خلاصه داستان: یک پیرمرد در حین سوار شدن بر یکی از وسایل شهربازیهای قدیمی و متروکه که گفته میشد جنزده است، جان خود را از دست میدهد. متصدیان شهربازی به جای خبر کردن پلیس، جسد او را در همان محل دفن میکنند و این اقدام هولناک را به جاذبهای توریستی تبدیل میکنند. در این فیلم، داستانی تازه و جذاب به زبان فارسی گفته شده است.
خلاصه داستان: وقتی مردی متوجه میشود که تسخیر شده است، با تردیدی عمیق و برای اثبات وجود نداشتن روح، قدم به یک عمارت قدیمی میگذارد. اما در آنجا با روح زنی روبرو میشود که ادعا میکند او را میشناسد. این برخورد غیرمنتظره، او را وارد ماجراهایی میکند که مرز میان خنده و ترس را محو میسازد. او در تلاش برای یافتن حقیقت، با رازهایی از گذشته روبرو میشود که زندگیاش را زیر و رو میکند. آیا این روح واقعی است یا فریب ذهن؟
خلاصه داستان: بیکام، مرد جوانی که به روستای زادگاهش در منطقه کونکان بازمیگردد، بهطور ناخواسته مونجیا را بیدار میکند؛ روحی انتقامجو که سالها پیش در جوانی جان باخته و اکنون به دنبال عروس است. مونجیا با استفاده از قدرتهای فراطبیعی خود، بیکام را تحت فشار قرار میدهد تا او را با معشوقهاش که حالا زنی مسن است، پیوند دهد. بیکام برای نجات جان خود و نامزدش، بیتی، وارد یک ماجراجویی پر از ترس و خنده میشود. او باید راز گذشته مونجیا را کشف کند و راهی برای آرام کردن این روح سرکش بیابد؛ مأموریتی که او را با باورهای سنتی، روابط خانوادگی و ترسهای درونیاش روبهرو میکند.
خلاصه داستان: اریک و شلی عاشق یکدیگر میشوند و زندگیشان پر از امید است، اما گذشته تاریک اریک دوباره سر برمیآورد و آن دو به شکلی وحشیانه به قتل میرسند. اریک که مرگ را تجربه کرده، فرصتی دوباره مییابد تا با فداکاری خود، عشق واقعیاش را نجات دهد. او با راهنمایی یک کلاغ اسرارآمیز، از دنیای مردگان بازمیگردد تا انتقامی بیرحمانه از قاتلان بگیرد و در این مسیر، میان دنیای زندگان و مردگان سفر میکند تا بیعدالتیها را اصلاح کند. اما هر قدم او را به بهایی سنگین نزدیکتر میکند و او باید تصمیم بگیرد که تا کجا برای عشق پیش خواهد رفت.
خلاصه داستان: دختری هفده ساله به نام گرچن پس از مرگ مادرش، مجبور میشود برای زندگی با پدرش به یک شهر کوهستانی دورافتاده در آلمان نقل مکان کند. او که با پدر و نامادریاش رابطهای سرد دارد، در هتل عجیب و تاریکی که محل کار پدرش است، با ساکنان مرموزی آشنا میشود. به زودی، گرچن متوجه صداها و پدیدههای غیرعادی میشود که او را به سمت رازی شوم و ترسناک درباره ماهیت این مکان و مردمانش میکشاند. هرچه بیشتر در این راز فرو میرود، درمییابد که زندگیاش در خطر است و باید با هوش و شجاعت خود از این کابوس فرار کند. فیلم فاخته ترکیبی از تعلیق روانشناختی و وحشت است که با فضاسازی تاریک و شخصیتهای پیچیده، مخاطب را تا پایان درگیر خود میکند.
خلاصه داستان: آشین، زنی جوان از قبیلهای مرزی در شمال پادشاهی چوسان، شاهد نابودی خانواده و قبیلهاش توسط نیروهای پادشاهی و قبیلههای رقیب است. او که در جستجوی حقیقت پشت این فاجعه است، با رازی مرموز در کوههای شمالی روبهرو میشود: گیاهی افسانهای که میتواند مردگان را زنده کند. آشین با استفاده از این راز، تصمیم میگیرد انتقام خونخواهیاش را از همه عاملان این تراژدی بگیرد. اما در این مسیر، او با هویت واقعی خود و معنای وحشتناک انتقام روبهرو میشود.