خلاصه داستان: در فیلم ریتر روست 2: توطئه قراضه، ربات آهنی ریتر روست و دوستانش پس از تجربه موفقیتهای بزرگ، با مشکلی تازه روبهرو میشوند. زبالههای مکانیکی زمین را تهدید میکنند و ادامه این وضعیت میتواند کشورشان را با دردسرهای جدی مواجه کند. ریتر روست برای مقابله با این بحران، به ماجراجویی بزرگی قدم میگذارد و از کمک یک مخترع مخفی بهره میگیرد. او در این مسیر تلاش میکند راهی برای نجات کشورش پیدا کند و دوباره جایگاه خود را بهعنوان یک شوالیه به دست آورد. داستان، ترکیبی از فانتزی، کمدی و ماجراجویی خانوادگی است و گره اصلی را تا پایان آشکار نمیکند.
خلاصه داستان: فیلم شبدر سیاه: شمشیر پادشاه جادوگر داستان آستا را دنبال میکند؛ پسری که در جهانی سرشار از جادو و جادوگری، بدون داشتن هیچ قدرت جادویی به دنیا آمده است. آستا با وجود این محدودیت، رؤیای بزرگی در سر دارد و میخواهد به پادشاه جادوگر تبدیل شود. او برای رسیدن به این هدف باید بر دشواریهای مسیر غلبه کند و تواناییهای واقعی خود را نشان دهد. آستا همچنین میخواهد به وعدهای که به دوستانش داده است وفادار بماند. این فیلم با تکیه بر فضای فانتزی، ماجراجویی و مبارزه، مسیر تلاش او برای اثبات خودش را روایت میکند، بدون آنکه پایان داستان را آشکار کند.
خلاصه داستان: اسپوکلی، کدوی مربعی دوستداشتنی، همراه با دوستانش در مزرعه تعطیلات برای رسیدن اولین دانه برف کریسمس جشن میگیرند. شادی آنها با ورود گربهای سبز و غیرمعمول به نام میستلتو به هم میریزد؛ گربهای که خودش هم نمیداند از کجا آمده است. میستلتو برای یافتن پاسخی درباره گذشتهاش، به دنبال یک جغد مرموز راهی جنگل میشود. در این مسیر، اسپوکلی و دوستانش با موقعیتی تازه روبهرو میشوند که آنها را به همراهی، همدلی و کشف راز میستلتو نزدیکتر میکند. داستان با حالوهوای کریسمسی، شخصیتهای کودکانه و فضایی فانتزی روایت میشود.
خلاصه داستان: فیلم تولد دوباره نژا داستان لی یونشیانگ، موتورسواری جوان، بیباک و متفاوت را دنبال میکند؛ کسی که زندگیاش با ظاهر شدن دشمنان قدیمی نژا وارد مرحلهای تازه میشود. در پی این اتفاق، او کمکم به هویت واقعی خود پی میبرد و قدرتهایی پنهان در وجودش بیدار میشوند. لی یونشیانگ باید میان زندگی معمولی و مسئولیتی بزرگ که ناگهان بر دوشش قرار گرفته، مسیر خود را پیدا کند. این انیمیشن با ترکیب ماجراجویی، فانتزی و اکشن، تقابل یک قهرمان امروزی با گذشتهای اسطورهای را روایت میکند و رازهای مهم داستان را تا لحظه مناسب آشکار نمیسازد.
خلاصه داستان: دهکده وایکینگهای برک خود را برای تعطیلات زمستانی آماده میکند و همهچیز حالوهوایی شاد و پرنشاط دارد. اما ناگهان اژدهاها یکی پس از دیگری به پرواز درمیآیند و دهکده را ترک میکنند. در این میان، بیدندان نمیتواند مانند دیگر اژدهاها پرواز کند و هیکاپ برای کمک به دوستش وارد عمل میشود. آنها با دنبال کردن نشانهها تلاش میکنند محل رفتن اژدهاها را پیدا کنند و دلیل این اتفاق عجیب را بفهمند. هیکاپ امیدوار است با بازگرداندن اژدهاها به برک، شادی تعطیلات را دوباره به میان مردم دهکده برگرداند؛ اما مسیر این جستوجو، ماجراهایی تازه برای او و بیدندان رقم میزند.
خلاصه داستان: فلیکس، پسری دوازدهساله، نزدیک به دو سال است که از ناپدید شدن اسرارآمیز پدرش در دریا بیخبر مانده است. وقتی مادرش برای استراحت با کشتی به سفری تفریحی میرود، فلیکس از این فرصت استفاده میکند تا برای یافتن پدرش راهی سفری پرماجرا شود. او در مسیر خود با موقعیتهایی ناشناخته و رازهایی مرتبط با دریا روبهرو میشود و قدمبهقدم به ماجرایی بزرگتر نزدیک میشود. این سفر، فلیکس را با مفهوم شجاعت، امید و اهمیت پیوندهای خانوادگی همراه میکند، بدون آنکه پاسخ نهایی معمای اصلی را زود آشکار کند.