خلاصه داستان: میزبان یک پادکست درباره موضوعات ترسناک، برای مراقبت از مادر در حال مرگش به خانه نقل مکان میکند. وقتی ضبطهایی از برخوردهای ماورایی یک زوج باردار برایش فرستاده میشود، او متوجه میشود داستان آنها با زندگی خودش شباهت دارد و هر نوار او را یک قدم به جنون نزدیکتر میکند.
خلاصه داستان: زنی پس از پاسخ به یک آگهی استخدام، به عنوان خدمتکار در یک برج مرموز در شهر نیویورک مشغول به کار میشود. او به تدریج متوجه میشود که ساکنان این ساختمان تحت تأثیر یک فرقهی مرموز قرار دارند و در طول سالها ناپدید شدنهای متعددی در این مکان رخ داده است. با کشف رازهای پنهان، او باید برای بقای خود بجنگد و از دام این مکان خطرناک فرار کند.
خلاصه داستان: زن جوانی که بهعنوان ناظر محتوای یک وبسایت ویدیویی کار میکند، در جریان بررسی ویدیوهای ارسالی، با مجموعهای از کلیپهای خشونتآمیز و آزاردهنده روبهرو میشود که صحنههای مرگ را با جزئیاتی هولناک بازسازی میکنند. او که ابتدا فکر میکند این ویدیوها صرفاً محتوای جعلی و ضعیف هستند، بهزودی متوجه میشود که این کلیپها به شکلی مرموز با یک فیلم ترسناک قدیمی مرتبطاند و گویی خشونت موجود در آن فیلم، در حال تکرار در دنیای واقعی است. این کشف او را وارد یک مارپیچ روانی میکند و مرز میان واقعیت و خیال را برایش محو میکند. او برای نجات جان خود و اطرافیانش باید راز پشت این ویدیوها را کشف کند.
خلاصه داستان: گروهی از کاوشگران برای بررسی یک هتل متروکه و قدیمی وارد آن میشوند، اما خیلی زود متوجه میشوند که این مکان خالی از سکنه نیست. آنها با موجودی ماورایی و عجیب روبهرو میشوند که به نظر میرسد از حضور مزاحمان ناراضی است. در همین حال، گروهی رقیب نیز با انگیزهای متفاوت به دنبال گنجی افسانهای و پنهان در همان هتل هستند. درگیری میان دو گروه و تهدیدهای فراطبیعی، هر لحظه آنها را به مرز جنون و نابودی نزدیکتر میکند. رازهای تاریک هتل، گذشتهای پر از خشونت را فاش میسازد و حالا هیچکس نمیداند که آیا امکان فرار از این مکان لعنتی وجود دارد یا نه.
خلاصه داستان: داستان درباره ربکا اوونز است؛ فارغالتحصیل رشته علوم تشریحی و کفنودفن که شغلی شبانه در سردخانه ریور فیلدز به دست میآورد. اما کاری که در ابتدا کاملاً عادی به نظر میرسد، خیلی زود رنگ و بویی ترسناک و شوم به خود میگیرد، زیرا او با نیروهای ماورایی وحشتناکی روبهرو میشود.
خلاصه داستان: نویسندهای که در ژانر وحشت قلم میزند، پس از مرگ والدینش راهی سفری به ایرلند میشود تا خاکستر آنها را در مکانی که وصیت کردهاند پخش کند. اما مهمانخانهای که برای اقامت انتخاب میکند، طبق شایعات محلی تسخیرشده است و روح یک جادوگر در آن پرسه میزند. او در ابتدا این داستانها را خرافهای بیش نمیداند، اما خیلی زود با پدیدههای عجیبی روبهرو میشود که ذهن او را به چالش میکشند. او در میان نوشتههای قدیمی و اشیای بهجامانده در خانه، به راز تاریکی پی میبرد که زندگی و گذشتهاش را زیر سؤال میبرد. تلاش او برای انجام وصیت والدینش به سفری درونی تبدیل میشود که مرز بین واقعیت و خیال را محو میکند. هر قدم او را به حقیقتی هولناک نزدیکتر میکند که با هیچ داستان ترسناکی که تا به حال نوشته برابری نمیکند.