خلاصه داستان: چهار دوست به نامهای زنسیس، کریزی، هوگو و جوئل، پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان تصمیم میگیرند شهر کوچک خود را ترک کنند و به دنبال رویاهایشان بروند. اما این سفر که قرار بود شروعی تازه باشد، به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود. آنها در مسیر با نیروهای ماورایی و رازهای تاریکی روبهرو میشوند که زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم دلهرهآور داستانی پر از تعلیق و ترس را روایت میکند که مرز بین واقعیت و توهم را در هم میشکند و شخصیتها را درگیر عواقب انتخابهایشان میکند.
خلاصه داستان: اوون، مردی جوان، در دوران نوجوانی توسط یک شکارچی بیرحم مورد آزار و اذیت قرار گرفته و این تجربه تلخ را در اعماق ذهن خود سرکوب کرده است. اما با گذشت زمان و پس از تولد فرزندش، خاطرات دردناک گذشته به شکل غیرمنتظرهای بازمیگردند و او را درگیر کابوسهای شبانه و اضطرابی بیپایان میکنند. اوون در تلاش است تا با کنار هم چیدن تکههای پازل، راز آن فاجعه قدیمی را کشف کند و با حقیقت تلخی که سالها از آن فرار کرده بود روبرو شود. در این مسیر، او درمییابد که برای نجات خود و خانوادهاش، باید به درون تاریکی قدم بگذارد و با آنچه که او را به «پسری خشمگین» تبدیل کرده، مقابله کند؛ حتی اگر این کار به بهای شکار فرزند خودش تمام شود.
خلاصه داستان: توچتلی، دختربچهای ده ساله، در عمارتی مجلل و در دل ثروت و فرهنگ مکزیک بزرگ شده است. او دنیای خود را از پشت دیوارهای امن خانهاش تماشا میکند، غافل از اینکه منبع این تجمل، امپراتوری جنایی پدرش است. اما با یک اتفاق غیرمنتظره، پردههای این زندگی رویایی کنار میرود و توچتلی با تاریکی وحشتناکی روبهرو میشود که هویت واقعی خانوادهاش را برملا میکند. او حالا باید میان دنیای بیگناهی کودکی و واقعیت تلخ اطرافش، راهی برای بقا پیدا کند.
خلاصه داستان: سال ۱۳۴۶، زندان قصر در آستانه تخلیه است تا به فرودگاه جدید تهران تبدیل شود. سرگرد نعمت جاهد، رئیس زندان، و مأمورانش مشغول انتقال زندانیان به زندان قزلقلعه هستند و قرار است تا عصر محل را ترک کنند. در این میان، سرهنگ مدبر به جاهد خبر میدهد که او ترفیع گرفته و جانشین او خواهد شد. اما جاهد متوجه میشود که یکی از زندانیان به نام احمد سرخپوست در زندان پنهان شده است. همزمان، سوسن کریمی، مددکار زندان، به او اطلاع میدهد که حکم سرخپوست از حبس به اعدام تغییر یافته است. جاهد که ترفیع خود را در خطر میبیند، به همراه نیروهایش جستوجویی همهجانبه را در زندان آغاز میکند. این جستوجو پرده از رازهایی برمیدارد که او را با گذشته، وجدان و مسئولیتهایش روبهرو میسازد.
خلاصه داستان: احمد مسعود، روانپزشکی است که پس از ناپدید شدن همسرش کتی، درگیر جستجویی بیثمر و پر از ابهام میشود. او که از حمایت دوستان سابقش محروم است، در خلوت شب با زنی همدرد گفتگو میکند و در این میان با تجربهای عجیب و وهمآلود روبهرو میشود. این برخورد مرز میان واقعیت و خیال را برای او محو میکند و او را به سفری درونی میکشاند. احمد در این مسیر با خاطرات، رازها و حقایق تلخ زندگیاش روبهرو میشود و باید میان پذیرش واقعیت و گریز از آن یکی را برگزیند. فیلم «احمد به تنهایی» روایتی آرام، تأملبرانگیز و سرشار از حس تنهایی انسانی است.
خلاصه داستان: یک سرآشپز بدشانس که با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکند، در سفری به آمریکای جنوبی خود را به جای دوست قدیمیاش که برای خانوادهای ثروتمند و مرموز آشپزی میکند جا میزند. او به امید بهبود وضعیت زندگی، این هویت جعلی را میپذیرد و وارد دنیایی از تجمل و اسرار میشود. اما خیلی زود متوجه میشود که پشت این موقعیت وسوسهانگیز، رازهای تاریکی نهفته است و انگیزه واقعی میزبانان ثروتمند او بسیار خطرناکتر از آن چیزی است که تصور میکرد. حالا او باید در میان دروغها و توطئهها راه فراری پیدا کند و با انتخابهای اخلاقی دشواری روبهرو شود؛ انتخابهایی که ممکن است زندگیاش را برای همیشه تغییر دهد. این فیلم یک تریلر روانشناختی است که مرز بین فریب و هویت را به چالش میکشد و تماشاگر را تا لحظه آخر درگیر معمایی پیچیده و پرتنش نگه میدارد.