خلاصه داستان: جودیت آلبرایت، زنی سالخورده و مستقل، پس از تحمل یک سکته مغزی خفیف، برخلاف میل خود به خانه سالمندان تاریخی و باشکوه «مانور» نقل مکان میکند. او در این مکان که به نظر میرسد پناهگاهی آرام است، به تدریج متوجه رخدادهای عجیب و مرگبار میشود. جودیت با مشاهده مرگ مشکوک چند تن از ساکنان، به این باور میرسد که نیرویی فراطبیعی و شیطانی در خانه سالمندان کمین کرده و قربانیان خود را یکی پس از دیگری از بین میبرد. او در تلاش برای اثبات این موضوع و نجات خود و دیگران، با بیاعتنایی کارکنان و شک و تردید خانوادهاش مواجه میشود. آیا جودیت میتواند پیش از آنکه دیر شود، راز شوم عمارت را فاش کند؟
خلاصه داستان: در ادامهٔ داستان خانوادهای از قصابان سادیست که در مناطق دورافتاده زندگی میکنند و هر رهگذری را طعمهٔ خود میبینند، «قصابان کتاب دوم: راگهورن» روایتگر حادثهای هولناک است. یک تصادف رانندگی گروهی از آدمربایان را در دام آدمخوارانی وحشی میاندازد که قصد دارند آنها را تکهتکه کرده و بخورند. این فیلم ترسناک با فضاسازی تاریک و خشونتآمیز، مخاطب را به اعماق وحشت میبرد.
خلاصه داستان: سفری به قلمرویی ممنوعه و کشف نشده از طریق سه داستان که از نظر مکانی و زمانی به همدیگر مربوط هستند و هر کدام رازهای هولناکی را فاش میکنند. یک زن جوان با توانایی ارتباط با ارواح، یک مرد مرموز با گذشتهای تاریک و یک محقق که به دنبال حقیقت پشت پدیدههای فراطبیعی است، در مسیرهایی به هم میرسند که مرز بین زندگی و مرگ را محو میکند. این فیلم بر اساس مجموعه داستانهای مشهور کلایو بارکر ساخته شده و روایتی غیرخطی از ترس و وسواس انسانی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: خانواده ابت پس از وقایع تلخ قسمت اول، برای بقا از خانه خود خارج میشوند و وارد دنیایی وسیعتر و خطرناکتر میشوند. ایولین ابت به همراه فرزندانش، ریگان و مارکوس، در تلاش برای یافتن پناهگاهی امن، با تهدیدهای جدیدی روبرو میشوند. آنها متوجه میشوند که موجودات حساس به صدا تنها خطر نیستند و انسانهای دیگر نیز میتوانند تهدیدی بزرگ باشند. در این مسیر، ریگان که ناشنوا است، با استفاده از سمعک خود راهی برای مقابله با موجودات پیدا میکند. این فیلم داستانی پرتعلیق از شجاعت، خانواده و امید در برابر ناامیدی را روایت میکند.
خلاصه داستان: ده سال پس از وقایع قسمت دوم، دالتون لمبرت برای رفتن به کالج آماده میشود. اما رویای او برای شروع زندگی جدید به کابوسی تبدیل میشود وقتی شیاطین سرکوبشده گذشته بازمیگردند و او و پدرش جاش را بار دیگر آزار میدهند. جاش و دالتون باید برای همیشه به این آزار پایان دهند و درب قرمز را ببندند.
خلاصه داستان: کیت (لورا برک) به همراه دختر خردسالش بث در یک خانه مزرعهای دورافتاده در دل جنگلهای کانادا زندگی میکند. این مادر مجرد تلاش میکند تا زندگی آرام و امنی برای فرزندش فراهم کند، اما به تدریج نشانههایی از حضور یک نیروی ناشناخته در اطراف خانه ظاهر میشود. کیت که خود با گذشتهای تاریک دستوپنجه نرم میکند، نمیداند که آیا این تهدید واقعی است یا حاصل ذهن پریشان او. با تشدید رویدادهای مرموز، غریزه مادرانه او به اوج میرسد و او مجبور میشود برای محافظت از بث دست به هر کاری بزند. فیلم مادرانه یک تریلر روانشناختی است که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند و نشان میدهد که عشق مادری تا کجا میتواند پیش برود.