خلاصه داستان: گریس، لحظاتی پس از اینکه از حمله تمامعیار خانواده لودوماس جان سالم به در میبرد، متوجه میشود که به مرحله بعدی این بازی کابوسوار رسیده است؛ و این بار، خواهرش فِیث که با او قطع رابطه کرده بود، در کنارش است. گریس تنها یک فرصت دارد تا زنده بماند، خواهرش را زنده نگه دارد و جایگاه والای شورایی که جهان را کنترل میکند، به دست آورد. چهار خانواده رقیب برای تصاحب این تاج و تخت به دنبال شکار او هستند و هر کسی که برنده شود، بر همه چیز حکمرانی خواهد کرد.
خلاصه داستان: ارسل، دزد دریایی سابق که سالها پیش از آن زندگی فرار کرده و در جزیرهای دورافتاده با خانوادهاش آرامش یافته، ناگهان با بازگشت کاپیتان سابق و انتقامجوی خود مواجه میشود. او که فکر میکرد گذشتهاش برای همیشه دفن شده، حالا باید برای نجات عزیزانش از محاصرهای بیرحمانه، دوباره به استعدادهای مرگبارش روی آورد. اما هر قدم او در این مسیر، او را به حقیقتی تیرهتر و پیچیدهتر از آنچه تصور میکرد نزدیک میکند؛ جایی که نهتنها جان خانوادهاش، بلکه معنی بخشش و رستگاری نیز در گرو تصمیمهای اوست.
خلاصه داستان: یک مأمور سابق نیروهای ویژه، زمانی که دخترش توسط یک گروه خشن ربوده میشود، از دید همگان ناپدید شده و به زندگی مخفیانه پناه میبرد. او که تنها و در اقلیت است، مجبور میشود از تمام مهارتهایش استفاده کند تا آنها را پیدا کند، از هم بپاشد و دخترش را به خانه بازگرداند.
خلاصه داستان: شبی هنگام طوفان، ستارهای از آسمان فرو میافتد و در جنگلی دورافتاده فرود میآید. لِنا، زن جوانی که در نزدیکی همان جنگل زندگی میکند، ستاره را مییابد و درمییابد که موجودی زنده و آسیبپذیر است. او برای بازگرداندن ستاره به آسمان، از یک غریبهٔ مرموز به نام کایان کمک میگیرد. اما نیروهای تاریکی که در پی تصاحب قدرت ستاره هستند، آنها را تعقیب میکنند. لنا و کایان در سفری پرمخاطره، با موانع طبیعی و دشمنانی ناشناخته روبهرو میشوند و در این مسیر، رازهایی از گذشتهٔ خودشان نیز آشکار میگردد.
خلاصه داستان: در یک شهر ساحلی آرام، زندگی روزمره مردم با هشدار طوفانی سهمگین درجهٔ ۵ در هم میریزد. موج عظیم و ویرانگری که از طوفان برمیخیزد، سیل و خرابی را به همراه میآورد، اما خطر اصلی چیزی نیست که از آسمان میبارد. در میان آبهای متلاطم و خیابانهای زیر آب، دستهای کوسههای گرسنه به کمین نشستهاند. گروهی از بازماندگان که در تلاش برای فرار و نجات عزیزانشان هستند، ناگهان خود را در محاصرهٔ موجوداتی مرگبار مییابند. هر لحظه نبرد برای بقا سختتر میشود؛ آنها باید هم از خشم طبیعت و هم از آروارههای مرگبار کوسهها فرار کنند. آیا میتوانند از این فاجعهٔ طبیعی دوچندان جان سالم به در ببرند؟ تلاطم مرگبار داستانی است از ترس، هیجان و ارادهای انسانی در برابر غیرممکنها.
خلاصه داستان: آرجون موریا، یک سوبدار بازنشستهٔ ارتش که از اندوه فقدان رنج میبرد و رابطهاش با دخترش رو به فاصله رفتن است، در زندگی تازهٔ غیرنظامی خود با یک اقدام نسنجیده دچار بحرانی ناگهانی میشود. با باز شدن دوبارهٔ زخمهای قدیمی، او مجبور میشود روح جنگجوی درونش را دوباره بیدار کند تا با نوع تازهای از جنگ روبهرو شود؛ نبردی که این بار بیش از هر زمان دیگری به قلبش نزدیک است.