خلاصه داستان: گروهی از دوستان نوجوان با کشف دستی مومیاییشده که قادر به احضار ارواح است، وارد بازی خطرناکی میشوند. آنها در ابتدا این تجربه را سرگرمکننده مییابند، اما با زیادهروی یکی از اعضای گروه، درهای جهان ماوراء به روی نیروهای وحشتناکی باز میشود. حالا آنها باید با عواقب مرگبار این ارتباط روبرو شوند و راهی برای بستن درِ باز شده پیدا کنند. این فیلم ترسناک روانشناختی، با فضاسازی تاریک و بازیهای درخشان، تجربهای فراموشنشدنی از وحشت مدرن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: مایک اشمیت، نگهبان امنیتی جوانی که برای تأمین هزینهی نگهداری از خواهر کوچکش اَبی به هر کاری تن میدهد، در یک پیتزا فروشی متروکه به نام فردی فازبیر استخدام میشود. این مرکز تفریحی خانوادگی که روزگاری پر از شور و شادی کودکان بود، حالا به مکانی ترسناک و خالی تبدیل شده است. مایک در نخستین شیفت شب متوجه میشود که عروسکهای متحرک و کهنهی رستوران، شبها جان میگیرند و برای یافتن هر موجود زندهای در ساختمان پرسه میزنند. او باید با استفاده از دوربینهای مداربسته، درهای فلزی و چراغهای سالن، از خود در برابر حملات آنها محافظت کند و همزمان به راز تاریکی پی ببرد که پشت داستان این عروسکها و سرگذشت کودکان گمشده پنهان شده است. هر شب، مایک با خطرات جدیدی روبهرو میشود و باید تا طلوع آفتاب زنده بماند.
خلاصه داستان: گروهی از یوتیوبرهای جوان و جاهطلب که برای افزایش دنبالکنندههایشان دست به هر کاری میزنند، تصمیم میگیرند از یک مکان متروکه و باستانی در دل طبیعت فیلمبرداری کنند. آنها که به دنبال محتوایی ترسناک و پربازدید هستند، ناخواسته وارد منطقهای ممنوعه میشوند و با انجام یک مراسم ناآگاهانه، موجودی اهریمنی و باستانی را از دل تاریخ بیدار میکنند. این موجود که ریشه در آیینهای دروییدهای باستان دارد، شروع به شکار آنها یکییکی میکند. حالا این گروه کوچک که در مکانی دورافتاده گرفتار شدهاند، باید برای زنده ماندن بجنگند و پرده از راز این کابوس وحشتناک بردارند. آنها در حالی که هر لحظه ممکن است قربانی بعدی باشند، متوجه میشوند که این شیطان فقط به دنبال کشتن نیست؛ بلکه میخواهد آنها را در کابوسی ابدی و بیپایان گرفتار کند.
خلاصه داستان: «عصر جنون» داستان تئوان، خواننده دورهگردی از طبقه پانان را روایت میکند که در جستوجوی رهایی از نظام بردهداری، به اعماق جنگلی تاریک و رمزآلود میگریزد. در دل این جنگل، او به قصر کهنی پناه میبرد که ساکنانش به ظاهر سخاوتمندند، اما رفتهرفته رازهای هولناکی آشکار میشود. تئوان در این مکان با یک سنت باستانی و نیروی اهریمنی روبهرو میشود که سرنوشت او را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم مالایالم، با فضاسازی سیاهوسفید و حالوهوای فولکلوریک، روایتی تازه از وحشت و روانپریشی ارائه میکند.
خلاصه داستان: در شهر کوچک دری در ایالت مین، کودکان ناپدید میشوند و گروهی از نوجوانان با موجودی شیطانی مواجه میشوند که خود را به شکل دلقکی به نام پنیوایز نشان میدهد. این موجود هر ۲۷ سال یکبار ظاهر میشود و از ترس کودکان تغذیه میکند. بیلی، پسری که برادرش گم شده، همراه دوستانش تصمیم میگیرد با این هیولا مقابله کند. آنها با نام «باشگاه بازندهها» شناخته میشوند و باید با ترسهای درونی خود روبهرو شوند. داستان در دو زمان گذشته و حال روایت میشود و بر پیوند دوستی و شجاعت در برابر وحشت تأکید دارد. فیلم به کارگردانی اندرس موشیتی، ترکیبی از ترس روانشناختی و درام نوجوانانه است.
خلاصه داستان: رزماری و گای وودهاوس، زوج جوانی که به آپارتمانی قدیمی در ساختمان برانفورد نقل مکان میکنند. همسایههای مسن و مرموزشان، مینی و رومن کستوت، به سرعت وارد زندگی آنها میشوند. پس از مرگ مشکوک دختر جوانی به نام تری و نابینا شدن ناگهانی رقیب هنری گای، رزماری باردار میشود. او در دوران بارداری دردهای عجیبی را تجربه میکند و به تدریج به همسایهها و حتی همسرش بدگمان میشود. رزماری که احساس میکند در توطئهای شیطانی گرفتار شده، تلاش میکند حقیقت را درباره سرنوشت فرزندش کشف کند.