خلاصه داستان: کیت و اورت، زوجی که به تازگی از هم جدا شدهاند، تصمیم میگیرند برای آخرین بار یک کریسمس خانوادگی را با هم برگزار کنند تا جدایی خود را به شکلی دوستانه به فرزندانشان اعلام کنند. اما حضور در کنار هم و یادآوری خاطرات شیرین گذشته، احساسات قدیمی را دوباره زنده میکند و برنامههای آنها برای یک جدایی ساده را پیچیده میکند. در این میان، اتفاقات غیرمنتظره و موقعیتهای خندهدار، آنها را در مسیری قرار میدهد که باید تصمیم بگیرند آیا واقعاً میخواهند از هم جدا شوند یا اینکه عشق هنوز هم میتواند راهی برای بازگشت پیدا کند.
خلاصه داستان: در جزیرهای آفتابی که دو گروه از خرناسها در آن زندگی میکنند، جدایی و برتریطلبی بر اساس ستارههای روی شکمشان ریشه دوانده است. اما ماجرای دوستی غیرمنتظره بین دو جوان از دو گروه، پرده از پوچی این تبعیض برمیدارد. در این مجموعه ویژه موزیکال شیرین برگرفته از داستان محبوب دکتر سوس، خرناسها با سفر به اعماق دریا و رویارویی با موجودات عجیب، معنای واقعی پذیرش و همدلی را کشف میکنند. این انیمیشن با آهنگهای شاد و شخصیتهای دوستداشتنی، پیامی timeless درباره برابری و دوستی را برای کودکان و خانوادهها به نمایش میگذارد و نشان میدهد که تفاوتهای ظاهری هرگز نباید ما را از هم جدا کند.
خلاصه داستان: دن مورگان، قاتل سابق که حالا زندگی آرامی را با همسر و فرزندانش سپری میکند، برای تعطیلات کریسمس برنامهای ساده دارد: خوش گذراندن با خانواده. اما وقتی دخترش نقشههای خودش را برای سفر دارد، دن تصمیم میگیرد همه را به لندن ببرد. این سفر که قرار بود خاطرهای خوش بسازد، به سرعت به یک ماجرای پرخطر تبدیل میشود؛ زیرا یک دشمن غیرمنتظره آنها را زیر نظر گرفته و زندگی آرام خانواده مورگان را تهدید میکند. حالا دن باید گذشته پرتلاطم خود را با مسئولیتهای پدرانهاش هماهنگ کند تا از خانوادهاش در برابر این تهدید محافظت کند.
خلاصه داستان: پس از ماجراهای «یخزده»، آنا و السا میخواهند در آرِندل یک شروع تازه داشته باشند و قلعه را کمی راحتتر و صمیمیتر کنند. در حالی که آنها برای رهایی از قید و بندهای سنت تلاش میکنند، دوک وِزلتون همراه با گروهی از پافینهای تهدیدکننده، نقشههای دیگری برای خانه محبوب آنها در سر دارد.
خلاصه داستان: گیون، فردی ناشناس که برای کار به شانگهای آمده بود، پذیرفت که نماینده باشگاه بوکس چوانوو که رو به زوال بود، در مسابقات هنرهای رزمی «شب مبارزه شانگهای» شرکت کند تا پولی برای درمان بیماری پدرش به دست آورد. برای این کار، او باید بر همه متخصصان، تعصبات و خودش غلبه کند.
خلاصه داستان: گرگ هفلی نوجوانی است که در آستانه ورود به سال تحصیلی جدید، با انتظارات فزاینده پدرش برای «مرد شدن» مواجه میشود. پدر او که از رفتارهای بیمسئولیتانه و تنبلی گرگ خسته شده، تصمیم میگیرد با یک اولتیماتوم سخت، او را به مسیر درست هدایت کند. گرگ که همیشه از هرگونه مسئولیت و تلاش جدی فرار میکرد، حالا باید با فشارهای خانوادگی، رقابت با برادرش و موقعیتهای خندهدار اما فاجعهبار دست و پنجه نرم کند. او در تلاش است تا بدون از دست دادن هویت خودش، نظر پدرش را جلب کند و از یک تابستان پر از شکست، به فردی تبدیل شود که بتواند خودش و دیگران را غافلگیر کند. اما هر قدمی که برمیدارد، او را به دردسرهای بیشتری میاندازد و سوال اصلی این است که آیا گرگ میتواند انتظارات پدرش را برآورده کند بدون اینکه خودش را گم کند؟