خلاصه داستان: در بهار ۱۹۶۸ پراگ، موجی از آزادیخواهی کشور چکسلواکی را فرا گرفته بود. در این میان، گروهی از خبرنگاران رادیوی ملی با شجاعت تمام تصمیم میگیرند اخبار مستقل و بدون سانسور را منتشر کنند. دو برادر یتیم به نامهای توماش و پایا که هر یک به دلایلی وارد این ماجرا شدهاند، در مسیر حقیقتجویی با خطرات بزرگی روبهرو میشوند. این فیلم روایتی از ایستادگی در برابر ستم و تلاش برای حفظ آزادی بیان است.
خلاصه داستان: یک مأموریت معمولی جمعآوری پول نقد برای دو راننده کامیون زرهپوش به نامهای راسل و تراویس، ناگهان به یک ماجراجویی پرخطر تبدیل میشود. آنها در میان راه توسط یک گروه تبهکار بیرحم به رهبری زویی، زنی باهوش و زیرک، کمین میشوند. این کمین نه تنها نقشهی سادهی آنها را بر هم میزند، بلکه آنها را مجبور میکند برای بقا و نجات پولهای تحت مراقبت خود، دست به اقدامات غیرمنتظرهای بزنند. در این میان، راسل و تراویس که هیچکدام برای چنین موقعیتی آماده نبودهاند، باید از مهارتهای خود برای فریب دشمنان و فرار از این مخمصه استفاده کنند. این فیلم ترکیبی از اکشن، کمدی و تعلیق است که با بازی ادی مورفی و گروه بازیگران همراه میشود.
خلاصه داستان: داستان دختری به نام سارا است که از دانشگاهی در کانادا بورسیه تحصیلی گرفته و قرار است ساعت ۶ صبح تهران را به مقصد تورنتو ترک کند. دوستانش قبل از پرواز برای او مهمانی را تدارک میبینند، اما در حین مهمانی پلیس وارد خانه میشود و همه را دستگیر میکند. سارا که خود را از ماموران پنهان کرده با چالشهایی مواجه میشود که این تازه شروع ماجراست.
خلاصه داستان: داستان فیلم خوابگاه در یک مدرسه شبانهروزی دورافتاده رخ میدهد. شیوع یک بیماری مرموز باعث تبدیل دانشآموزان به موجوداتی زامبیمانند میشود. رومی، نوجوانی خجالتی که به همکلاسیاش ایزارا علاقه دارد، برای نجات او و دوستانش وارد ماجرایی خطرناک میشود. او باید با ترسهای خود روبرو شود و راهی برای متوقف کردن این همهگیری پیدا کند. در این میان، رازهای تاریک مدرسه و آزمایشهای ناشناخته فاش میشوند. آیا رومی میتواند معشوقش را نجات دهد و از خوابگاه جان سالم به در ببرد؟
خلاصه داستان: پس از رویارویی هولناک در یک پایگاه متروکه آزمایشهای دولتی، مرد خانوادهای از یک شهر کوچک شروع به دیدن تصاویر وهمآلودی از گذشتهای میکند که تهدیدی برای نابودی زندگی کنونی اوست.
خلاصه داستان: کریستین براون، کارمند بانک، برای جلب نظر رئیساش در انتخاب معاون جدید، درخواست تمدید مهلت زنی مسن و کولی به نام سیلویا گانوش را رد میکند. همان شب، سیلویا در پارکینگ به کریستین حملهور میشود و با کندن یک دکمه از لباساش، نفرینی بر او جاری میکند. کریستین که ابتدا این ماجرا را جدی نمیگیرد، بهزودی با نشانههای وحشتناکی روبهرو میشود: رویاهای کابوسوار، وقوع حوادث ماوراءطبیعی و ملاقات با موجودی شیطانی که هر روز قویتر میشود. او برای نجات جانش نزد یک پیشگو میرود و درمییابد تنها راه نجات، قربانی کردن موجودی دیگر به جای خودش است. اما هر انتخابی عواقب اخلاقی سنگینی دارد و زمان کوتاه است. کریستین باید میان نجات خود یا دیگران یکی را برگزیند و با تاریکیترین بخش وجودش روبهرو شود.