خلاصه داستان: زنی به نام کیلی با تلاش برای اثبات بیگناهی برادرش تیم، که به خاطر قتل والدینشان در زندان است، درگیر ماجرایی فراطبیعی میشود. او ادعا میکند که جنایت توسط آینهای باستانی و شیطانی انجام شده است. کیلی پس از آزادی تیم، برنامهای پیچیده میچیند تا با بازگرداندن همان آینه، حقیقت را آشکار کند و برادرش را از اتهام پاک کند. اما با ورود به خانه قدیمی، خاطرات و توهمات هولناک گذشتهشان زنده میشود. آنها درگیر بازی خطرناکی با موجودی میشوند که از آینه تغذیه میکند و مرز بین واقعیت و خیال را محو میکند. فیلم با ساختار روایی دوگانه، گذشته و حال را در هم میآمیزد و تماشاگر را به چالش میکشد.
دوبله فارسی
زیرنویس فارسی
جزو ۲۵۰ فیلم برتر با رتبه 9
خلاصه داستان: حلقهای باستانی که قرنها پیش گم گشته بود، حالا دوباره پیدا شده و از دست تقدیر، به هابیتی جوان به نام «فرودو» رسیده است. وقتی «گندالف» درمییابد که این حلقه، همان حلقه یگانه ارباب تاریکی، «سائورون» است، فرودو ناگزیر میشود آن را به کوه نابودی برده و نابود کند. او تنها نمیرود؛ هشت یار دیگر در این مأموریت همراه او میشوند. یاران حلقه باید از میان کوهها، جنگلها، برف و تاریکی عبور کنند و با نیروهای شریر درگیر شوند. موفقیت آنها در این مأموریت سخت، تنها امید برای پایان دادن به حکومت ارباب تاریکی است.
خلاصه داستان: در نیمهشب شب والپورگیس، رنفیلد، منشی جوان انگلیسی، برای انجام معاملهای ملکی به قلعهی مرموز کنت دراکولا در کوههای کارپات میرسد. دراکولا که موجودی خونآشام و اشرافزادهای باستانی است، عقل رنفیلد را تسخیر میکند و او را به خدمت میگیرد. پس از سفر به لندن، دراکولا با دکتر سورد و خانوادهی او آشنا میشود و به لوسی، دختر جوان خانواده، حمله میکند. دکتر ون هلسینگ، متخصص بیماریهای عجیب، به کمک میشتابد و راز خونآشام بودن دراکولا را فاش میکند. تعقیب و گریزی نفسگیر برای نجات لوسی و از بین بردن کنت دراکولا آغاز میشود.
خلاصه داستان: در روستایی دورافتاده در جزیره کارپاتیا، دختری خجالتی به نام یوری در یک مزرعه بزرگ میشود و از کودکی یاد میگیرد که از گونهای حیوانی مرموز به نام «اوچی» بترسد. اما وقتی یوری یک بچه اوچی زخمی را پیدا میکند که جا مانده، تصمیم میگیرد از خانه بگریزد و سفری پرماجرا را برای بازگرداندن او به خانهاش آغاز کند.
خلاصه داستان: ویکتور فرنکناشتاین، پسر باهوشی که در حومهای آرام زندگی میکند، سگ وفادارش اسپارکی را در یک حادثه غمانگیز از دست میدهد. او که به علوم تجربی علاقهمند است، با الهام از آموزههای معلم مدرسه، تصمیم میگیرد اسپارکی را با استفاده از برق دوباره زنده کند. اما وقتی همکلاسیهایش از این راز باخبر میشوند، سعی میکنند این روش را برای حیوانات دیگر هم به کار ببرند و ماجراهایی ترسناک و خندهدار به راه میافتد. فرنکنوینی روایتی است از پیوند عمیق یک پسر و سگش، که با حس نوستالژی و طنز سیاه، به مفاهیمی چون سوگ، دوستی و مسئولیتپذیری میپردازد.
خلاصه داستان: در امید یافتن ارتباطی با مادر تازهدرگذشتهاش، «گورجس» سفری به روستا میکند تا به خانهی قدیمی خانوادگیشان برود و از عمهاش دیدن کند. او شش دوستش — «پراف»، «ملودی»، «مک»، «فانتزی»، «کونگفو» و «سوییت» — را هم با خود دعوت میکند. اما خیلی زود دخترها درمییابند که این خانهی قدیمی، اسراری پنهان دارد و چیزی فراتر از ظاهرش در انتظار آنهاست.