خلاصه داستان: وس، مردی دلشکسته پس از یک جدایی عاطفی تلخ، در یک استراحتگاه بینراهی در دل بیابان توقف میکند. اما این توقف ساده به کابوسی فراطبیعی تبدیل میشود. او در سرویس بهداشتی عمومی محل، با صدایی مرموز و قدرتمند از غرفه مجاور روبهرو میشود. این موجود ناشناس که خود را خدایی باستانی معرفی میکند، وس را در آستانه یک فاجعه کیهانی قرار میدهد. وس باید در یک بازی روانی و ترسناک، درستی و ایمان خود را ثابت کند؛ در غیر این صورت، او و کل بشریت با عواقب هولناکی مواجه خواهند شد. او در این گیرودار با حقایق تلخی از گذشته خود نیز روبهرو میشود.
خلاصه داستان: در سفری دریایی از فیلیپین به کره جنوبی، خطرناکترین جنایتکاران به همراه مأموران اجرای قانون در یک کشتی باری حمل میشوند. اما این انتقال ساده به کابوسی خونین تبدیل میشود؛ وقتی شورشی بزرگ در کشتی آغاز میشود و موجودی فراطبیعی که به دلیل آزمایشهای ژنتیکی خلق شده، آزاد میشود. مسافران و خدمه باید برای بقا بجنگند و راز هولناک این کشتی را کشف کنند. اکشن و تعلیق در این فیلم ترکیبی نفسگیر از وحشت و خشونت را خلق میکند.
خلاصه داستان: لوسیا و پسرش در خانهای دورافتاده در دل کویر زندگی میکنند و به دور از جامعه، روزهای آرامی را میگذرانند. این مادر و پسر تقریباً هیچ ارتباطی با جهان بیرون ندارند و به ندرت کسی به آنها سر میزند. اما آرامش آنها با ظاهر شدن موجودی مرموز و ترسناک که به تدریج خانه و ذهنشان را تسخیر میکند، در هم میشکند. این موجود ناشناخته آنها را با ترس و جنون روبرو میکند و رابطهای که میان مادر و پسر وجود دارد را به چالش میکشد. آنها باید در برابر این نیروی وحشتناک ایستادگی کنند و معنای واقعی عشق و بقا را بیابند.
خلاصه داستان: جلالالدین، مردی که به همه زنان بدبین است و آنها را چودیل (روح پلید) مینامد، در سفری با دوست متاهلش او را ترغیب به طلاق میکند. اما خودش به طور غیرمنتظرهای عاشق رانی میشود و با او ازدواج میکند. پس از عروسی، متوجه میشود رانی یک چودیل واقعی است. او باید تصمیم بگیرد که با این موجود مبارزه کند یا تسلیم شود. این فیلم کمدی، فانتزی و درام را به هم میآمیزد.
خلاصه داستان: آوا رابینز، دختر جوانی که به دنبال آرامش و شروع تازهای است، به یک کلبهٔ منزوی در دل جنگل نقل مکان میکند. اما خیلی زود متوجه میشود که این مکان دورافتاده رازهای تاریکی در خود پنهان کرده است. حضور عجیب و مرموز یک پیرمرد، صداهای آزاردهنده در شب و اتفاقاتی غیرقابل توضیح، آرامش او را به کابوسی زنده تبدیل میکند. آوا در تلاش است تا حقیقت این کلبه و ساکنان گذشتهاش را کشف کند، اما هر قدم او را به عمق ترس و جنون میکشاند. آیا او میتواند از این مکان لعنتی جان سالم به در ببرد یا سرنوشتی شوم در انتظارش است؟ فیلم دختر کلبهنشین با فضاسازی تاریک و تعلیقهای نفسگیر، داستانی از تنهایی، ترس و جنون را روایت میکند و تماشاگر را تا پایان در هالهای از ابهام و وحشت نگه میدارد.
خلاصه داستان: رگان مکنیل، دختر دوازدهسالهای که با مادرش کریس، بازیگر مشهور سینما، در واشنگتن زندگی میکند، ناگهان دستخوش تغییرات رفتاری وحشتناکی میشود. پس از آنکه آزمایشهای پزشکی و روانپزشکی هیچ توضیحی برای این تحولات ارائه نمیدهند، کریس از کشیش جوانی به نام دیمین کاراس کمک میگیرد. کاراس که خود با بحران ایمان دستوپنجه نرم میکند، ابتدا مردد است اما با وخامت حال رگان، به همراه پدر لانکستر مرین، کشیش باتجربه، آیین جنگیری را آغاز میکند. آنها در نبردی روحانی با نیرویی شیطانی روبهرو میشوند که ایمان، ترس و انسانیت آنها را به چالش میکشد. فیلم به موضوعاتی چون ایمان، شک، و مبارزه با شر میپردازد و با فضاسازی تاریک و بهیادماندنیاش، به یکی از ماندگارترین آثار ترسناک سینما تبدیل شده است.