خلاصه داستان: گروهی از جوانان، مرد و زن، که بهعنوان کارگران فصلی در یک کارخانه شکر مشغول به کار میشوند، بهزودی درمییابند که این مکان دورافتاده، نفرینشده و قلمروی شیاطین است. ترس و وحشت در میان آنان میپیچد و هر یک از اعضای گروه به شکلی با نیروهای ماورایی روبهرو میشوند. آنها باید پیش از آنکه این وحشت جانشان را بگیرد، علت خشم شیاطین را کشف کنند و راهی برای فرار یا آرام کردن آنها بیابند. در این میان، رازهای تاریکی از گذشته کارخانه برملا میشود که ارتباط مستقیمی با سرنوشت آنها دارد.
خلاصه داستان: کریس واشنگتن، عکاس جوان سیاهپوست، به دعوت دوستدخترش رز آرمیتاژ برای نخستین بار به دیدار خانوادهی او میرود. او در ابتدا نگران برخورد والدین رز با رابطهی بیننژادی است، اما با رفتاری بیش از حد خوشخدمتانه و اظهارنظرهای عجیب روبهرو میشود. با گذشت آخر هفته، رویدادهای نگرانکنندهای مانند رفتارهای غیرعادی خدمتکاران سیاهپوست خانواده و یک مهمانی عجیب که در آن مهمانان سفیدپوست او را از نزدیک بررسی میکنند، کریس را به شک میاندازد. او به تدریج متوجه میشود که در دامی خطرناک گرفتار شده و راز هولناکی پشت این مهماننوازی پنهان است. کریس باید برای نجات جان خود و فرار از این کابوس بجنگد.
خلاصه داستان: وقتی یک زوج جوان برای یک تعطیلات عاشقانه به دریاچهای دورافتاده و جنگلی میروند، آرامش آخر هفتهشان توسط گروهی پرخاشگر از نوجوانان محلی برهم میخورد. سر و صدا و شیطنت بهسرعت به خشم تبدیل میشود، زیرا نوجوانان به روشهایی غیرقابل تصور زوج را وحشتزده میکنند و یک سفر آخر هفته به نبردی خونین برای بقا بدل میشود.
خلاصه داستان: داستان فیلم «از عرش تا فرش» درباره یک غول صنعت موسیقی است که به داشتن بهترین گوش در این حرفه شهرت دارد. زندگی او که در اوج موفقیت و ثروت قرار دارد، زمانی به کلی دگرگون میشود که هدف یک طرح گروگانگیری پیچیده قرار میگیرد. او حالا در یک دوراهی اخلاقی مرگوزندگی گرفتار شده است؛ جایی که باید میان حفظ داراییها، جان خود و افرادی که دوستشان دارد، دست به انتخابی سرنوشتساز بزند. این موقعیت تنشآلود، پرده از رازها و زوایای پنهان شخصیت او برمیدارد و او را در مسیری قرار میدهد که دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست. فیلم با نگاهی تیزبینانه به طبقات اجتماعی و مفهوم سقوط و صعود، روایتی پرتعلیق از یک بحران انسانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: کایرا و آیزاک زمانی رهبران یک گروه چندملیتی نیروهای ویژه به نام «نیروی سایه» بودند. آنها با عاشق شدن، قوانین را زیر پا گذاشتند و برای محافظت از پسرشان، مخفی شدند. حالا که جایزهی بزرگی برای سرشان تعیین شده و «نیروی سایه» خشمگین در تعقیبشان است، مبارزهی یک خانواده به جنگی تمامعیار تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در قلب شهر ویران رقه، پایگاه خودخوانده داعش، دو جاسوس از دو سوی جهان با یکدیگر روبهرو میشوند؛ یکی مأمور مرموز روسیه و دیگری جاسوس اسپانیایی مراکشیالاصلی که برای یوروپل کار میکند. هر دو در جبهههای متخاصم قرار دارند، اما هدفی مشترک آنها را به هم پیوند میدهد: یافتن یکی از رهبران ارشد جهاد، معروف به «اردنی»، و فراهم کردن زمینه حذف او. در فضایی سرشار از بیاعتمادی و خیانت، این دو باید از خطرات مرگبار جان سالم به در ببرند؛ از اعدامهای صحرایی گرفته تا زنانی که به بردگی فروخته میشوند. در این میان، همپیمانی ناپایدار شکل میگیرد که هر لحظه ممکن است به نابودی هر دو طرف بینجامد.