خلاصه داستان: داستان پسر جوانی به نام مجید است که به همراه مادر و ناپدریاش که مرتب او را کتک میزند زندگی میکند. مجید تصمیم میگیرد در کامیون آقا جواد سوار شود و از آنجا فرار کند، اما وقتی آقا جواد متوجه میشود حسابی او را سرزنش میکند و به خانه بازمیگرداند. مجید که دچار مشکل عاطفی شدیدی شده است با یک درخت درد و دل میکند. وقتی آقا جواد پی به این موضوع میبرد رابطه صمیمانهای با مجید برقرار میکند.
خلاصه داستان: احسان، نوجوان هفده سالهای که توانایی شنیدن و سخن گفتن ندارد، به ناحق و بدون هیچ جرمی به یک مرکز بازپروری نوجوانان بزهکار در یکی از مناطق محروم تهران سپرده شده است. او در تلاش است تا با کشیدن نقاشیهای گوناگون، بیگناهی خود را ثابت کند، اما هیچکس معنای آثارش را درک نمیکند. در این میان، یک مشاور مهربان و دلسوز به نام آذر متوجه نقاشیهای احسان میشود و سعی میکند راز پنهان در آنها را کشف کند. این آشنایی، مسیر زندگی هر دوی آنها را دستخوش تغییر میکند و پرده از حقیقتی تلخ برمیدارد.
خلاصه داستان: فلاویا د لوس، دختری یازدهساله با ذهنی کنجکاو و علاقهای عمیق به حل معماهای جنایی، زندگی آرامی را در عمارت قدیمی خانوادهاش در روستایی انگلیسی سپری میکند. اما آرامش او با متهم شدن پدرش به قتل، به هم میریزد. فلاویا که به بیگناهی پدرش ایمان دارد، تصمیم میگیرد خودش دست به کار شود و راز این جنایت را کشف کند. او در میان رازهای پنهان خانواده، خاطرات تلخ گذشته و شواهد گیجکننده، با کمک دوستانش و با تکیه بر هوش و شجاعتش، قدم در مسیری پرخطر میگذارد. هرچه به حقیقت نزدیکتر میشود، خطرات بیشتری او را تهدید میکند و او باید ثابت کند که سن کم، مانعی برای کشف یک راز بزرگ نیست.
خلاصه داستان: پسر پانزدهسالهای از قوم یوروک در روستایی دورافتاده در مقدونیه، در میان انتظارات سختگیرانه والدین، سنتهای محافظهکارانه جامعه و عشقی ممنوعه به دختری که به دیگری وعده داده شده است، به موسیقی پناه میبرد تا راهی برای رهایی و ابراز خود پیدا کند.
خلاصه داستان: علی، نوجوانی که به تازگی پدرش را از دست داده، برای تأمین مخارج خانواده تصمیم میگیرد در قهوهخانهای مشغول به کار شود. او در این مسیر با سختیها و تجربههای تازهای روبهرو میشود که او را با دنیای بزرگسالی و مسئولیت آشنا میکند. فیلم «نیاز» به کارگردانی علیرضا داوودنژاد، روایتی اجتماعی از تلاش و پایداری در بستر زندگی طبقه کارگر ایران در اوایل دهه هفتاد ارائه میدهد.
خلاصه داستان: کلادین ولف با رازی به مدرسه بازمیگردد؛ رازی که میتواند همهچیز را از هم بپاشد. او تصور میکند حمله به اعضای کادر مدرسه تقصیر خودش است، بنابراین همراه با فرانکی و دراکولائورا تلاش میکند مخفیانه وارد آزمایشگاه هایدِ فقید شود تا معجونِ هیولای واقعی را پیدا کند.