خلاصه داستان: مرینت و آدرین برای گذراندن تعطیلات به نیویورک سفر میکنند؛ سفری که قرار است فرصتی برای استراحت و تجربهای تازه باشد، اما خیلی زود رنگوبوی خطر به خود میگیرد. آنها در جریان این ماجراجویی با نمایشگاهی مهم و گردنبندی گرانبها روبهرو میشوند و درگیر توطئهای از سوی دشمنان میشوند. مرینت باید در نقش لیدی باگ، میان زندگی عادی و مسئولیت قهرمانی تعادل برقرار کند. در ادامه، او با گروهی از ابرقهرمانان آمریکایی متحد میشود تا در برابر تهدیدی تازه ایستادگی کند؛ تهدیدی که روابط، شجاعت و تواناییهای قهرمانان را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در کشوری خیالی به نام بایالا، خطری جدی سرزمین پریان را تهدید میکند و آرامش آن در آستانه فروپاشی قرار میگیرد. در این میان، دو خواهر دوقلو به نامهای سوره و سرا با مسئولیتی بزرگ روبهرو میشوند؛ مسئولیتی که میتواند سرنوشت بایالا را تغییر دهد. حضور یک تکشاخ و نیروهای جادویی، مسیر این ماجراجویی را پررمزورازتر میکند و خواهران را به سفری متفاوت میکشاند. آنها باید در کنار یکدیگر راهی برای مقابله با تهدید پیدا کنند، اما اختلافها و چالشهای میانشان کار را آسان نمیکند. این انیمیشن خانوادگی، داستانی فانتزی و پرتحرک را بدون آشکار کردن گره اصلی دنبال میکند.
خلاصه داستان: داستان این انیمیشن در زمانی رخ میدهد که بازی تازهای به نام اوردینا اسکیل توجه بسیاری را جلب کرده است. این بازی تجربهای متفاوت از رقابت و ماجراجویی ارائه میکند و بازیکنان میتوانند در محیطی تازه با یکدیگر روبهرو شوند. آسونا، دوستش کیریتو را راضی میکند تا در این بازی شرکت کند، اما مسیر آنها خیلی زود از یک سرگرمی ساده فاصله میگیرد. نشانههایی نگرانکننده باعث میشود آسونا و کیریتو درباره هدف واقعی اوردینا اسکیل و اتفاقهایی که پیرامون آن رخ میدهد، پرسشهای بیشتری مطرح کنند. این اثر ترکیبی از اکشن، فانتزی و علمیتخیلی را با فضای ماجراجویانه دنبال میکند.
خلاصه داستان: وقتی خانه گابر در آتشسوزی از بین میرود، این وایکینگ سالخورده اژدهای افسانهای استخوانگیر را مسئول نابودی خانهاش میداند. او که خشمگین و مصمم است، تصمیم میگیرد برای نخستین بار به شکار این موجود ناشناخته برود و انتقام بگیرد. در این مسیر، ماجرا با حضور وایکینگها و فضای پرهیجان سرزمین اژدهایان شکل میگیرد و گابر با چالشهایی روبهرو میشود که نگاه او به این شکار را تحت تأثیر قرار میدهد. داستان با تمرکز بر انگیزههای شخصی گابر، حس ماجراجویی و رویارویی انسان با موجودی افسانهای پیش میرود و راز اصلی خود را تا پایان آشکار نمیکند.
خلاصه داستان: خانواده کرودها سالها در غاری دور از دنیای بیرون زندگی کردهاند. پدر خانواده همیشه نگران امنیت همسر و فرزندانش است و با تعریف کردن داستانهایی ترسناک، آنها را از خارج شدن از غار بازمیدارد. با این حال، خراب شدن محل زندگیشان همهچیز را تغییر میدهد و کرودها ناچار میشوند برای نخستین بار قدم به سرزمینی ناشناخته بگذارند. آنها در مسیر خود با محیطی متفاوت، تجربههایی تازه و نگاههایی جدید به زندگی روبهرو میشوند. این سفر خانوادگی، ترسهای قدیمی و شیوه فکر کردن اعضای خانواده را به چالش میکشد، بیآنکه پایان ماجرا را از پیش آشکار کند.
خلاصه داستان: ریمورو و دوستانش زمانی درگیر توطئهای میشوند که دختری با قدرتی مرموز در مرکز آن قرار دارد. همزمان، فرمانده ریمورو و بنیمارو با غولی به نام هیرو روبهرو میشوند؛ موجودی نیرومند که یکی از شاخهایش شکسته و شمشیری بلند به اندازه خودش حمل میکند. هیرو بازمانده دهکده اوگر است و گذشتهای مشترک با بنیمارو و دوستانش دارد؛ او زمانی برادر بزرگتر آنها بوده است. برخورد این شخصیتها، ماجرایی سرشار از اکشن، فانتزی و ماجراجویی را شکل میدهد؛ روایتی که پیوندهای قدیمی و رازهای تازه را در کنار هم قرار میدهد.