خلاصه داستان: مارگارت، زنی موفق و منظم، زندگی ظاهراً کاملی دارد. او شغلی عالی، رابطهای پایدار و فرزندی نوجوان دارد. اما حضور ناگهانی دیوید، مردی از گذشتهاش، این نظم را بر هم میزند. دیوید با ادعاهای هولناک و رفتارهای تهدیدآمیز، مارگارت را به چالش میکشد و او را مجبور میکند با خاطرات سرکوبشدهای روبرو شود. این تقابل روانی، مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند و مارگارت را در مسیری تاریک و پرتنش قرار میدهد.
خلاصه داستان: جون (با بازی استورم رید) دختری نوجوان است که پس از ناپدید شدن مرموز مادرش، گریس (نیا لانگ)، در جریان یک سفر به کلمبیا، مجبور میشود خودش دست به کار شود. او با استفاده از ابزارهای دیجیتال روزمره مانند دوربینهای مداربسته، شبکههای اجتماعی و ردیابهای آنلاین، تلاش میکند ردی از مادرش پیدا کند. هرچه بیشتر در این ماجراجویی دیجیتال پیش میرود، رازهای تاریکتری از گذشته خانوادهاش فاش میشود و جون باید میان اعتماد به غریبهها و خطرات فضای مجازی تعادل برقرار کند. این فیلم هیجانانگیز و معمایی، روایتی مدرن از جستجوی عاشقانه یک دختر برای مادرش است که در بستر فناوریهای امروزی شکل گرفته است.
خلاصه داستان: زمستان 1843، خانوادهای مذهبی در انزوای یک خانه روستایی در نیویورک زندگی میکنند. مرگ ناگهانی مادربزرگ خانواده، که زنی سختگیر و مذهبی بود، همه را در شوک فرو میبرد. مری، دختر جوان خانواده، تحت بازجویی مقامات محلی قرار میگیرد و روایت او از وقایع منتهی به این مرگ، پرده از روابط پیچیده، عشق ممنوعه و نیروهای مرموزی برمیدارد که در پس این تراژدی نهفتهاند. هرچه بازجویی عمیقتر میشود، رازهای تاریکتری از خانواده فاش میگردد.
خلاصه داستان: کریس، مردی مطلقه و ثروتمند، در یک شب بارانی با زنی مرموز و جذاب به نام اسکای آشنا میشود. این آشنایی که در ابتدا عاشقانه به نظر میرسد، به سرعت به یک کابوس تبدیل میشود. اسکای با نقشهای از پیش طراحی شده، کریس را در دامی میاندازد که همسر سابق و فرزند خردسالش را نیز تهدید میکند. کریس که اکنون در برابر از دست دادن همه چیز قرار گرفته، مجبور میشود برای نجات خانوادهاش وارد یک نبرد مرگبار و نفسگیر شود. این فیلم پر از پیچشهای داستانی غیرمنتظره و لحظات پرتنش است که مخاطب را تا پایان درگیر نگه میدارد.
خلاصه داستان: هادی، فیلمسازی جوان، برای تحقیق درباره یک پروژه سینمایی راهی کرواسی میشود. در این سفر، دوستش عزیز از او میخواهد با کمک یک نوار کاست، یک عکس و یک نیمه پلاک، دختری به نام فاطمه را پیدا کند. هادی با زنی به نام حنیفه که به فارسی مسلط است آشنا میشود و با هم به جستجوی فاطمه میپردازند. در این مسیر، هادی متوجه رابطه پنهان عزیز و فاطمه و قصد ازدواج آنها میشود، رازی که اصغر، دوست مشترکشان، آن را پنهان کرده بود.
خلاصه داستان: هارولد پلام (راجر مور) یک تاجر موفق و عضو هیئت مدیره یک شرکت بزرگ است. زندگی او پس از یک تصادف رانندگی که منجر به مرگ لحظهای او میشود، دگرگون میگردد. پس از بازگشت به هوشیاری، هارولد متوجه حضور شبحوار یک همزاد میشود که دقیقاً شبیه اوست و در مکانهایی ظاهر میشود که هارولد هرگز نرفته است. این همزاد مرموز کارهایی انجام میدهد که هارولد هرگز انجام نداده، از جمله معاملات تجاری عجیب و روابط شخصی پیچیده. هارولد که در ابتدا فکر میکند دچار توهم شده، به تدریج درمییابد که این موجود واقعی است و قصد دارد زندگی او را تصاحب کند. او برای نجات هویت و خانوادهاش وارد یک ماجرای روانشناختی و پرتنش میشود که مرز بین واقعیت و خیال را محو میکند.