خلاصه داستان: فیلم احتضار (Dying) به کارگردانی ماتیاس گلاسنر، داستان یوهان، فیلسوف میانسالی را روایت میکند که با بیماری لاعلاجی دستوپنجه نرم میکند. او بهجای تسلیم شدن در برابر مرگ، تصمیم میگیرد در روزهای پایانی عمرش به دنبال معنایی تازه برای زندگی بگردد. یوهان در این مسیر تلاش میکند با همسرش ماریا و فرزندشان ارتباطی عمیقتر و متفاوت برقرار کند. او با تجربههای تازه و اندیشههای نو، به درکی تازه از زندگی، عشق و رهایی میرسد. این فیلم درام روانشناختی، با بازی لارس آیدینگر، کورینا هارفوش، رونالد تسرفلد و لیلیس استانبرگ، به پیچیدگیهای روابط انسانی و مفهوم مرگ میپردازد.
خلاصه داستان: این داستان حول محور دو برادر دوقلو به نامهای ویجی و ساگار میچرخد؛ رفتارهای نگرانکننده ساگار باعث بستری شدن او در یک مؤسسه میشود، در حالی که ویجی مهندسی میخواند. این داستان نشاندهنده مسیرهای متفاوت زندگی آنها در طول سالها است.
خلاصه داستان: جان «دیوین» ویتفیلد، مردی بیگناه که در زندان سینگ سینگ بهسر میبرد، بهعنوان راهی برای رهایی از تلخیهای روزمره، به گروه تئاتر زندانیان میپیوندد. او در کنار مردانی که هرکدام بار سنگینی از گذشته خود را به دوش میکشند، نمایشی را بر اساس تجربیات مشترکشان آماده میکند. این گروه، که نام «بازیگران بازتوانی» را برای خود برگزیدهاند، با اجرای نمایش، دیوارهای سرد سلولها را به صحنهای از امید تبدیل میکنند. دیوین که ابتدا با تردید به این جمع مینگرد، بهتدریج درمییابد که هنر میتواند پلی به سوی انسانیت و همدلی باشد. این فیلم روایتی از قدرت دگرگونکننده هنر در سختترین شرایط انسانی است؛ جایی که خلاقیت، خشم و ناامیدی را به زیبایی و همبستگی بدل میکند. «بخوان بخوان» بر اساس داستانی واقعی ساخته شده و نشان میدهد که چگونه تئاتر میتواند معنایی تازه به زندگی بخشد.
خلاصه داستان: مستانه، زنی که روزگاری ستارهٔ سینما بود، پس از یک حملهٔ وحشیانه و تجاوز، زندگیاش زیر و رو میشود. او که از پشتیبانی اطرافیان ناامید است، تصمیم میگیرد برای بازپسگیری کرامت و عزت از دسترفتهاش، پرونده را شخصاً پیگیری کند. در این مسیر پر از تعصب و پیشداوری، مستانه با مقاومتهای بسیار و بیاعتمادی نهادها و جامعه روبرو میشود. او باید میان سکوت و فریاد، میان ترس و شجاعت، راهی بیابد. فیلم مستانه روایتی از تلاش یک زن برای عدالت است، روایتی که در آن شکستن سکوت بهاندازهٔ خود جنایت دشوار است. در این مسیر، او با افرادی روبرو میشود که هرکدام به نوعی سهمی در بیعدالتیای که بر او رفته دارند و سؤالی که مطرح میشود این است که آیا او میتواند از پس این همه فشار برآید و صدایش را به گوش دیگران برساند؟
خلاصه داستان: در شهر چنای، سه غریبه با زندگیهای به ظاهر بیربط به هم، به دلیل نیروهای ماورایی و رازهای پنهان به یکدیگر گره میخورند. یک کتابدار نابینا که صدای عجیبی میشنود، یک بازیکن کریکت که با ناکامی و خرافات دستوپنجه نرم میکند، و یک روانپزشک که با گذشته تاریک خود درگیر است، هر سه به دنبال رستگاری هستند. اما قدرتهای شیطانی باستانی که در یک معبد متروک نهفتهاند، مسیر آنها را به هم پیوند میدهد و آنها را با ترسهای عمیقترین کابوسهایشان روبهرو میسازد. این برخوردها آنها را به سفری میکشاند که در آن حقیقت و توهم مرز مشخصی ندارند و هر کدام باید برای رهایی از تاریکی، بهای سنگینی بپردازند.
خلاصه داستان: بلیندا، زن جوانی که در آستانه مادر شدن است، زندگی آرامی با همسرش دارد تا اینکه نامادری مرموز و بیمار او به خانهشان نقل مکان میکند. حضور این زن اسرارآمیز که ادعای کمک دارد، به تدریج آرامش بلیندا را بر هم میزند و او را درگیر رویدادهایی هولناک میکند. بلیندا باید میان حفظ امنیت خانواده و مقابله با نفوذ شوم این مهمان ناخوانده یکی را انتخاب کند. در این میان رازهایی از گذشته برملا میشود که مرز میان واقعیت و توهم را محو میکند. او در تلاش برای محافظت از فرزند آیندهاش، وارد بازی خطرناکی میشود که زندگیاش را تهدید میکند. فیلم اتاق نشیمن داستانی پرتنش از یک خانه، یک خانواده و شیطانی است که در لباس نزدیکان ظاهر شده است.