خلاصه داستان: هنری هارت که حالا تجربههای زیادی در نقش «کید دینجر» کسب کرده، با یک طرفدار پرشور و مشتاق آشنا میشود که آرزو دارد در مبارزه با جرم و جنایت به او کمک کند. این طرفدار به طور اتفاقی به دستگاهی دست پیدا میکند که توانایی باز کردن دروازهای به واقعیتهای موازی را دارد. در حالی که ماجراجویی پرهیجانی در پیش است، هنری به کمک بهترین دوستش، جاسپر، و این همکار تازهوارد نیاز دارد تا راه بازگشت را پیدا کند؛ در غیر این صورت، ممکن است برای همیشه در بُعد دیگری گیر بیفتد. این فیلم سینمایی بر پایه مجموعه تلویزیونی محبوب هنری دنجر ساخته شده و تلاش میکند فضای طنز و اکشن آن سریال را به پرده بزرگ بیاورد.
خلاصه داستان: در اوج جنگ سرد، یک فضاپیمای شوروی به نام اسپوتنیک پس از انجام مأموریتی محرمانه در مدار زمین، دچار سانحه میشود و تنها سرگرد کُنستانتین وِشنیاکوف، فرمانده آن، زنده به زمین بازمیگردد. او حافظهای از لحظات حادثه ندارد و رفتارش برای پزشکان غیرعادی است. یک روانشناس برجسته روسی به نام تاتیانا کلیمووا برای ارزیابی وضعیت او به مرکز تحقیقاتی دعوت میشود. در آنجا با دانشمندی مرموز به نام یان ریگین آشنا میشود که به او میگوید وِشنیاکوف تنها نیست و موجودی ناشناخته و خطرناک همراه اوست. تاتیانا باید راز این همزیستی را کشف کند، در حالی که پایگاه نظامی و تصمیمگیریهای سیاسی، او را از حقیقت دور نگه میدارند. او بین وظیفه علمی و وجدان انسانی خود گرفتار میشود و باید راهی برای نجات فرمانده بیابد.
خلاصه داستان: دو خواهر و برادر برای بررسی تحقیقات ناتمام پدر فقیدشان، که دانشمندی برجسته بود، به مزرعهی او میروند. اما به زودی متوجه میشوند که موجودی شیطانی، که میلیونها سال در دل زمان و فضا مدفون بوده، آزاد شده و شروع به ویرانگری کرده است.
خلاصه داستان: امپراتور فیلیپا جورجیو، شخصیتی پیچیده و بحثبرانگیز از جهان موازی آینه، پس از مدتی دوری از خدمت، به درخواست بخش مخفی و نظارتنشدهٔ استارفلیت یعنی بخش ۳۱ فراخوانده میشود. این سازمان پنهانی که خارج از قوانین و اصول اخلاقی فدراسیون متحد سیارات فعالیت میکند، مسئولیت محافظت از فدراسیون را با روشهای غیرمتعارف بر عهده دارد. جورجیو که گذشتهای تاریک و امپراتوری خونین در جهان آینه دارد، باید با گناهان و هویت سابقش روبهرو شود و در مأموریتی خطرناک به تیم بخش ۳۱ بپیوندد. او در این مسیر با چالشهای اخلاقی، خیانتها و دشمنانی مواجه میشود که او را وادار میکنند بین وفاداری به فدراسیون و استفاده از روشهای بیرحمانهٔ خودش یکی را انتخاب کند. این ماجراجویی فضایی او را به سفری میبرد که سرنوشت کهکشان را تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: هنری هارت، نوجوانی که سالها در کنار کاپیتان من به عنوان دستیار مخفی با نام کید دنجر فعالیت کرده، حالا با چالشی تازه روبهرو میشود. او با یک طرفدار پرشور و مشتاق مبارزه با جرم آشنا میشود که بهطور تصادفی به دستگاهی دست مییابد که میتواند دروازهای به واقعیتهای موازی باز کند. هنری و دوستانش، از جمله جسپر و همکار تازهواردش، باید راهی برای بازگشت به خانه پیدا کنند، وگرنه برای همیشه در بُعدی دیگر گرفتار خواهند شد. در این ماجراجویی پر از اکشن و کمدی، هنری باید با پیامدهای استفاده از این دستگاه مقابله کند و نشان دهد که قهرمان بودن فقط به قدرت بدنی نیست، بلکه به مسئولیتپذیری و شجاعت نیز وابسته است.
خلاصه داستان: یک موجود عظیم و جهشیافته که از رودخانه هان در سئول سر برآورده، آرامش شهر را به هم میریزد. در میان هرجومرج، هیولای مرموز، پارک هیون-سو، دختر نوجوان خانواده پارک را میرباید و به اعماق فاضلابهای شهر میبرد. خانواده پارک که صاحب یک کیوسک کوچک در کنار رودخانه هستند، باور دارند هیون-سو هنوز زنده است. آنها با وجود هشدارهای مقامات و بسته شدن منطقه، بهصورت مخفیانه و پرمخاطره وارد منطقه قرنطینه میشوند تا دختر را نجات دهند. در این مسیر، هر یک از اعضای خانواده با گذشته و ضعفهای خود روبهرو میشوند. این جستجوی پرشور و خطرناک، آنها را به دل شبکه فاضلابهای تاریک شهر میکشاند و درگیریهای تازهای با نیروهای نظامی و علم ایجاد میکند.