خلاصه داستان: پس از مرگ پدرشان، یک خواهر و برادر توسط مادرخواندهشان به خانهای دورافتاده برده میشوند تا با خواهر یا برادر جدیدی آشنا شوند. اما خیلی زود درمییابند که این عضو جدید خانواده رازی وحشتناک در دل خود پنهان کرده است. رازی که زندگی آرام آنها را به کابوسی ترسناک تبدیل میکند و آنها را درگیر ماجراهایی فراطبیعی و هراسآور میسازد. هر چه بیشتر تلاش میکنند تا از این وضعیت رهایی یابند، بیشتر در دام تاریکی گرفتار میشوند. این فیلم دلهرهآور با فضاسازی سنگین و تعلیق مداوم، مخاطب را تا پایان نفسگیر خود همراه میکند.
خلاصه داستان: این داستان همزمان با اتفاقات فیلم «جان ویک: فصل سوم – پارابلوم» جریان دارد؛ جایی که «ایو ماکارو» برای انتقام از قاتلان خانوادهاش، آموزشهای خود را در سنتهای قاتلان گروه «روسکا روما» آغاز میکند. او که توسط «جان ویک» در کودکی نجات یافته، حالا به دنبال هویت واقعی خود و مهارتهای پنهانش میگردد و وارد دنیای تاریک و خشن انتقام میشود.
خلاصه داستان: استفانی، دانشجوی جوانی که از کابوسهای خشونتآمیز و تکرارشوندهای رنج میبرد، به زادگاهش بازمیگردد. او در جستجوی تنها فردی است که شاید بتواند این چرخه وحشت را بشکند و خانوادهاش را از سرنوشتی هولناک که در انتظارشان است نجات دهد. اما بازگشت به خانه، خاطرات تلخ و رازهای تاریکی را زنده میکند که ریشه در گذشتهای دور دارند. استفانی باید با نیرویی مرموز و مرگبار روبرو شود که مرگ را به تعویق میاندازد، اما هرگز فراموش نمیکند.
خلاصه داستان: گروهی از افراد که انگیزهای عمیق برای تغییر در درون خود دارند، تصمیم میگیرند از جامعه روی برگردانند. آنها همهچیز را پشت سر میگذارند و آیندهی خود را به سرزمین خشن و دورافتادهی گالاپاگوس گره میزنند.
خلاصه داستان: در پسزمینهی پرآشوب مونتانا در دههی ۱۸۷۰، درست در لحظات پیش از اعدام «آیزاک برادوی»، او مأموریتی غیرممکن را به پسر دورافتادهاش، «هنری»، واگذار میکند: قتل مردی که بیگناه او را درگیر جرمی کرده که مرتکب نشده است. هنری برای عمل به قولش، راهی شهر دورافتادهی «ترینیتی» میشود، اما رویدادهایی غیرمنتظره باعث میشوند در آنجا گرفتار شود و میان دو نیروی متضاد گیر بیفتد: گابریل داو، کلانتر درستکار و تازهوارد شهر، و مردی مرموز به نام سنت کریستوفر.
خلاصه داستان: سه پیرمرد که روزگاری از اعضای سرشناس یاکوزا بودهاند، حالا در آرامش بازنشستگی به سر میبرند؛ اما آرامش آنها با بازگشت خاطرات تلخ و درگیری با شبکهای جنایی که سالها پیش آن را ترک کردهاند، به هم میریزد. آنها برای آزادسازی داراییهای بلوکهشده و نجات اعضای خانوادهشان، دوباره دست به کار میشوند و با استفاده از مهارتهای قدیمی، وارد جنگی تمامعیار با رقبا میشوند. در این مسیر، اتحاد و ایمان قدیمیشان بار دیگر به آزمون گذاشته میشود و باید تصمیم بگیرند که آیا میتوانند عدالت را به شیوه خودشان برقرار کنند یا قربانی گذشتهشان خواهند شد.