خلاصه داستان: برادران دوقلو الیاس و لوکاس پس از عمل جراحی صورت مادرشان، برای زندگی با او به خانه جدیدش نقل مکان میکنند. اما الیاس و لوکاس به سرعت احساس میکنند چیزی درباره مادرشان درست نیست. همانطور که رفتار این زن هر لحظه عجیبتر میشود، پسرها متوجه میشوند امکان دارد این زن اصلا مادر آنها نباشد و…
خلاصه داستان: اندرو نیمن، درامر جوان و جاهطلب، وارد کنسرواتوار موسیقی شیفر در نیویورک میشود تا زیر نظر استاد ترنس فلچر، رهبر ارکستر بدنام و خشن، به اوج هنر خود برسد. فلچر با روشهای آزاردهنده و تحقیرآمیز خود، شاگردانش را به مرز جنون میکشاند تا بهترین اجرا را از آنها بیرون بکشد. اندرو که برای رسیدن به کمال وسواس دارد، خود را درگیر رقابت نفسگیری با دیگر نوازندگان و مبارزه با محدودیتهای جسمی و روحی میبیند. این مسیر پر از شکنجه و فداکاری، او را به چالش میکشد تا تصمیم بگیرد آیا برای تبدیل شدن به یک اسطوره، حاضر است همه چیز را از دست بدهد.
خلاصه داستان: میا وستبروک، دانشجوی هنر جوانی است که از کمبود اعتماد به نفس رنج میبرد. زندگی او با یک رویداد غیرمنتظره دگرگون میشود: او به طور مرموزی به سرزمینی ناشناخته و خطرناک فراخوانده میشود. در این سفر، میا با موجودات عجیب و چالشهای روحی روبرو میشود که او را وادار به کشف تواناییهای درونی خود میکند. او باید میان واقعیت و خیال تمایز قائل شود و برای بازگشت به خانه، با ترسهای عمیق خود روبرو گردد. این فیلم داستانی از خودشناسی و شجاعت در برابر ناشناختههاست.
خلاصه داستان: پنج سال پیش، مردی جوان به همراه برادرش در یک حادثه ناگوار و در شرایطی غیرعادی باعث مرگ یک رهگذر میشوند. این واقعه تلخ زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد. اکنون پس از گذشت چندین سال، آنها تصمیم میگیرند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند و از گذشته خود فاصله بگیرند. اما بار سنگین گناه و خاطرات آن شب، همچنان بر دوش آنها سنگینی میکند. فیلم بار مسئولیت داستان تلاش این دو برادر برای رهایی از این بار روانی و یافتن راهی برای بخشش خود و دیگران است. آنها در مسیر تازهای که پیش گرفتهاند، با چالشهای متعددی روبرو میشوند که هر یک آنها را به مرزهای جدیدی از درک و تحمل میکشاند.
خلاصه داستان: آزراء، زن جوانی که در نگاه اول زندگیای ایدهآل در خانواده ثروتمند کاراصلان دارد، به تدریج با رازهای تاریکی روبرو میشود که هویت و گذشتهاش را به چالش میکشد. او در آینهای از توطئه، خیانت و عشقهای ممنوعه گرفتار میشود و باید میان حقیقت و دروغ یکی را انتخاب کند. هر قدم او را به کشف رازهای بزرگتری نزدیک میکند، اما بهای این حقیقت ممکن است از دست دادن همه چیز باشد.
خلاصه داستان: در خلوت یک عمارت قدیمی و مرموز در حومه تهران، گروهی از افراد با پیشینههای متفاوت گرد هم میآیند تا رازهای ناگفته گذشته را فاش کنند. هر یک از اعضای این انجمن، نقابی از چهره واقعی خود برداشته و با هویتی پنهان وارد بازی خطرناکی میشوند که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند. محمدرضا علیمردانی در نقش کارآگاهی باهوش اما رازدار، تلاش میکند پرده از چهره واقعی یک شبح مرموز بردارد که سالهاست سایهاش بر زندگی اعضا سنگینی میکند. شهره سلطانی و کامران تفتی نیز در نقشهایی پیچیده، هر کدام با انگیزههای شخصی خود وارد این معما میشوند. داستان با پیچشهای غیرمنتظره و دیالوگهای تند، مخاطب را تا پایان در تعلیق نگه میدارد.