خلاصه داستان: چارلی، یک معلم ادبیات انگلیسی میانسال و منزوی که به دلیل چاقی مفرط به سختی حرکت میکند، در آپارتمانی کوچک زندگی میکند و با استفاده از آموزش آنلاین به دانشجویان، گذران زندگی میکند. پس از سالها دوری، او تصمیم میگیرد دوباره با دختر نوجوانش، اِلی، که به سختی او را میبیند، ارتباط برقرار کند. در این مسیر، با کمک دوست و پرستارش لیز، چارلی با پشیمانیهای گذشته و واقعیت تلخ وضعیت جسمانیاش روبهرو میشود. این درام روانشناختی، بر اساس نمایشنامهای از ساموئل دی. هانتر، تلاش برای رستگاری و جستوجوی معنا در روزهای پایانی زندگی را روایت میکند.
خلاصه داستان: جین، مادری جوان، دخترش را در کمپ تابستانی رها میکند و پا به سفری جادهای میگذارد که او را به هفت نقطه مختلف آمریکا میبرد. در این سفر، او با افراد گوناگونی روبهرو میشود که هرکدام جنبهای از هویت او را به چالش میکشند. از دیدارهای عاشقانه گرفته تا تجربههای تلخ و شیرین، جین در هر توقف، لایهای تازه از خودش را کشف میکند. این فیلم با روایتی اپیزودیک و شخصیتمحور، به بررسی نقشهای چندگانه زنان در دنیای مدرن میپردازد و نشان میدهد که هر زن میتواند چهرههای متفاوتی داشته باشد. جیلیان جیکوبز در نخستین تجربه کارگردانی خود، داستانی صمیمی و تأملبرانگیز خلق کرده که در آن بازیگران متعددی در نقشهای کوتاه ظاهر میشوند و به غنای روایت میافزایند.
خلاصه داستان: سرنوشت سه دختر ایلامی، مدینه قالیباف که با سربازی در شهر دیده میشود و به دست برادر و دوستش کشته میشود، و دو داستان دیگر از زندگی زنانی که درگیر سنتها و محدودیتهای اجتماعیاند. داریوش مهرجویی در این فیلم با نگاهی اجتماعی و انتقادی، به روایت تلخی از خشونت و بیعدالتی میپردازد.
خلاصه داستان: گروهی از همکلاسیها برای جشن فارغالتحصیلی به مکانی دورافتاده و جنگلی سفر میکنند. در آنجا، آنها با داستانی شوم و مرموز دربارهٔ مکان روبرو میشوند که آرامش جشن را به هم میزند. رازی قدیمی در دل طبیعت پنهان است و هر یک از آنها به نحوی با آن درگیر میشوند. تنشها و سوءظنها بین دوستان افزایش مییابد و مرز بین واقعیت و توهم کمرنگ میشود. این فیلم تجربهای روانشناختی و پرتعلیق است که به تدریج لایههای پنهان شخصیتها را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: نویسندهای میانسال که سالهاست در انزوا زندگی میکند، تصمیم میگیرد برای نوشتن رمانی تازه، داستان زندگی دختر جوانی را دنبال کند. او در این مسیر با دنیایی از روابط پیچیده، عشقهای ناتمام و رازهای پنهان روبهرو میشود. تعامل میان این دو شخصیت، او را به بازاندیشی در گذشتهاش وامیدارد و مرز میان واقعیت و خیال را کمرنگ میکند. فیلم با نگاهی روانشناختی به تنهایی و ارتباط انسانی، سعی در به تصویر کشیدن لحظههایی دارد که زندگی را دگرگون میکنند.
خلاصه داستان: کاپون روایتی دگرگونشده از آخرین روزهای زندگی آلفونس کاپون، مشهورترین گانگستر تاریخ آمریکاست. پس از یک دهه زندان، کاپون ۴۷ساله در سال ۱۹۴۶ به عمارت خود در فلوریدا بازمیگردد و در حالی که از زوال عقل و جنون رنج میبرد، با خاطرات آشفته و کابوسهای گذشته خود دستوپنجه نرم میکند. فیلم بر تلاش او برای بازپسگیری کنترل ذهنش و مواجهه با سایههای خشونت و قدرت متمرکز است. بازی تام هاردی در نقش اصلی، چهرهای آسیبپذیر و متفاوت از این شخصیت افسانهای ارائه میدهد. لیندا کاردلیانی نیز در نقش همسر وفادارش مائه ظاهر میشود که در این دوران سخت کنار اوست. کاپون با فضاسازی تیره و نگاه روانشناختی، به جای ستایش تبهکاری، به فرسایش ذهن و هویت یک مرد میپردازد.