خلاصه داستان: در راه رفتن به یک دورهمی خانوادگی، خانواده هرینگ دچار یک سانحه شدید رانندگی میشوند و وقتی به هوش میآیند، خود را در زیرزمینی تاریک و وحشتناک مییابند. چیزی آنجا همراه آنهاست؛ در قفسی زندانی؛ و تشنه گوشت انسان. با یک ناظر مرموز که مانند صاحب حیوان از آن موجود نگهداری میکند، خانواده باید با یکدیگر متحد شوند تا راهی برای شکست دادن هر دو و فرار پیدا کنند.
خلاصه داستان: «گیسوکه واتانابه»، استاد بازنشسته دانشگاه، زندگی مرفه اما منزویای را در خانهی سنتی ژاپنی که پدربزرگش ساخته، میگذراند. او با خاطرات گذشته و تنهایی روزهای بازنشستگی دستوپنجه نرم میکند و از ارتباط با دنیای بیرون کناره گرفته است. تا اینکه روزی یک ایمیل ناشناس، آرامش زندگیاش را تهدید میکند. پیامی کوتاه که تنها یک جمله دارد: «دشمن می آید». این جمله ساده، اضطراب و پارانویایی عمیق را در ذهن استاد ایجاد میکند و او را به سفری درونی و بیرونی میکشاند. او در تلاش برای کشف هویت فرستنده و معنای پیام، با رازهایی از گذشته خود و خانوادهاش مواجه میشود که هرگز انتظارش را نداشت. در این مسیر، مرز میان واقعیت و توهم کمرنگ میشود و گیسوکه باید با ترسهایش روبرو شود تا حقیقت را بیابد.
خلاصه داستان: «دا-کیونگ»، یوتیوبری که ویدیوهایش کمترین بازدید را دارند، برای یافتن منبع یک داستان واقعی ترسناک که در فضای مجازی منتشر شده، با رئیس ایستگاهی مرموز در مترو قرار ملاقات میگذارد. او در این مسیر با چندین روایت عجیب و دلهرهآور از مسافران و کارکنان مترو روبهرو میشود. هر داستان، لایهای تازه از راز این قطار ارواح را آشکار میکند و دا-کیونگ را به حقیقتی تاریک و فراتر از تصورش نزدیک میسازد. اما آیا او میتواند از این ماجراجویی پرخطر جان سالم به در ببرد و حقیقت را فاش کند؟
خلاصه داستان: کیارش و مارال، دو کلاهبردار حرفهای، هر بار با نقشهای پیچیده پولهای دزدیدهشده را از چنگ یکدیگر درمیآورند و این بازی خطرناک به رابطهای پر از رقابت و بیاعتمادی میان آنها تبدیل میشود. اما این دسیسههای پیاپی آنها را به مسیری میکشاند که دیگر راه بازگشتی از آن نیست؛ جایی که طمع و سوءظن، هر توطئهای را به آتشبازیای تبدیل میکند که دامن خودشان را میگیرد. در این میان، ورود شخصیتهای تازه و موقعیتهای غیرمنتظره، نقشههای از پیش طراحیشده را بر هم میزند و آنها را در برابر پیامدهای اجتنابناپذیر انتخابهایشان قرار میدهد.
خلاصه داستان: الادیو، نگهبان یک شکارگاه، از شکارچیای کهنهکار رشوهای میگیرد. چند هفته بعد، تمام زندگیاش فرو میپاشد. آنچه در ابتدا فرصتی طلایی به نظر میرسید، به سقوطی هولناک به جهنم بدل میشود، زمانی که الادیو درمییابد بدبختیاش شاید کاملاً تصادفی نبوده است.
خلاصه داستان: در فیلم احضار: آخرین مناسک، اد و لورین وارن، دو تن از مشهورترین محققان ماوراءالطبیعه در جهان، با آخرین و هولناکترین پروندهی خود روبهرو میشوند. پروندهای که آنها را به اعماق تاریکترین رازهای یک خانواده میکشاند و نیروهای شیطانی را آزاد میکند که تاکنون هیچکس جرأت مواجهه با آنها را نداشته است. در حالی که شواهد وحشتناکی از حضور موجودات فراطبیعی جمع میشود، اد و لورین باید به تواناییهای خود و ایمانشان تکیه کنند تا بار دیگر در برابر نیروهای اهریمنی ایستادگی کنند. این آخرین مناسک، آنها را به سفری پر از راز و رمز میبرد و مرزهای واقعیت و خیال را در هم میآمیزد. آیا آنها میتوانند این بار نیز بر تاریکی غلبه کنند یا این پرونده سرنوشت آنها را برای همیشه تغییر میدهد؟