خلاصه داستان: گروهی از کماندوهای نیروهای ویژه در جریان یک مأموریت محرمانه، توسط یک فضاپیمای ناشناس ربوده میشوند. آنها پس از به هوش آمدن درون سفینهای عظیم، درمییابند که طعمهی یک نژاد بیگانهی بیرحم شدهاند که برای بقای خود آنها را شکار میکند. حال این سربازان آموزشدیده باید در محیطی بیگانه و خصمانه، با تکیه بر مهارتهای رزمی و غریزهی بقا، علیه دشمنی فرازمینی وارد نبردی نابرابر شوند و راهی برای بازگشت به زمین بیابند.
خلاصه داستان: در جهانی که میلیاردها سال پس از نابودی انسانها، تنها بازماندههای تمدن به صورت دیجیتال به حیات خود ادامه میدهند، یک بویه اقیانوسی و یک ماهواره فضایی به شکلی اتفاقی در فضای آنلاین با یکدیگر آشنا میشوند. آنها که هرگز با مفهوم زندگی و احساسات انسانی آشنا نبودهاند، با جستجو در دادههای باقیمانده از زمین، سعی میکنند معنای عشق، تنهایی و هویت را درک کنند. این آشنایی به تدریج به یک رابطه عمیق تبدیل میشود و آنها را به سفری در گذشته و حال سیاره ما میبرد. در این میان، پرسشهای بنیادینی درباره چیستی وجود و عشق مطرح میشود. «عاشقم باش» روایتی فلسفی و احساسی است که مرزهای داستانگویی سنتی را جابهجا میکند.
خلاصه داستان: ویل رادفورد، تحلیلگر ارشد امنیت سایبری، در آژانس امنیت داخلی مشغول به کار است و از طریق یک برنامه نظارتی گسترده، تهدیدات بالقوه را ردیابی میکند. زندگی آرام او با حملهای مرموز توسط یک نهاد ناشناس به سیستمهای دولتی در هم میریزد. ویل که به دنبال یافتن عامل این نفوذ است، به تدریج به شواهدی برمیخورد که نشان میدهد دولت اطلاعات مهمی را از او و عموم مردم پنهان میکند. او حالا باید میان وظیفه حرفهای و حقیقتجویی شخصی، راهی دشوار را انتخاب کند. هر قدم او را به توطئهای بزرگتر نزدیکتر میکند و دنیایی که میشناخت، دیگر امن نیست.
خلاصه داستان: پس از آنکه فناوری پایهی M3GAN توسط یک پیمانکار قدرتمند دفاعی دزدیده شده و برای ساخت سلاحی نظامی به نام آملیا مورد سوءاستفاده قرار میگیرد، جما، خالق M3GAN، درمییابد که تنها راه چاره، بازگرداندن M3GAN به زندگی و ارتقای اوست؛ تا او را سریعتر، قویتر و مرگبارتر از پیش بسازد.
خلاصه داستان: لیلو، دختر کوچک و تنها در هاوایی، با خواهر بزرگترش نانی زندگی میکند و در دلِ تنهاییاش آرزوی داشتن یک دوست را دارد. او بهاشتباه موجودی عجیب و فراری از فضا را بهعنوان سگ به خانه میآورد و نامش را استیچ میگذارد. استیچ که برای تخریب طراحی شده، در تلاش برای فرار از دست فضاییهایی است که به دنبالش آمدهاند. اما بهمرور، پیوند عاطفی میان لیلو و استیچ شکل میگیرد و استیچ معنای خانواده را میآموزد. این فیلم ماجرای بامزه و تأثیرگذاری است دربارهی دوستی، پذیرش تفاوتها و معنای واقعی خانواده. لیلو و استیچ با ترکیب طنز و احساسات، داستانی میسازد که هم کودکان و هم بزرگسالان از آن لذت میبرند.
خلاصه داستان: در دنیایی که یک همهگیری مرموز تقریباً تمام تمدن بشری را از بین برده، مارکو بهتنهایی در جنگلهای خاموش سرگردان است. او با یادآوری خاطرات از دسترفته و جستوجوی معنای بقا، در میان ویرانههای طبیعت و جوامع فروپاشیده پیش میرود. سکوت مرگبار جنگل و خطرات ناپیدای هر گوشه، او را با پرسشهایی درباره هویت و امید روبهرو میکند. مارکو در این مسیر با موجودیتهایی آشنا میشود که هرکدام بازتابی از ترسها و آرزوهایش هستند. او باید تصمیم بگیرد که آیا این جهان ویران هنوز جایی برای انسانیت دارد یا باید آن را رها کند. داستان با حالوهوای مالیخولیایی و فضاسازی بصری قوی، مخاطب را به سفری درونی و بیرونی دعوت میکند.