خلاصه داستان: جولی، زن باردار جوان، پس از یک حادثه ناگوار در دوران بارداری، به توصیه پزشک مجبور به استراحت مطلق در خانه قدیمی و دورافتادهای میشود. او به همراه همسرش به این خانه نقل مکان میکند تا از آرامش برخوردار شود، اما به زودی اتفاقاتی عجیب و ترسناک رخ میدهد. جولی صداهای عجیب میشنود، اشیاء جابهجا میشوند و حضور مرموزی را در اتاقها احساس میکند. او نمیداند که آیا این پدیدهها واقعی هستند یا نتیجه توهمات ناشی از فشار روحی و جسمی بارداری اوست. با پیشرفت داستان، جولی در تلاش است تا راز خانه و ارتباط آن با گذشته تاریک خود را کشف کند، در حالی که برای حفظ سلامت جنین خود نیز میجنگد.
خلاصه داستان: نیک پس از کشته شدن خواهرش، به همراه خواهر کوچکش و دوستانشان به جزیرهای در اقیانوس آرام میروند تا مدتی آرامش داشته باشند. آنها نمیدانند که چه خطری در آبهای اطراف این جزیره آنها را تهدید میکند. در میان موجها و صخرهها، یک کوسه سفید بزرگ آنها را شکار میکند و هر لحظه ممکن است حملهای مرگبار رخ دهد. آنها برای زنده ماندن باید با ترسهای خود روبهرو شوند و با هوش و شجاعت، راهی برای بازگشت به ساحل پیدا کنند. این فیلم تعلیقی نفسگیر و پر از لحظات هیجانانگیز است که مرز میان بقا و نابودی را نشان میدهد.
خلاصه داستان: پس از خراب شدن ماشینشان در یک شهر کوچک وهمآور، یک زوج جوان مجبور میشوند شب را در یک کابین دورافتاده بگذرانند. وحشت ایجاد میشود زیرا آنها توسط سه غریبه نقابدار وحشتزده میشوند که بدون هیچ ترحمی و ظاهراً بدون هیچ انگیزهای حمله میکنند. این سه مهاجم با نقابهای ترسناک، در طول شب بازیهای روانی وحشتناکی با آنها انجام میدهند و آنها را تا مرز جنون پیش میبرند. زوج جوان باید برای زنده ماندن بجنگند و راهی برای فرار از این کابوس بیابند.
خلاصه داستان: در زمان جنگ جهانی اول، گروهی از سربازان در یک پناهگاه زیرزمینی گرفتار میشوند. آنها به تدریج با یک نیروی شیطانی و ناشناخته روبرو میشوند که ذهنشان را تحت تأثیر قرار میدهد و آنها را به سمت جنون و خشونت سوق میدهد. این نیروی مرموز باعث میشود سربازان به یکدیگر شک کنند و در مقابل هم قرار گیرند. فیلم پناهگاه داستانی تنشآمیز و ترسناک را در فضایی بسته و تاریک روایت میکند.
خلاصه داستان: دکتر رز کوتر، روانپزشکی موفق، شاهد مرگ هولناک یکی از بیماران خود به نام لورا وید است که با لبخندی ترسناک و ناگهانی خودکشی میکند. این حادثه ضربه روحی عمیقی به رز وارد میکند و به زودی او متوجه میشود که موجودی مرموز و ناشناس به شکل افرادی با لبخند وحشتناک، او را تعقیب میکند. رز برای فرار از این کابوس، به دوستپسر سابقش و پلیس مراجعه میکند اما هیچکس باور نمیکند. او باید با گذشته تاریک خود روبرو شود تا این نفرین را شکست دهد.
خلاصه داستان: در یک شب تاریک و ترسناک، گروهی مخفی از شکارچیان هیولا پس از مرگ رهبر خود در قلعه بلادستون دور هم جمع میشوند. اما این گروه به زودی درگیر رقابتی مرموز و مرگبار برای یافتن یک اثر قدرتمند میشوند که آنها را با هیولایی خطرناک روبرو میکند و رازهای تاریکی را فاش میسازد.