خلاصه داستان: در یک مزرعه متروک در نوادا، زنی جعبهای را که مدتها زیر خاک پنهان بوده کشف میکند. آنچه درون جعبه است، کمکم پرده از گذشتهای وحشتناک برمیدارد که هرگز قرار نبود او از آن باخبر شود. این کشف او را به سفری در دل بیابان میکشاند؛ جایی که مرز میان واقعیت و کابوس محو میشود و رازهایی تلخ از دل تاریخ سربرمیآورند. او در تلاش برای یافتن حقیقت، با نشانههایی از ناپدیدشدنهای مرموز روبهرو میشود و متوجه میشود که این بیابان، نگهبان اسراری است که شاید بهتر بود هرگز فاش نمیشد. وحشت در بیابان مرتفع ۴: شکوه، دنبالهای بر داستانهای وحشتانگیز پیشین است و با فضاسازی مستندگونه، تجربهای تازه از ترس را پیش روی مخاطب قرار میدهد.
خلاصه داستان: کری از مدتها پیش شیفتهٔ افسانهٔ محلی «آدمخوکیهای تپهٔ خوک» بوده است؛ موجوداتی چندشآور که زاد و ولد میکنند و در آن منطقه آشوب به پا میکنند. با ناپدید شدن دهمین زن، کری دیگر نمیتواند این فکر را از سرش بیرون کند که شاید این داستانها چیزی فراتر از یک افسانه باشند. او که احساس میکند این ناپدیدشدنها با هم مرتبط هستند، تصمیم میگیرد خودش به تحقیق دربارهٔ این ماجرا بپردازد. در این مسیر، او با مقاومت و تردید اطرافیان روبهرو میشود، اما کنجکاوی و نگرانیاش او را به سمت حقیقتی تاریک و وحشتناک سوق میدهد. کری در تلاش است تا پرده از راز این تپه بردارد، غافل از اینکه هر قدم به عمق ماجرا، او را به خطری بزرگتر نزدیک میکند.
خلاصه داستان: یک مأمور اطلاعاتی با فاش شدن اطلاعاتی فوقمحرمانه، وارد یک عملیات پیچیده برای شناسایی خائن میشود. تیم امنیت ملی سوگند یاد میکند که عامل نشت اطلاعات را دستگیر کند، اما هر عملیات با شکست مواجه میشود و تنشها بالا میگیرد. با گسترش دامنه سوءظن، اعتماد درون تیم از هم میپاشد و هر یک از اعضا به دیگری مشکوک میشود. در این میان، یک مأمور جوان که بهتازگی به تیم پیوسته، باید میان وفاداری به همتیمیها و انجام وظیفه یکی را برگزیند. او درگیر بازی خطرناکی از خیانت و فریب میشود که مرز بین دوست و دشمن را محو میکند. در نهایت، حقیقت تلخ نه تنها هویت خائن، بلکه رازهایی از گذشته هر یک از اعضا را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: چهار سال پس از فرار از دست «گربر»، فینی بلیک هنوز با آثار اسارتش دستوپنجه نرم میکند. وقتی خواهرش، گوئن، در خواب تماسهایی از «تلفن سیاه» دریافت میکند و در رؤیاهایش صحنههای نگرانکنندهای از سه پسر را میبیند که در یک اردوگاه زمستانی تحت تعقیباند، این دو خواهر و برادر مصمم میشوند راز ماجرا را کشف کنند و با قاتلی روبهرو شوند که پس از مرگ، قدرتمندتر و برایشان مهمتر از آن شده است که هر دو میتوانستند تصور کنند.
خلاصه داستان: یک سال از کابوس ماورایی در پیتزای فردی فزبیر گذشته است و اکنون داستانهایی که دربارهی آن اتفاقات نقل میشوند، به افسانهای محلی و اغراقآمیز تبدیل شده و الهامبخش نخستین «فَزفِست» شهر شدهاند. در حالی که حقیقت از ابی پنهان نگه داشته شده، او پنهانی از خانه بیرون میزند تا دوباره با فردی، بانی، چیکا و فاکسی ارتباط برقرار کند؛ و همین کار زنجیرهای هولناک از رویدادها را رقم میزند که رازهای تاریک مربوط به ریشهی واقعی پیتزای فردی را فاش کرده و وحشتی را آزاد میکند که دههها در خفا پنهان بوده است.
خلاصه داستان: ساموئل، روزنامهنگار میانسال، بههمراه آوا، کارآموز جوان و دخترش، برای مجلهشان پروندهٔ قتل دختری جوان را پوشش میدهند. در جریان تحقیق، آنها به شباهتهای نگرانکنندهای میان این قتل و قتل زن دیگری پی میبرند. هرچه deeper میروند، رازهای تاریکی از جامعه و روابط انسانی آشکار میشود. این درام معمایی با بازی استفان کرپون، پائول حامی، سامی بواجیله و مالوری وانِک، به کارگردانی پیتر دورونتزیس، روایتی تأملبرانگیز از عدالت و حقیقت ارائه میدهد.