدایت میکنند. این انیمیشن الهامگرفته از کودکی یکی از مشهورترین شخصیتهای وسترن تاریخ است و داستانی درباره شجاعت، استقلال و جستجوی هویت را روایت میکند.