خلاصه داستان: پس از اینکه بن مالوی، رئیس سابق ایستگاه سیا در اروپای شرقی، متوجه میشود مرگ همسرش تصادفی نبوده، ناگزیر به دنیای خطرناک جاسوسی بازمیگردد. او در جستجوی حقیقت، با یک افسر اطلاعاتی سابق و مرموز به نام کسنیا متحد میشود تا توطئهای را کشف کند که میتواند همه چیز را زیر سوال ببرد. در این مسیر، بن با دشمنان قدیمی و همکاران بیاعتماد روبرو میشود و باید میان وفاداری به سازمان و عدالت شخصی یکی را انتخاب کند. هر قدم او را به حقیقتی تیرهتر نزدیک میکند و پرده از رازهایی برمیدارد که فراتر از تصور اوست.
خلاصه داستان: یک روانپزشک به نام الیزابت درگیر پروندهای عجیب میشود؛ بیمار جوانی به نام آسا به او مراجعه میکند و داستانی باورنکردنی از تسخیر شدن توسط یک وجود باستانی تعریف میکند. در ابتدا الیزابت این روایت را هذیان میپندارد، اما به تدریج با وقوع رویدادهایی فراطبیعی در اطراف خود، به حقیقت ماجرا پی میبرد. او درمییابد که با نیرویی شیطانی و کهن روبهروست که از بدنی به بدن دیگر منتقل میشود و قربانیان خود را به بازی میگیرد. حال الیزابت باید برای نجات خود و اطرافیانش با این موجود باستانی مقابله کند، اما هر گامی که برمیدارد او را عمیقتر به یک کابوس روانشناختی و ترسناک میکشاند و مرز میان واقعیت و توهم برای او کمرنگتر میشود.
خلاصه داستان: خانوادهای آسیبدیده پس از حدود دو دهه، بار دیگر در خانه روستایی دورافتادهای که زمانی محل زندگی آنها بود گرد هم میآیند. هر یک از اعضای خانواده بار سنگینی از آسیبهای روانی و رازهای پنهان را با خود حمل میکنند. در طول این دیدار دوباره، زخمهای قدیمی سر باز میکنند و حقیقتهایی که سالها دفن شده بودند، به تدریج آشکار میشوند. این برخورد، آنها را ناگزیر میکند که با گذشته تاریک خود و گناهانی که هر یک مرتکب شدهاند روبرو شوند. اما آیا این مواجهه میتواند به التیام و رستگاری بیانجامد یا فقط فاجعه را عمیقتر میکند؟
خلاصه داستان: مردم یک روستا در حاشیه معدن زغالسنگ، دائمالخمر هستند و این ابزار سیاستمداران محلی برای سوءاستفاده و رسیدن به قدرت میشود. در این میان، دارا و دوستانش درگیر ماجراهایی میشوند که زندگیشان را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: مردی مرتکب جنایتی ناگهانی و شریرانه میشود. او در این سفر نهایی به سوی رستگاری، به زودی متوجه میشود که چقدر حاضر است برای نجات فرزندش پیش برود. این فیلم داستان پدری را روایت میکند که در یک لحظه تصمیمی مرگبار میگیرد و پس از آن، درگیر عواقب سنگین آن میشود. او در مسیری تاریک و پر از تنش قرار میگیرد و باید میان گناه، پشیمانی و عشق پدرانه، راهی برای رستگاری بیابد. هر قدم او را به پرتگاه نزدیکتر میکند و رازهایی از گذشته اش فاش میشود که او را به چالش میکشد. در این میان، جان فرزندش در خطر است و او باید ثابت کند که برای نجات او، تا کجا پیش خواهد رفت.
خلاصه داستان: پس از آخرین جنایات قاتلی با ماسک روح، چهار بازمانده، سامانتا، تارا کارپنتر و دوقلوها چاد و میندی میکس، همه چیز را در شهر وودزبورو پشت سر گذاشته تا زندگی جدیدی را در شهر نیویورک آغاز کنند اما اوضاع آنطور که آنها تصور میکردند پیش نرفته و…