خلاصه داستان: کت، یک معلم کمدی بداهه است که کمکم دارد به این فکر میکند که آیا شانس موفقیتش را از دست داده است یا نه. وقتی یک پلیس مخفی به او نقشی مهم در زندگیاش پیشنهاد میدهد، او دو نفر از شاگردانش را استخدام میکند تا با جعل هویت مجرمان خطرناک، به دنیای تبهکاران لندن نفوذ کنند. این مأموریت مخفی که قرار است زندگی او را متحول کند، خیلی زود به یک بازی پرخطر تبدیل میشود. کت و شاگردانش باید در حالی که هویت جعلی خود را حفظ کردهاند، با خطرات پیشبینینشدهای روبهرو شوند. هر قدم اشتباه میتواند نه تنها مأموریت را به خطر بیندازد، بلکه جان آنها را نیز تهدید کند. در این مسیر، مرز بین واقعیت و نقشبازی کمرنگ میشود و کت باید تصمیم بگیرد که آیا حاضر است برای رسیدن به رویای خود، همه چیز را فدا کند.
خلاصه داستان: بیست و هشت سال پس از شیوع ویروس خشم که از یک آزمایشگاه سلاحهای بیولوژیکی گریخت، دنیا به ویرانهای خاموش و خطرناک تبدیل شده است. در این سالها، گروهی از بازماندگان در جزیرهای دورافتاده و تحت قرنطینهای سختگیرانه، زندگی خود را با ترس و امید ادامه میدهند. آنها تنها از طریق یک گذرگاه بهشدت محافظتشده با سرزمین اصلی در ارتباطاند. اما هنگامی که یکی از اعضای گروه برای مأموریتی خطرناک به قلب تاریکی سرزمین اصلی میرود، با رازهایی شگفتانگیز و هولناک روبهرو میشود. او در میان آلودهشدگان، نه فقط وحشت، بلکه بقایای تمدن و دگرگونیهای عجیبی را کشف میکند که مسیر بقا را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: گروهی از دوستان کنجکاو یواشکی وارد یک کارخانه متروکه کنسرو اسفناج میشوند تا از افسانه «مرد ملوان» که گفته میشود کارخانه و اسکلههای محلی را شکار میکند، فیلم مستندی بسازند. آنها بهزودی درمییابند که این افسانه صرفاً یک داستان محلی نیست و موجودی وحشتناک و خونآشام در دل تاریکی کارخانه کمین کرده است. تعقیب و گریزی مرگبار آغاز میشود و دوستان باید برای زنده ماندن با گذشتهای تاریک و رازهایی که سالها دفن شده بودند، روبرو شوند.
خلاصه داستان: بیستوهشت هفته پس از شیوع ویروس مرگبار خشم، ساکنان جزایر بریتانیا نبرد خود را در برابر این یورش از دست دادهاند، چرا که ویروس همه را در آنجا از بین برده است. شش ماه بعد، گروهی از آمریکاییها با این باور که خطر پایان یافته، جرأت میکنند قدم به این جزایر بگذارند. اما خیلی زود آشکار میشود که این بلای خانمانسوز همچنان زنده است و در کمین قربانیان بعدی نشسته است.
خلاصه داستان: لئون کافمن، عکاسی جوان و جاهطلب، در جستجوی سوژههای خام و تاریک برای نمایشگاه آیندهاش به وسواس تبدیل میشود. او شبها در متروی شهر به دنبال صحنههای خیابانی میگردد و به تدریج با یک مسافر مرموز به نام ماهونین آشنا میشود که همیشه در واگن انتهایی قطار شبانه حضور دارد. لئون با دنبال کردن ماهونین، زنجیرهای از قتلهای وحشتناک را کشف میکند که با مقبرهای باستانی و موجوداتی فراتر از درک انسان مرتبط است. او برای متوقف کردن این کابوس، وارد بازی خطرناکی میشود که مرز بین قربانی و جلاد را محو میکند. اما حقیقت تلخ، لئون را با انتخابی اخلاقی روبهرو میسازد که سرنوشت او را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: یک فیلمساز جوان و مشتاق به نام دنی، وسواس عجیبی برای فیلمبرداری از همهچیز دارد. او به تدریج متوجه میشود که این وسواس به یک رفتار خطرناک تبدیل شده است: تعقیب زنان و فیلمبرداری از آنها بدون اجازه. با نزدیک شدن پلیس و شکایت قربانیان، دنی درگیر یک بازی مرگبار با خودش و جامعه میشود. او باید بین اشتیاق هنری و مرزهای اخلاقی یکی را انتخاب کند.