خلاصه داستان: یک مبلغ مذهبی به همراه پسر خردسالش به منطقهای دورافتاده در اکوادور سفر میکند تا جامعهای بومی را به آیین خود دعوت کند. اما در نزدیکی آتشفشانی باستانی، پسر او تسخیر نیروهای تاریکی میشود که از باورهای دینی او نیز کهنترند. این واقعه، مبلغ را وادار میکند تا با ایمان خود روبهرو شود و در حالی که جامعه بومی او را بهعنوان یک تهدید میبیند، برای نجات فرزندش وارد نبردی روحانی میشود. او باید بین اعتقاداتش و راههای کهنِ شمنها یکی را برگزیند. داستان در فضایی پرتنش و با الهام از آئینهای بومی، به موضوع ایمان، فداکاری و مواجهه با ناشناختهها میپردازد.
خلاصه داستان: مارا، استاد جوان نویسندگی خلاق، با مشکلاتی در زندگی زناشوییاش با یک موسیقیدان تجربی دستوپنجه نرم میکند. روزی، مت، نویسندهای کاریزماتیک و رها از قیدوبند که از گذشتهاش میشناسد، بهطور اتفاقی وارد دانشگاه او میشود. وقتی همسر مارا بهطور غیرمنتظرهای برنامهاش را برای رساندن او به یک کنفرانس خارج از شهر لغو میکند، مت تصمیم میگیرد او را در این سفر همراهی کند. در طول مسیر، تنشی پنهان که در رابطه نامشخص آنها جریان دارد، کمکم شدت میگیرد.
خلاصه داستان: پسری دچار کابوسهای وحشتناکی میشود که در آنها هیولایی درون کمد کمین کرده است. اما در میان ترسهایش، پدرش نیمهشب ظاهر میشود تا به او کمک کند با وحشتهایش روبهرو شود. با این حال، پسر کمکم به ماهیت واقعی این ظاهر شدنها شک میکند و ناچار میشود با حقیقتی تلخ دربارهی سرنوشت پدرش و نیروی شومی که او را تهدید میکند، روبهرو شود.
خلاصه داستان: کاینا، زنی معمولی در اواخر بیستسالگی، شغلی ثابت و رابطهای پایدار با دوستپسرش، جیمیونگ، دارد. با این حال، به جای احساس رضایت، همواره با تردید، سردرگمی و اضطراب روبهرو است. در حالی که با مشکلات روابط شخصی و دشواریهای زندگی دستوپنجه نرم میکند، سرانجام تصمیم میگیرد برخلاف مخالفت اطرافیان، خانهاش را ترک کرده و راهی نیوزیلند شود.
خلاصه داستان: داستان فیلم کالینگا درباره مردی است که در روستایی کوچک با موجودی مرموز به همین نام مواجه میشود. این موجود اسرارآمیز گذشتهای تاریک و خطرناک دارد و سایهای از گذشتهای فراموششده است که اکنون با قدرتی شیطانی به زندگی روستا نفوذ کرده است. تلاش شخصیت اصلی برای بقا در برابر خشم این موجود و پرده برداشتن از رازهای تاریک و پنهان روستا، محور داستان است. با پیشروی داستان، اسرار بیشتری از تاریخچه شوم این موجود آشکار میشود که زندگی ساکنان روستا را تهدید میکند. او باید میان حقیقت و ترس، راهی برای نجات پیدا کند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۴، جنگ جهانی دوم اروپا را در نوردیده است، اما روستای دورافتاده و کوهستانی ورمیلیو در شمال ایتالیا همچنان در آرامشی نسبی به سر میبرد. زندگی ساده و سنتی خانواده معلم روستا، آدل، با ورود پیِترو، سرباز فراری که از جبهه گریخته است، دستخوش تغییر میشود. پیِترو که به دنبال پناهگاهی امن است، به خانه معلم پناه میآورد و به تدریج به دختر بزرگ خانواده، لوچیا، دل میبازد. عشق جوانانه و پنهانی آنها در فضای بسته و سختگیر روستا، رازها و تنشهایی را برمیانگیزد که سرنوشت همه اعضای خانواده و حتی کل روستا را تحت تأثیر قرار میدهد. ورمیلیو داستانی تأملبرانگیز درباره عشق، گناه، خانواده و تغییرات اجتنابناپذیر زمانه است.