خلاصه داستان: کودکی با سرپیچی از تابوی باستانی سوت زدن در غروب، وحشتی شوم را که به شخصیتی نفرینشده که همان اشتباه را مرتکب شده گره خورده است، آزاد میکند. او که گرفتار نفرینی گریزناپذیر است، به مسابقهای مرگبار با زمان پرتاب میشود - زیرا اگر شکست بخورد، کابوس به واقعیت جدید او تبدیل خواهد شد.
خلاصه داستان: آدرین، جنگیری ماهر اما سرکش، برای نجات جان پدر بیمارش، مراسمی ممنوع و خطرناک را بهصورت غیرقانونی اجرا میکند. در میانهی آیین، او درمییابد که با موجودی روبهرو شده که نه یک دیو، بلکه شاید وجودی مقدس و فراتر از درک اوست. این کشف، باورهای او را به چالش میکشد و او را در مرز میان ایمان و جنون قرار میدهد. هرچه عمیقتر پیش میرود، رازهایی از گذشتهی خانوادهاش آشکار میشود و او باید تصمیم بگیرد که به مأموریت خود ادامه دهد یا تسلیم حقیقتی شود که میتواند همهچیز را نابود کند.
خلاصه داستان: در حومههای پرتنش چنای، زندگی واسی، پسر باهوش اما مضطرب، با زندگی سارا، پرستار فداکار، و سید، همسرش که درگیر بحران شغلی است، در هم میآمیزد. یک مسابقه کریکت که تمام شهر را به خود مشغول کرده، زمینهساز برخوردها و تصمیمهای سرنوشتسازی میشود که هر سه را در مسیری تازه قرار میدهد. آنها باید میان خواستههای شخصی، مسئولیتهای خانوادگی و فشارهای اجتماعی یکی را برگزینند و در این میان، رازهایی بر ملا میشود که پیوندشان را به چالش میکشد. این درام هیجانانگیز با نگاهی به آسیبهای انسانی و انتخابهای اخلاقی، روایتی تازه از زندگی روزمره و تأثیر اتفاقی بزرگ بر سرنوشت آدمها ارائه میدهد.
خلاصه داستان: روزی کاملاً عادی در بخش تختهای یک واحد جراحی است. تیم پرستاری به دلیل کمبود نیرو با کمبود کارکنان مواجه است. با وجود فضای پرتنش، فلوریا با مهارت و نهایت فداکاری از بیمارانش مراقبت میکند. هرچند همه توانش را به کار میگیرد، اما شیفت بهتدریج از کنترل خارج میشود — تا اینکه سرانجام به یک انفجار احساسیِ شدید میانجامد.
خلاصه داستان: داستان دختری به نام مینو است که ناخواسته رازی را حمل میکند که تمام زندگیاش را دچار ترس و تردید کرده است، او برای خلاص شدن از این راز، تصمیم سختی میگیرد اما سرنوشت مسیر دیگری برای او رقم میزند. مینو در این مسیر با پیامدهای انتخابهایش روبهرو میشود و باید میان رهایی از گذشته و پذیرش واقعیت، یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: پسران آبراهام داستانی است دربارهٔ دو برادر نوجوان که در خانهای دورافتاده با پدری سختگیر و مرموز زندگی میکنند. پدر که نامش آبراهام است، پسرانش را با انضباطی آهنین بزرگ میکند و آنها را از دنیای بیرون دور نگه میدارد. اما آرامش ظاهری این خانواده با ورود یک غریبه به هم میریزد و رازهای تاریکی از گذشتهٔ پدر آشکار میشود. پسران که حالا با حقیقتی هولناک روبهرو شدهاند، باید میان وفاداری به پدر و نجات خود یکی را برگزینند. این فیلم با فضاسازی تاریک و تعلیقآمیز خود، به بررسی روابط پیچیدهٔ خانوادگی و مرز میان محبت و کنترل میپردازد.