خلاصه داستان: پس از آخرین جنایات قاتلی با ماسک روح، چهار بازمانده، سامانتا، تارا کارپنتر و دوقلوها چاد و میندی میکس، همه چیز را در شهر وودزبورو پشت سر گذاشته تا زندگی جدیدی را در شهر نیویورک آغاز کنند اما اوضاع آنطور که آنها تصور میکردند پیش نرفته و…
خلاصه داستان: پس از یک فاجعه شخصی، هارپر به تنهایی به حومه زیبای انگلیسی عقبنشینی میکند، به این امید که مکانی برای شفا پیدا کند. اما به نظر میرسد یک نفر - یا چیزی - از جنگلهای اطراف او را تعقیب میکند، و آنچه که به عنوان ترس در حال جوشیدن شروع میشود، تبدیل به یک کابوس کاملاً شکلیافته میشود که در تاریکترین خاطرات و ترسهای او زندگی میکند.
خلاصه داستان: نارسیسا، راهبهای جوان که از کودکی هدایایی ماوراءالطبیعی داشته، پس از سالها زندگی در صومعه، به مدرسهای در روستایی دورافتاده فرستاده میشود تا به دختران یتیم آموزش دهد. او به محض ورود، با فضای سنگین و رازآلود مدرسه روبهرو میشود و متوجه میشود که این مکان خاطراتی تلخ و پنهان در خود دارد. دختران مدرسه از وجود موجودی مرموز در اتاقها سخن میگویند و نارسیسا با خوابها و رؤیاهای ترسناکی مواجه میشود که او را به گذشتهای تاریک از خودش و این مکان پیوند میدهد. او در تلاش برای محافظت از دختران و کشف حقیقت، با نیروهای شریری روبهرو میشود که ریشه در ایمان، گناه و رازهای خانوادگی دارد. خواهر مرگ داستانی روانشناختی و وهمآلود است که مرز میان ایمان و شک، innocence و گناه را به چالش میکشد و مخاطب را تا پایان درگیر معمایی ترسناک میکند.
خلاصه داستان: گروهی از همکلاسیها برای جشن فارغالتحصیلی به مکانی دورافتاده و جنگلی سفر میکنند. در آنجا، آنها با داستانی شوم و مرموز دربارهٔ مکان روبرو میشوند که آرامش جشن را به هم میزند. رازی قدیمی در دل طبیعت پنهان است و هر یک از آنها به نحوی با آن درگیر میشوند. تنشها و سوءظنها بین دوستان افزایش مییابد و مرز بین واقعیت و توهم کمرنگ میشود. این فیلم تجربهای روانشناختی و پرتعلیق است که به تدریج لایههای پنهان شخصیتها را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره گروهی از اینفلوئنسرها است که برای راهاندازی یک پروژه نوآورانه به شهر متروکهای در تگزاس سفر میکنند تا زندگی تازهای را آغاز کنند. اما نقشههای آنها به سرعت به کابوس تبدیل میشود، زیرا آنها ناخواسته با «لدرفیس»، قاتلی افسانهای که ماسکی از پوست انسان بر چهره دارد، روبهرو میشوند. این برخورد، آنها را درگیر یک نبرد مرگبار برای بقا میکند و رازهای تاریکی از گذشته این قاتل و خانوادهاش را آشکار میسازد. فیلم با فضاسازی تعلیقبرانگیز و صحنههای خونین، به بازتاب خشونت و بیرحمی انسانها در تقابل با نسل مدرن میپردازد.
خلاصه داستان: برای بیش از یک دهه، اندی و ویکی، پدر و مادر چارلی، در حال فرار بودهاند تا دخترشان را از دست یک آژانس دولتی مخفی به نام «بنیاد» پنهان کنند. بنیاد به دنبال مهار توانایی ماورایی چارلی است: توانایی ایجاد آتش با ذهن. اندی که خودش قدرتهای روانی محدودی دارد، به چارلی آموخته که احساساتش را کنترل کند تا از بروز انفجارهای ناخواسته جلوگیری کند. اما با نزدیک شدن چارلی به یازده سالگی، کنترل این قدرت روزبهروز سختتر میشود. پس از یک حادثه در مدرسه که محل اختفای آنها را لو میدهد، بنیاد مأموری مرموز و بیرحم به نام جان رینبرت را برای دستگیری چارلی میفرستد. حالا خانواده بار دیگر در مسیر فرار قرار میگیرد، اما چارلی که از قدرتش آگاه شده، دیگر نمیخواهد فرار کند. او تصمیم میگیرد برای اولین بار از آتش خود به عنوان سلاح استفاده کند و با کسانی که او را شکار کردهاند مقابله کند.