خلاصه داستان: زندگی برای آیوی و تئو، زوجی بهظاهر بینقص، آسان و آرام به نظر میرسد: شغلهای موفق، ازدواجی عاشقانه و فرزندانی دوستداشتنی. اما در پس این ظاهر فریبندهی زندگیِ بهاصطلاح ایدئال، طوفانی در حال شکلگیری است — جاییکه با سقوط شغلی تئو و اوجگیری جاهطلبیهای آیوی، آتشی از رقابت شدید و کینههای پنهان شعلهور میشود. این درام کمدی که بر پایهٔ رقابتهای خانوادگی و تلاش برای حفظ ظاهر ساخته شده، نشان میدهد چگونه عشق میتواند به نفرت تبدیل شود و مرزهای اخلاقی زیر پا گذاشته شوند. در حالی که هر یک از آنها سعی میکنند بر دیگری غلبه کنند، فرزندان و اطرافیان نیز درگیر این کشمکش میشوند. فیلم با نگاهی طنزآمیز و در عین حال تأملبرانگیز، پیچیدگیهای روابط انسانی و هزینههای پنهان موفقیت را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: آهنگساز جوانی پس از از دست دادن معشوق خود، درگیر سوگ و اندوه عمیقی میشود. او در این مسیر دشوار با افرادی آشنا میشود که با حمایتهای ساده و بیتکلف، تلاش میکنند به او کمک کنند تا با فقدان کنار بیاید. این مراقبتها، بدون پیچیدگیهای معمول، به او یادآوری میکنند که زندگی همچنان ادامه دارد. فیلم «چگونه تو را فراموش کنم» روایتی لطیف و انسانی از مواجهه با رنج و راههای گوناگون التیام است.
خلاصه داستان: بامداد خمار روایتی است از زندگی زنی جوان در بستر تحولات اجتماعی ایران؛ داستانی که با عشق، انتخاب و پیامدهای ناگزیر آن گره خورده است. قهرمان داستان در میان فشارهای سنت و کششهای مدرنیته، مسیری دشوار را برای یافتن هویت خود میپیماید. آشنایی او با مردی از نسل گذشته، نقطه عطفی در زندگیاش ایجاد میکند و او را با رازهایی روبهرو میسازد که سرنوشتش را تغییر میدهد. سریال با نگاهی زنانه به روابط انسانی، لایههای پنهان جامعه را به تصویر میکشد و مخاطب را به تأمل در معنای رهایی و مسئولیت دعوت میکند. فصل اول با گرههای متعدد به پایان رسیده و فصل دوم نوید کاوش در پیامدهای این انتخابها را میدهد.
خلاصه داستان: یک تکاور سابق ارتش و پدری که با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند، با ایجاد سوراخ در سقف رستورانهای مکدونالد، به سرقت از آنها روی میآورد و به همین دلیل به او لقب «مرد سقف» میدهند. پس از فرار از زندان، او به مدت شش ماه مخفیانه در یک فروشگاه اسباببازی «تویز آر» زندگی میکند و در حالی که برای حرکت بعدی خود برنامهریزی میکند، بدون اینکه شناسایی شود، زنده میماند. اما وقتی عاشق یک مادر مطلقه میشود که مجذوب جذابیت غیرقابل انکار او شده است، زندگی دوگانهاش شروع به از هم پاشیدن میکند و با نزدیک شدن به گذشتهاش، یک بازی موش و گربه جذاب و هیجانانگیز آغاز میشود.
خلاصه داستان: تد کوپر، هواشناس جوانی است که سالهاست زادگاهش را ترک کرده و در شهر بزرگ به زندگی پرمشغلهای مشغول شده است. اما با نزدیک شدن کریسمس، او به ناچار برای تعطیلات به شهر کوچک و برفی محل تولدش بازمیگردد. شهری که خاطرات تلخ و شیرین زیادی را در خود دارد. در بازگشت، تد به طور غیرمنتظرهای با «سارا»، عشق دوران دبیرستانش که هرگز فراموشش نکرده بود، روبهرو میشود. این ملاقات دوباره، جرقۀ عشق قدیمی را در دل هر دو زنده میکند. اما تد تنها برای مدت کوتاهی در شهر است و برنامهای برای ماندن ندارد. او باید بین شغل موفقش در شهر و فرصتی برای بازسازی رابطهای که سالها پیش از دست داده، یکی را انتخاب کند. در حالی که برف شهر را سفیدپوش میکند و فضای کریسمسی همهجا را فرا میگیرد، تد درمییابد که شاید کریسمس امسال، بهترین فرصت برای تغییر مسیر زندگیاش باشد.
خلاصه داستان: سالها پس از یک پیوند عمیق در دوران کودکی، یک باستانشناس نامدار جهانی و یک وکیل عملگرا بار دیگر در بزرگسالی با یکدیگر روبهرو میشوند. آن دوستی معصومانه که روزگاری آنها را به هم گره زده بود، اکنون به رابطهای پیچیده و گسستنی تبدیل شده است. در حالی که هر یک در مسیر حرفهای و زندگی شخصی خود پیش رفتهاند، دیدار دوباره، خاطرات و احساسات دیرینه را زنده میکند. آنها در تقاطع دو جهان متفاوت، باید تصمیم بگیرند که آیا میتوانند پلی میان گذشته و حال بسازند یا این بار نیز جدایی سرنوشت آنها خواهد بود. فیلم دو جهان یک آرزو داستانی عاشقانه و خانوادگی است که به کاوش در مفاهیم سرنوشت، انتخاب و پیوندهای ناگسستنی میپردازد.