خلاصه داستان: کبیر و خانوادهاش برای یک آخر هفتهٔ تفریحی به خانهٔ روستایی خود میروند تا از آرامش دور از شهر لذت ببرند. اما این آرامش با ورود غریبهای خوشبرخورد و مرموز به نام وانا که ادعا میکند پیشخدمت سابق خانه است، بر هم میخورد. وانا با نفوذی تدریجی و شیوههایی نامتعارف، دختر نوجوان خانواده یعنی آریا را تحت تأثیر قرار میدهد. کبیر به سرعت متوجه میشود که وانا از قدرتی فراطبیعی و شوم بهره میبرد و قصدی پلید دارد. خانواده در یک بازی مرگبار و نفسگیر با زمان و نیروهای ماورایی گرفتار میشوند و برای نجات آریا و رهایی از چنگال جادوی سیاه باید با ترسهای خود روبرو شوند.
خلاصه داستان: دی، کارگر استخر، برای تمیز کردن استخری متروک در عمق شش متری تنها میماند و روی یک قایق بادی به خواب میرود. وقتی بیدار میشود، سطح آب بهشدت پایین آمده و او نمیتواند به تنهایی از دیوارههای بلند بالا برود. او در استخر گیر افتاده و فریاد میزند، اما تنها کسی که صدایش را میشنود، یک کروکودیل گرسنه از مزرعه نزدیک است. دی باید با هوش و نیروی خود راهی برای بقا بیابد و از استخر فرار کند.
خلاصه داستان: یک کشیش سابق بیوه که با فرزندان و برادرش در یک مزرعه پنسیلوانیا زندگی میکند، دایرههای مرموز محصول را در مزارع خود پیدا میکند، که نشان میدهد چیزی ترسناکتر است. او که ایمانش را پس از مرگ همسرش از دست داده، حالا با تهدیدی فرازمینی روبهرو میشود که خانوادهاش را به خطر میاندازد. در تلاش برای محافظت از عزیزانش، باید با باورهایش کنار بیاید و معنای تازهای برای زندگی پیدا کند.
خلاصه داستان: یک زن جوان آمریکایی به امید اینکه بتواند در کلیسا کار کند، به شهر واتیکان سفر می کند و در یک یتیم خانه مشغول به کار می شود. او به زودی با دختربچه ای عجیب و مرموز روبرو می شود و رازی هولناک را کشف می کند که با گذشته تاریک کلیسا و تولد موجودی شیطانی مرتبط است. مارگارت، زن جوان، هرچه بیشتر در این مکان کاوش می کند، با نشانه ها و وقایع فراطبیعی مواجه می شود که او را به سمت حقیقتی وحشتناک درباره هویت خود و نقشش در توطئه ای شیطانی سوق می دهد. او باید بین ایمان و حقیقت یکی را انتخاب کند و در برابر نیروهای تاریکی که قصد دارند او را نابود کنند، بایستد.
خلاصه داستان: گروهی از دوستان کالج برای فرار از یک آخر هفتهٔ کسلکننده، در یک عمارت قدیمی به سراغ کارتهای تاروت میروند. آنها برخلاف هشدار صاحب خانه، از دستورالعمل باستانی خواندن کارتها سرپیچی کرده و با اصرار بر خواندن سرنوشت یکدیگر، ناخواسته موجودی وحشتناک را که در دل کارتها زندانی بوده آزاد میکنند. حالا هر یک از آنان با مرگهای عجیب و ترسناکی مواجه میشوند که بازتاب دقیق پیشگوییهای همان کارتهاست. آنها باید پیش از آنکه نوبت به خودشان برسد، راهی برای شکست دادن این نیروی شیطانی بیابند و راز کارتهای نفرینشده را کشف کنند.
خلاصه داستان: در آستانهٔ انتخابات ریاستجمهوری فرانسه، پاریس در تبوتاب شورشها و درگیریهای خیابانی است. در این میان، گروهی از جوانان خردهجنایتکار پس از یک سرقت نافرجام که به کشتهشدن یکی از اعضا میانجامد، برای فرار از دست پلیس به حومهٔ شهر پناه میبرند و در مسافرخانهای دورافتاده اقامت میکنند. اما این مسافرخانه به دست خانوادهای نئونازی و آدمخوار اداره میشود که قصد دارند مهمانان ناخوانده را قربانی آیینهای وحشیانهی خود کنند. دختر جوان گروه، با شجاعت و مقاومت، باید برای بقا با این خانوادهی دیوانه بجنگد و از چنگال آنها بگریزد.