خلاصه داستان: در آیندهای نزدیک، کارآگاه خصوصی دیوید کارمایکل، که از گذشته خود رنج میبرد، توسط مارلون ویدت، تاجر ثروتمند و مرموز، استخدام میشود تا دختر گمشدهاش را در شهرک پیشرفتهٔ «منطقه ۴۱۴» پیدا کند. این شهرک که محل زندگی رباتهای انساننمای بسیار پیشرفته است، با قوانین خاص و فضایی سرد و صنعتی شناخته میشود. دیوید برای حل این پرونده با جین، یک هوش مصنوعی فوقهوشمند و حساس، همکاری میکند. در جریان تحقیقات، آنها با رازهای تاریکی دربارهٔ هویت رباتها، حقوق آنها و دخالتهای خطرناک انسانی روبهرو میشوند. هرچه دیوید به حقیقت نزدیکتر میشود، مرز میان انسان و ماشین بیش از پیش محو میگردد و او باید تصمیم بگیرد که عدالت واقعی برای یک هوش مصنوعی چه معنایی دارد. این فیلم علمی-تخیلی با فضای نوآر و معمایی، پرسشهای عمیقی دربارهٔ آگاهی و اخلاق مطرح میکند.
خلاصه داستان: ری، یک فروشنده سختکوش لوازم خانگی در شهر کوچک لاروی در تگزاس، زندگی یکنواختی دارد. اما زندگی او وقتی از هم میپاشد که متوجه میشود همسرش به او خیانت کرده است. ناامید و درمانده، ری تصمیم میگیرد به زندگی خود پایان دهد. او به یک متل خلوت میرود تا این کار را انجام دهد، اما درست در لحظه آخر، مردی مرموز به نام اسکیپ او را با یک قاتل قراردادی اشتباه میگیرد و برای انجام یک مأموریت به او پول میدهد. ری که هیچ چیز برای از دست دادن ندارد، پیشنهاد را میپذیرد. اما با ورود به دنیای تاریک جنایت و فساد، او به زودی درمییابد که همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست و باید برای نجات جان خود و کشف حقیقت، وارد یک بازی خطرناک شود.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۵۰ میلادی، سه مأمور پلیس لس آنجلس با شخصیتها و روشهای کاملاً متفاوت درگیر پروندههای قتل و فساد میشوند. ادموند اکسلی جوان و ایدهآلیست، جک وینسنز فرصتطلب و وندل باد وایت خشن، هر یک به دنبال عدالت به شیوه خود هستند. اما با ورود به دنیای زیرزمینی جنایت و توطئه، پرده از شبکهای از فساد و رازهای پنهان در بدنه پلیس و سیاست شهر برداشته میشود.
خلاصه داستان: والتر نف، نمایندهٔ بیمه، در دفتر کارش زخمی به دستگاه ضبط صدا پناه میبرد و ماجرای خود را بازگو میکند: او که برای تمدید بیمهٔ اتومبیل به خانهٔ آقای دیتریکسون رفته بود، با فیلیس، همسر اغواگر او، آشنا میشود. فیلیس نقشهٔ قتل شوهرش را میکشد تا از بیمهٔ عمر او سود کلانی به دست آورد و والتر که مجذوب او شده، در این نقشهٔ شوم شریک میشود. آنها قتلی را طراحی میکنند که شبیه یک تصادف به نظر برسد، اما بارتون کیز، همکار باتجربهٔ والتر، به او مشکوک میشود و داستان به سمت پایانی غیرمنتظره پیش میرود.
خلاصه داستان: برلین سال ۱۹۳۱. شهری که در وحشت و اضطراب فرو رفته است؛ چراکه قاتلی زنجیرهای کودکان را به قتل میرساند و پلیس در یافتن او ناتوان است. در سایه این ناامنی، باندهای تبهکار نیز تحت فشار قرار میگیرند و نظم اقتصادی و اجتماعیشان به هم میریزد. آنها که دیگر نمیتوانند آرامش سابق خود را باز یابند، تصمیم میگیرند خودشان دست به کار شوند و برای یافتن قاتل، شبکهای از گدایان و خیابانگردان را به خدمت بگیرند. تعقیب و گریزی نفسگیر شکل میگیرد که در آن پلیس و تبهکاران هر دو در پی یک هدفاند: یافتن مردی که با سوت زدن ملودی «در تالار پادشاه کوهستان» شناخته میشود. سرانجام قاتل به دام میافتد و دادگاهی غیررسمی اما بیرحمانه در دل یک کارخانه متروکه برگزار میشود؛ جایی که تبهکاران میخواهند او را محاکمه کنند. اما آیا عدالت واقعی در چنین شرایطی محقق میشود؟
خلاصه داستان: در سال 2054، پاریس به شهری کاملاً تحت نظارت تبدیل شده است؛ هر حرکت شهروندان توسط دوربینها و سیستمهای پیشرفته ثبت میشود و یک کمپانی بزرگ به نام «آوالون» همهچیز را کنترل میکند. وقتی ایلونا، دانشمند جوان و محقق همین کمپانی، به شکلی مرموز ناپدید میشود، خواهرش بینهایت نگران شده و به پلیس مراجعه میکند. بارتلمی کاراس، کارآگاه سختگیر و باتجربه، مأمور میشود این پرونده را حل کند. در جستوجوی خود، کاراس با رمز و رازهایی روبهرو میشود که ریشه در گذشته کمپانی و هویت واقعی ایلونا دارد. او در مسیر تحقیقات با زنی به نام بیسنا روبرو میشود که ادعا میکند خواهر ایلونا است، اما واقعیت پیچیدهتر از آن است که به نظر میرسد. کاراس در دنیایی سیاه و سفید، جایی که اعتماد معنا ندارد، باید حقیقت را از لایههای توطئه بیرون بکشد و در نهایت با رازی مواجه شود که آینده بشریت را تغییر میدهد.