خلاصه داستان: مانولو، پسر جوانی از خانوادهای مشهور گاوباز، در تقابل میان انتظارات پدرش و آرزوی قلبیاش برای نوازندگی گرفتار شده است. او عاشق ماریا، دختر باهوش و مستقل شهر، است اما رقیب او، خواکین، پسری مغرور و قوی است. در آستانه یک سفر دورانی، مانولو به دنیای مردگان کشیده میشود و با راهنمایی سه ایزد اساطیری، سفری پرماجرا را در سه قلمرو آغاز میکند. او باید با شجاعت و وفاداری، بر ترسهایش غلبه کند و ثابت کند که یک قهرمان واقعی بودن به شمشیر و زور نیست، بلکه به قلب و انتخابهای او بستگی دارد. در این مسیر، مانولو با شخصیتهای رنگارنگ آشنا میشود و درمییابد که حافظه و عشق، قویترین نیروها در جهان هستند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره چهار کودک است که به همراه والدین خود برای گذراندن تعطیلات به منطقهای ساحلی در کورنوال میروند. آنها در حین بازی در ساحل، موجودی افسانهای به نام «کوئیست» را پیدا میکنند که توانایی برآوردن آرزوها را دارد. اما هر آرزو فقط تا غروب آفتاب دوام میآورد و این موضوع ماجراهای خندهدار و هیجانانگیزی را رقم میزند. کودکان باید یاد بگیرند که با یکدیگر همکاری کنند و از قدرت جادویی این موجود به درستی استفاده کنند، در حالی که خطراتی نیز آنها را تهدید میکند.
خلاصه داستان: در یک انیمیشن سینمایی، گروهی از کودکان هیولا با قدرتهای فراطبیعی وارد یک کلاس درس پیشدبستانی میشوند تا یاد بگیرند چگونه از تواناییهای خود به درستی استفاده کنند. این کودکان که هر کدام توانایی منحصر به فردی دارند، در کنار مربیان خود با چالشهای آموزشی و دوستی روبرو میشوند و میآموزند که با همکاری و پذیرش تفاوتها، میتوانند بر مشکلات غلبه کنند. داستان بر رشد شخصیتها و اهمیت کار گروهی در محیطی شاد و پر از ماجراجویی تمرکز دارد.
خلاصه داستان: سیبل پس از نه سال از زندان آزاد میشود و به استانبول بازمیگردد، جایی که رویا، دختر نوجوانش، در یتیمخانهای زندگی میکند. رویا که به تیم فوتبال بشیکتاش علاقه شدیدی دارد، آرزوی فرار از آنجا و یافتن مادرش را در سر میپروراند. او با گروه هواداران بشیکتاش (چارشی) درگیر ماجراهایی میشود که زندگیاش را تغییر میدهد. مادر و دختر در میان مشکلات اجتماعی و اقتصادی، تلاش میکنند پیوند از دست رفتهشان را بازسازی کنند. این فیلم داستانی درباره امید، عشق و جستجوی هویت در شهری پرآشوب است.
خلاصه داستان: فرامرز و لیلی پس از یازده سال زندگی مشترک تصمیم به جدایی میگیرند. فرامرز با مراجعه به دادگاه، درخواست طلاق میدهد و لیلی را از دیدن فرزندانشان محروم میکند. لیلی که از قصد فرامرز برای خارج کردن بچهها از کشور آگاه میشود، با کمک دوست مشترکشان عاطفه، چهرهاش را تغییر میدهد و بهعنوان پرستار بچه به خانه فرامرز میرود. او با نام مستعار «گلی» وارد خانه میشود و در گفتگوهای مکرر با فرامرز درباره همسر سابقش، به نقاط کور زندگی خود پی میبرد. وقتی گلی به ازدواج مجدد فرامرز مشکوک میشود، تصمیم به ترک خانه میگیرد؛ اما فرامرز که از ابتدا هویت واقعی او را میدانسته، این تصور را رد کرده و پیشنهاد شروع دوباره زندگی را به لیلی میدهد. این درام عاشقانه با چاشنی کمدی، روایتگر پیچیدگیهای روابط انسانی، غرور و بخشش است.
خلاصه داستان: مرداد فیلمی درام به کارگردانی بهمن کامیار و نویسندگی بهمن کامیار و محمود فلاح است که در سال ۱۳۹۵ ساخته شد. داستان فیلم درباره زندگی یک خانواده در بستر یک بحران شخصی و اجتماعی روایت میشود. شخصیتها با چالشهای عاطفی و تصمیمگیریهای دشوار مواجه میشوند و هر یک به دنبال راهی برای رهایی از فشارهای روزمره هستند. بازیگران نقشهای اصلی شامل اندیشه فولادوند، بهنوش بختیاری، رعنا آزادیور، محمدرضا فروتن و مهتاب کرامتی میشوند. فضای فیلم پر از تنشهای درونی و بیرونی است و کارگردان با نگاهی واقعگرایانه به مسائل انسانی میپردازد. این فیلم با مدت زمان ۷۵ دقیقه، تجربهای تأملبرانگیز برای مخاطبان فراهم میکند.