خلاصه داستان: خانواده کرودها برای پیدا کردن مکانی امنتر و مناسبتر، با خانوادهای به نام بترمنز روبهرو میشوند؛ خانوادهای که خود را بهتر، باهوشتر و تکاملیافتهتر میدانند. این آشنایی خیلی زود به رقابتی خانوادگی تبدیل میشود و هر گروه تلاش میکند ویژگیهای برتر خود را نشان دهد. در این میان، تفاوت نگاهها، شیوه زندگی و واکنش شخصیتها به موقعیتهای تازه، ماجراهای خندهدار و ماجراجویانهای میسازد. فیلم در کنار فضای فانتزی و پرتحرک، به اهمیت خانواده، همکاری و پذیرفتن تفاوتها توجه دارد و داستان را بدون آشکار کردن نتیجه نهایی، به سمت رویاروییهای تازه پیش میبرد.
خلاصه داستان: در فیلم کریسمس بیگانه، گروهی از موجودات فرازمینی نقشهای برای دزدیدن نیروی جاذبه زمین اجرا میکنند؛ نقشهای که میتواند نظم جهان را تغییر دهد. در میان این ماجرا، یک کودک با موجودی کوچک و متفاوت به نام ایکس همراه میشود. این دو، با وجود تفاوتهایشان، وارد مسیری پرماجرا میشوند تا از زمین و جهان در برابر تهدید پیشآمده محافظت کنند. داستان با ترکیب فضای کریسمسی، ماجراجویی علمیتخیلی و لحظات خانوادگی، روی همکاری، شجاعت و اهمیت دوستی تمرکز دارد و بدون پیچیدهکردن روایت، مخاطب را تا پایان همراه نگه میدارد.
خلاصه داستان: در فیلم شرک 3، شرک با مسئولیتی تازه روبهرو میشود؛ او با اکراه بهعنوان وارث سرزمین دور، دور انتخاب شده است. شرک که خود را برای پادشاهی آماده نمیبیند، تصمیم میگیرد آرتی، نوجوانی سرکش، را پیدا کند و او را بهعنوان پادشاه جدید معرفی کند. همزمان، پرنسس فیونا در قصر میماند و تلاش میکند در برابر نقشههای شاهزاده دلربا ایستادگی کند. در این مسیر، شرک، خر و گربه چکمهپوش با ماجراهایی تازه، موقعیتهای کمدی و چالشهایی روبهرو میشوند که نگاهشان به مسئولیت، دوستی و رهبری را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در فیلم لیگ عدالت: ابرقهرمانان و شکارچیان، بخش اول، سوپرمن، بتمن، واندر وومن، فلش، سایبورگ، گرین لنترن و ویکسن ناگهان به دنیای عجیب رِمنانت منتقل میشوند. آنها در این سرزمین، دیگر ابرقهرمانانی شناختهشده نیستند و در نقش نوجوانانی عادی ظاهر میشوند. همزمان، روبی، وایس، بلیک و یانگ با تغییری مرموز در سیاره خود روبهرو هستند. قهرمانان رمنانت باید اختلافها را کنار بگذارند و نیروهایشان را با یکدیگر هماهنگ کنند. این رویارویی میان دو گروه از شخصیتها، داستانی ماجراجویانه و ابرقهرمانی را شکل میدهد که بر همکاری، شناخت موقعیت تازه و کشف راز تغییرات رِمنانت تمرکز دارد.
خلاصه داستان: ارویگ در خانه بچههای بیسرپرست در یکی از شهرهای کوچک انگلستان بزرگ شده و از گذشته و خانواده واقعی خود خبر چندانی ندارد. زندگی او زمانی تغییر میکند که زوجی غریبه برای پذیرفتن سرپرستیاش به یتیمخانه میآیند. ارویگ مجبور میشود همراه زنی خودخواه که یک جادوگر است، در خانهای اسرارآمیز زندگی کند. دختر باهوش خیلی زود متوجه میشود این خانه پر از راز، طلسم و وردهای جادویی است. او در میان ماجراهای تازه، موسیقی مرموزی را کشف میکند؛ موسیقیای که شاید سرنخ مهمی درباره مادر و خانوادهای باشد که همیشه آرزوی داشتنشان را داشته است.
خلاصه داستان: شرک از زندگی یکنواخت خود خسته شده است. او هر روز با کارهای تکراری روبهرو میشود و احساس میکند روزهای پرهیجان گذشته از او فاصله گرفتهاند. شرک آرزو دارد دوباره به زمانی برگردد که مردم از او میترسیدند و او در تنهایی زندگی میکرد. این خواسته زمانی جدیتر میشود که در جشن تولد فرزندانش عصبانی میشود، کیک را خراب میکند و خانه را ترک میکند. از اینجا، ماجرا او را با موقعیتی متفاوت روبهرو میسازد؛ موقعیتی که باعث میشود درباره زندگی خانوادگی، انتخابهایش و ارزش چیزهایی که در کنار خود دارد، دوباره فکر کند.