خلاصه داستان: در ادامه داستان حماسی پیشین، «تارا سینگ» در جریان جنگ هند و پاکستان در سال ۱۹۷۱ در مرز ناپدید میشود و گمان میرود در پاکستان زندانی شده است. پسرش «جیتی» که اکنون جوانتر شده، با شنیدن این خبر عازم پاکستان میشود تا پدرش را نجات دهد. در این مسیر، او با موانع و دشمنان بسیاری روبهرو میشود و برای بازگرداندن پدرش باید از جان مایه بگذارد. این فیلم اکشن و احساسی، داستانی پر از عشق خانوادگی و میهنپرستی را روایت میکند و در دل مخاطبان هندی و بینالمللی جای باز کرده است.
خلاصه داستان: جوزف و همسرش آن و دخترشان رن در دل جنگلهای دورافتاده و یخزده زندگی میکنند و با شکار حیوانات برای پوست آنها امرار معاش میکنند. آرامش این خانواده منزوی وقتی به هم میریزد که جوزف متوجه میشود یک گرگنما (وولورین) در حال شکار در محدوده قلمرو آنهاست و به دامهایشان حمله میکند. او برای محافظت از خانواده و تأمین معاش، تصمیم میگیرد این شکارچی مرموز را ردیابی و از بین ببرد. در همین حین، آن با مردی زخمی به نام رابرت روبرو میشود که ادعا میکند مورد حمله گرگها قرار گرفته است. با ورود این غریبه به زندگی آنها، رازهایی تیره و تار فاش میشود و مرز بین شکارچی و شکار به شکلی هولناک محو میگردد. این درام روانشناختی و پرتعلیق، سقوط تدریجی یک خانواده را در برابر وحشیگری طبیعت و تاریکی درون انسان به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: چند سال پس از وقایع هولناک فیلم اول، نورمن نوردستروم، مرد نابینا و کهنهسرباز جنگ، در خانهای دورافتاده با دختری یازدهساله به نام فینیکس زندگی میکند و سعی دارد گذشته تاریک خود را پشت سر بگذارد. اما آرامش او زمانی به هم میریزد که گروهی ناشناس به خانه حمله میکنند و فینیکس را میربایند. نورمن که دیگر نمیتواند بیتفاوت بماند، برای نجات او وارد یک نبرد نفسگیر میشود و در این مسیر رازهایی از گذشته خود و هویت واقعی فینیکس برملا میشود. او باید با استفاده از مهارتهای رزمی و آگاهی دقیق از محیط اطراف، در برابر مهاجمانی بیرحم بایستد و حقیقتی را بپذیرد که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: جِـن، زن جوانی که از اضطراب و مشکلات روانی رنج میبرد، برای یافتن آرامش به یک هیپنوتراپیست مشهور و مرموز به نام دکتر مید مراجعه میکند. در ابتدا جلسات درمانی امیدوارکننده به نظر میرسند و جِن احساس بهبود میکند، اما به تدریج متوجه میشود که ذهنش تحت کنترل شخص دیگری قرار گرفته است. او درگیر توهمها و رؤیاهای وحشتناکی میشود که مرز بین واقعیت و خیال را محو میکنند. با کشف رازهای تاریک دکتر مید، جِن باید برای نجات جان خود و اطرافیانش وارد یک بازی خطرناک ذهنی شود؛ بازیای که در آن هیچکس را نمیتوان باور کرد و هر لحظه ممکن است به یک کابوس تازه تبدیل شود.
خلاصه داستان: آویناش، کارمند سادهای در بمبئی، زندگی آرامی دارد تا اینکه برادرش به قتل میرسد و برادرزادهاش ربوده میشود. او برای یافتن کودک به کلکته میرود، شهری شلوغ و پررمزوراز که در آن هیچکس قابل اعتماد نیست. به محض ورود، با زنی مرموز به نام ریا آشنا میشود که ادعا میکند میتواند کمکش کند، اما خیلی زود مشخص میشود که همه در دام یک توطئه بزرگ هستند. آویناش که هیچ چیز از نقشه پشت پرده نمیداند، باید از خیابانهای پیچدرپیچ کلکته عبور کند و در حالی که تعقیبکنندگان او را محاصره کردهاند، حقیقت را کشف کند. هر سرنخ او را به قطاری میرساند که گویی مقصدی جز نابودی ندارد. آیا آویناش میتواند در این شهر بیگانه جان سالم به در ببرد و راز این ماجرا را فاش کند؟
خلاصه داستان: ریتی وینر، متخصص جوان و باهوش سابق آژانس امنیت ملی آمریکا، به اتهام درز اطلاعات فوق محرمانه به یک وبسایت خبری، در خانه خود مورد بازجویی قرار میگیرد. این بازجویی که با حضور مأموران فدرال انجام میشود، به تدریج به یک رویارویی روانی و حقوقی پیچیده تبدیل میشود. او که از اتهام خود بیخبر است، سعی میکند حقایق را روشن کند، اما هر لحظه فشار بیشتری بر او وارد میشود. فیلم بر اساس ماجرای واقعی و متن دقیق مکالمات ضبطشده ساخته شده و تلاش میکند تصویری مستندگونه از این واقعه ارائه دهد.