خلاصه داستان: یک تحلیلگر اطلاعاتی پس از آنکه متوجه میشود دستگاههای ارتباطی شخصیاش توسط نیروهای ناشناس هک شدهاند، بهتدریج درمییابد که تمام زندگیاش تحت نظارت یک سازمان مخفی قرار دارد. این سازمان برای شکار دشمنان خود، محیطی کاملاً کنترلشده به نام «آزمون کپنهاگ» طراحی کرده است. او که حالا هم هدف و هم طعمه است، باید میان واقعیت و توهم تمایز قائل شود و از دامهای فناورانهای که اطرافش گسترده شده، جان سالم به در ببرد. هر قدم او زیر ذرهبین است و هر تصمیم میتواند به قیمت جانش تمام شود.
خلاصه داستان: داستان خواهران دوقلوی لیلی و ابی را دنبال کنید، که زندگی آنها پس از ربوده شدن لیلی از شهر آرام روستایی انگلیسیشان توسط معلم محبوب محلی، ریک هانسن، از هم میپاشد. لیلی پس از سالها آزار و اذیت در اسارت، فرار میکند - تنها برای کشف آن آزادی
خلاصه داستان: داستان سریال گل خونین حول محور یک قاتل زنجیرهای مرموز میچرخد که توانایی خارقالعادهای در درمان تمام بیماریهای لاعلاج دارد. این توانایی منحصربهفرد، او را به چهرهای بحثبرانگیز تبدیل کرده است؛ از یک سو، بیماران ناامید به او به عنوان آخرین امید نگاه میکنند و از سوی دیگر، پلیس و جامعه او را تهدیدی مرگبار میدانند. شخصیتهای اصلی داستان، هر یک به نحوی با این قاتل درگیر میشوند: برخی به دنبال نجات جان عزیزانشان، برخی در پی عدالت و برخی دیگر در تلاش برای کشف راز این توانایی شگفتانگیز. روایت سریال، لایههای پیچیده روانی و اخلاقی این موقعیت را کاوش میکند و مرز میان خیر و شر را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در دنیایی که جادو و تاریخ در هم تنیده شدهاند، جنگ جام مقدس بار دیگر آغاز میشود. این بار، صحنه نبرد در شهر خیالی «اسنوفیلد» در ایالات متحده رقم میخورد. اربابان و خدمتکاران از سراسر جهان گرد هم میآیند تا برای جامی که هر آرزویی را برآورده میکند، بجنگند. اما این جنگ با نسخههای پیشین تفاوت دارد: جام مقدس جعلی است و نیروهای مرموزی در پشت صحنه در حال دستکاری رویدادها هستند. داستان حول محور اربابانی چون «آیاکا ساجو» و خدمتکارانی از اسطورهها و تاریخ میچرخد که هر یک اهداف و رازهای خود را دارند. در میان نبردهای نفسگیر و توطئههای پیچیده، حقیقت جام جعلی و سرنوشت شرکتکنندگان به تدریج آشکار میشود.
خلاصه داستان: جیمی، یک رواندرمانگر در لسآنجلس، پس از مرگ همسرش در یک تصادف رانندگی، دچار بحران عمیق روحی میشود. او که از روشهای سنتی درمان خسته و ناامید شده، تصمیم میگیرد قوانین حرفهای را زیر پا بگذارد و به مراجعانش صادقانهترین و بیپردهترین نظراتش را بگوید. این رویکرد غیرمتعارف، زندگی بیمارانش را دستخوش تغییرات غیرمنتظره میکند و خود جیمی نیز در این مسیر با چالشهای جدیدی روبهرو میشود. او در کنار همکارانش، از جمله پل، یک رواندرمانگر باتجربه و بداخلاق، و لیز، همسایه پرانرژیاش، تلاش میکند تا معنای تازهای برای زندگی پیدا کند.
خلاصه داستان: آنجلو دویل دو زندگی کاملاً جداگانه دارد — یکی بهعنوان آدمکشی بیرحم در نیویورک و دیگری بهعنوان فروشندهی دستگاه فتوکپی و پدری آرام در شهر کوچک کوپرستاون در شمال ایالت. هر دو زندگیاش زمانی در معرض تهدید قرار میگیرند که تشخیص داده میشود به آلزایمر مبتلاست؛ بیماریای که پیشتر برادر بزرگترش را نیز بهخاطر آن از دست داده بود.