خلاصه داستان: جسکیرات سینگ رانگی، با هویت جعلی حمزه علی مزاری، به اعماق دنیای تبهکاری کراچی نفوذ میکند و در سلسلهمراتب خشن این جهان زیرزمینی بالا میرود تا سرانجام لقب هراسانگیز «شیرِ بلوچ» را به دست آورد. او در میان وفاداری، خیانت و بقا در کشمکشی بیپایان گرفتار میشود؛ جایی که هر تصمیم، مرز میان زندگی و مرگ را مشخص میکند. این فیلم روایتی پرتعلیق از قدرت، انتقام و هویت است.
خلاصه داستان: در بلفاستِ پساجنگ، که بهشدت تحت نظارت پلیس قرار دارد، دو کارمند بانک شمالی (Northern Bank) به مهرههایی در بزرگترین سرقت نقدی تاریخ بریتانیا تبدیل میشوند. آنها میلیونها پوند را میدزدند تا جان خانوادههایشان را نجات دهند، بدون اینکه سارقان حتی پایشان را به داخل بانک بگذارند.
خلاصه داستان: زن جوانی که بهعنوان ناظر محتوای یک وبسایت ویدیویی کار میکند، در جریان بررسی ویدیوهای ارسالی، با مجموعهای از کلیپهای خشونتآمیز و آزاردهنده روبهرو میشود که صحنههای مرگ را با جزئیاتی هولناک بازسازی میکنند. او که ابتدا فکر میکند این ویدیوها صرفاً محتوای جعلی و ضعیف هستند، بهزودی متوجه میشود که این کلیپها به شکلی مرموز با یک فیلم ترسناک قدیمی مرتبطاند و گویی خشونت موجود در آن فیلم، در حال تکرار در دنیای واقعی است. این کشف او را وارد یک مارپیچ روانی میکند و مرز میان واقعیت و خیال را برایش محو میکند. او برای نجات جان خود و اطرافیانش باید راز پشت این ویدیوها را کشف کند.
خلاصه داستان: عباس، بسیجی شهرستانی که ترکش خمپارهای را از دوران جبهه کنار شاهرگ گردنش دارد، به اصرار همسرش نرگس برای معاینه به تهران میآید و در خیابان با همرزم سابقش کاظم روبهرو میشود که با اتومبیلش مسافرکشی میکند. پزشک وضعیت عباس را بحرانی تشخیص میدهد و توصیه میکند هرچه زودتر برای درآوردن ترکش به لندن برود. کاظم برای تأمین هزینه سفر عباس، حاضر میشود اتومبیلش را بفروشد. در آژانس هواپیمایی، خریدار پول را به موقع نمیرساند و کاظم ناچار میشود سوییچ و مدارک اتومبیل را گرو بگذارد، اما رئیس آژانس نمیپذیرد. کاظم عصبانی شده، شیشه دفتر را میشکند و پس از خلع سلاح یک مأمور، مشتریان آژانس را گروگان میگیرد تا مسئولان ترتیب سفر فوری او و عباس به لندن را بدهند. آژانس محاصره میشود و اصغر، همرزم دیگر، به آنها میپیوندد. احمد و سلحشور به عنوان نمایندگان نیروهای امنیتی وارد آژانس میشوند و بحران اوج میگیرد.
خلاصه داستان: محبوبه زنی جوان، تنها و جنگزده است که پس از پایان جنگ به مزرعه و خانه پدریاش در جنوب کشور که حالا ویران شده باز میگردد. اما داود، مأمور پاکسازی مینهای آن منطقه، مانع ورود محبوبه به خانهاش میشود. او به بهانه خطر مینهای باقیمانده از جنگ، اجازه عبور نمیدهد و این آغاز درگیریای است که ریشه در گذشته و آسیبهای جنگ دارد. محبوبه برای بازپسگیری حق خود، با داود به گفتگو مینشیند و خاطرات تلخ و شیرینی از جنگ و عشق در میان میآید. فیلم به بررسی تبعات انسانی جنگ، عشق، ایثار و تلاش برای ادامه زندگی میپردازد. ابراهیم حاتمیکیا با نگاهی عمیق، داستانی درباره مرز میان عشق و وظیفه روایت میکند.
خلاصه داستان: در دنیایی نزدیک به آینده، فناوری «رویاهای خوب» به انسانها این امکان را میدهد که عمیقترین خواستههایشان را در واقعیتِ رویا تجربه کنند. اما همین فناوری که برای آرامش طراحی شده، بهتدریج به منبع بحرانی مرموز تبدیل میشود. گروهی از شخصیتها با انگیزههای متفاوت درگیر پیامدهای این رویاها میشوند و رازهایی آشکار میگردد که مرز میان خیال و واقعیت را مخدوش میکند. داستان با تعلیق و پیچشهای غیرمنتظره، سفر شخصیتها را در مسیری پر از چالش دنبال میکند. از سختیها تا ستارگان نامی است که اشارهای به مبارزه برای رسیدن به رستگاری و امید در میان تاریکی دارد. فیلم با فضاسازی بصری خیرهکننده و مفاهیم عمیق فلسفی، مخاطب را به تفکر درباره ماهیت رؤیا و واقعیت دعوت میکند. این اثر تجربهای سینمایی است که فراتر از یک سرگرمی ساده، پرسشهایی اساسی درباره آرزوها و انتخابهای انسانی مطرح میکند.