خلاصه داستان: پس از شنیدن صداهای نگرانکننده از اتاق کناری در یک متل، یک فراری در حال گریز و دوستش تبدیل به شکار قاتل بدنام و بیرحم "چهرهپریده" میشوند؛ قاتلی که افسانهاش دهههاست مردم محلی را وحشتزده کرده است.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی پدر خانواده، پسر نوجوان و نامادریاش در خانهای دورافتاده در دل جنگل با اندوه و تنهایی دستوپنجه نرم میکنند. آرامش آنها به هم میریزد وقتی موجودی مرموز و شبحمانند که به طرز وحشتناکی شبیه به پدر تازهدرگذشته است، ظاهر میشود. آنها در تلاش برای یافتن پاسخی درباره ماهیت این حضور شوم، به تدریج درگیر وقایع هولناکی میشوند که مرز میان واقعیت و کابوس را محو میکند. هرچه موجود نزدیکتر میشود، رازهای تاریک تازهای از گذشته پدر برملا میگردد و این دو را در موقعیتی خطرناک قرار میدهد.
خلاصه داستان: زنی جوان که بهصورت مخفیانه در عمارت مجلل یک میلیاردر زندگی میکند، به رازهای تاریکی پی میبرد و این کشف او را درگیر نبردی ناامیدانه برای بقا میکند.
خلاصه داستان: در طی یک سفر آخر هفته به عمارتی دورافتاده در کنار دریاچه، گروهی از دوستان درگیر شبکهای از رازها، فریب و فناوری پیشرفته میشوند. با افزایش تنشها و آزمون وفاداریها، آنها حقایق نگرانکنندهای را دربارهی خود و دنیای اطرافشان کشف میکنند.
خلاصه داستان: دو مأمور کارآزموده که در دو سوی درهای اسرارآمیز مستقر شدهاند، از دور به یکدیگر نزدیک میشوند. اما زمانی که نیرویی شیطانی از اعماق سر برمیآورد، آنها ناچار میشوند برای زنده ماندن با یکدیگر همکاری کنند.
خلاصه داستان: در یورکشایر سال ۱۸۹۸، زنی داغدار به همراه پسرش به خانهای متروکه نقل مکان میکند که متعلق به همسر سابقش بوده و او به تازگی درگذشته است. اما به زودی متوجه میشوند که در این خانه تنها نیستند. رازی تاریک در زیر زمین خانه پنهان است و هر قدم آنها را به کشف حقیقتی هولناک نزدیکتر میکند. آیا آنها میتوانند از این مکان مرموز جان سالم به در ببرند؟